چه زمانی روی کسب و کار یکنفره خود سرمایهگذاری کنیم؟
اما همه تصمیمات دلهرهآور در دنیای کارآفرینی تنها وزن یکسانی ندارند. خودم را مثال میزنم، با اینکه پذیرش ریسکهای خلاقانه و همکاری با نامهای بزرگ، حتی پس از این همه سال هم باعث استرسم میشود، اما عامل اصلی تردید به تواناییهایم به عنوان یک کارآفرین، فکر سرمایهگذاری روی کسب و کار است.
بسیاری از کارآفرینان تنهای دیگر هم در این بیاعتمادبهنفسی برای سرمایهگذاری با من همدرد هستند. از سوی دیگر، مدل سرمایهگذاری در این نوع کسب و کارها هم معمولا بازگشت سرمایه شفافی ندارد.
مالک یک کارخانه معمولا میتواند خط مستقیمی بین سرمایهگذاری روی تجهیزات جدید و افزایش خروجی تولید ترسیم کند، اما یک کارآفرین تنها نمیتواند با اطمینان بگوید که آیا خرید تبلیغات در شبکههای اجتماعی، استخدام مربی، اشتراکفروشی سالانه یا کمک گرفتن از دستیار مجازی، واقعا تغییر معناداری در کسب و کارش ایجاد کرده است یا خیر. پس وقتی نمیتوان نرخ بازگشت سرمایه را پیشبینی کرد یا حتی بعد از انجام کار تاثیرش را به دقتسنجید، چگونه باید درباره سرمایهگذاری تصمیم گرفت؟
دیوار آتش ایجاد کنید
بخشی از پایدارسازی کارآفرینی انفرادی، ایجاد یک شبکه امنیت مالی است. کارآفرینان تنها باید یک دیوار آتش (Firewall) بین بودجه کسب و کار و بودجه شخصی خود ایجاد کنند. اگرچه رسیدن به این مرحله زمانبراست، اما هدف نهایی این است که کسب و کارتان به شما «حقوق» پرداخت کند.
روش کار از این قرار است:
تا زمانی که در وضعیت «ماه پرپولی، ماه بیپولی» قرار دارید، یک حساب پسانداز تجاری باز کنید و در ماههای پردرآمد هرگونه پول مازادی را به آن منتقل کنید. حتی اگر پول مازادی در کار نیست هم خود را مجبور کنید که مبلغی را هرچند ناچیز کنار بگذارید. با این کار در ماههای کمدرآمد که مشتری ندارید یا مجبورید برای نقد کردن حسابها دنبال مشتری بدوید، پشتوانه مالی دارید. به مرور زمان موجودی این حساب به قدری رشد میکند که میتوانید به خودتان حقوق ماهانه بدهید. وقتی به این مرحله رسیدید، میتوانید روال را به گونهای تغییر دهید که درآمدهایتان به جای حساب جاری، مستقیم به حساب پسانداز واریز شود و پرداخت حقوق ماهانه خودکار صورت بگیرد.
به این ترتیب خیالتان از هزینههای شخصی و زندگی راحت میشود و درک بهتری از وضعیت کسب و کار و جریان نقدی آن خواهید داشت.
بخشی از پول را به توسعه کسب و کار تخصیص دهید
اگر شما هم مثل من کارآفرین ریسکگریزی هستید، شاید دندان روی جگر گذاشتن و تلاش برای رشد بدون صرف حتی یک ریال، امنتر به نظر برسد، اما سیاست اجتناب از سرمایهگذاری اشتباه، قسمت دیگری هم دارد که من در تمام سالهای طولانی پیشروی محتاطانهام آن را نادیده گرفته بودم: پذیرش یک ریسک حسابشده با پولی که توان از دست دادنش را دارید، کاملا ارزشش را دارد. خود من، ۸ سال پس از آغاز کار آزادم تصمیم گرفتم ۵ تا ۱۰درصد از درآمدم را برای سرمایهگذاری مجدد در کسب و کار کنار بگذارم. اختصاص این پول باعث شد با اعتمادبهنفس بیشتری سراغ فرصتهای توسعهای بروم که تضمین مشخصی برای بازگشت سرمایهشان وجود نداشت، چون اگر این فرصتها به نتیجه نمیرسید، من توان مالی از دست دادن آن پول را داشتم. حتی اگر نتوانید به طور مستمر درصدی از درآمدتان را کنار بگذارید، میتوانید پول لازم برای سرمایهگذاری را در جاهای دیگری پیدا کنید. مثلا پول استرداد مالیاتی، هدیه، ارث یا حتی پاداش غیرمنتظره یک مشتری. در واقع هر پولی که حسابی روی آن باز نکرده بودید.
تامل کنید و تحلیلگر باشید
حتی قاطعترین کارآفرینان تنها هم ممکن است موقع سرمایهگذاری دچار «فلج تحلیلی» (Analysis Paralysis) شوند. شما از یکسو نگران از دست دادن فرصتهای طلایی هستید و از سوی دیگر میترسید پولتان را دور بریزید. برای شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری که احتمال موفقیت بیشتری دارند، این گامها را دنبال کنید:
۱- پیش از هر خریدی حتما ۲۴ ساعت صبر کنید. این کار در برابر هیجانات آنی از شما محافظت میکند و فرصتی فراهم میآورد تا منطق بر احساس غلبه کند.
۲- امیدتان از تاثیر این سرمایهگذاری بر کسب و کارتان را یادداشت کنید. تضمینی وجود ندارد که امیدتان محقق شود، اما نوشتن انتظارات کمک میکند بفهمید واقعبینانه هستند یا خیالبافی. حتی بهتر است این یادداشتها را با همکاری در همان حوزه در میان بگذارید.
۳- شکست را تجسم کنید. در دنیای تجارت، تیمها گاهی قبل از شروع یک پروژه بزرگ، هر گونه شکستی را تجسم میکنند تا عوامل احتمالی شکست پروژه را شناسایی کنند. اگر قصد دارید مبلغ قابلتوجهی سرمایهگذاری کنید، هرگونه عامل احتمالی شکست را شناسایی کنید تا آن را مهار کنید یا در صورت گریزناپذیر بودن بحران، سرمایهگذاری نکنید.
کارآفرینان تنها، اقلیتی سربلند
کار کردن برای خودتان به عنوان مالک یک کسب و کار تکنفره، کار هر کسی نیست. شما نه تنها باید با تمام چالشهای کارآفرینی دستوپنجه نرم کنید، بلکه مجبورید تمام تصمیمات سخت را هم به تنهایی بگیرید. اگرچه سرمایهگذاری در یک کسب و کار انفرادی هرگز تصمیم کاملا شفافی نیست، اما با اقدامات متعددی میتوان از هولناکی آن کاست. پویایی کسب و کارهای تکنفره در گرو تعادلی ظریف میان صرفهجویی محافظهکارانه و سرمایهگذاری جسورانه است. برخلاف شرکتهای بزرگ که بودجههای مصوب و تیمهای مالی دارند، در یک کسب و کار انفرادی، هر ریالی که خرج میشود، انگار از سبد معیشت خانواده برداشته شده است. این پیوند عاطفی با سرمایه، اغلب باعث میشود فرصتهای رشد، قربانی ترس از آینده شوند. کلید موفقیت در این مسیر، نه در ریسکپذیری بیمحابا، که در ایجاد یک حائل مالی بین کار و زندگی، اختصاص بودجه مخصوص توسعه و در نهایت تامل و عاقباندیشی است. منبع: FastCompany