گسست در زنجیره آلومینیوم
تشدید درگیریها در اطراف تنگه هرمز و حملات به زیرساختهای صنعتی در ایران و منطقه، نهتنها مسیرهای حملونقل را مختل کرده، بلکه مستقیما ظرفیت تولید یکی از کلیدیترین فلزات صنعتی جهان را نیز هدف قرار داده است. این تحولات، بازار جهانی آلومینیوم را وارد مرحلهای از بیثباتی کرده که پیامدهای آن از صنایع ساختمانی و خودروسازی تا زنجیره تولید خودروهای برقی قابل مشاهده است. در پی حمله به مجتمعهای فولادی ایران که نمونه بارز جنایت جنگی است و متعاقب آن پاسخ نیروهای مسلح ایران به برخی اهداف در منطقه، تاسیسات شرکتهای بزرگ تولیدکننده آلومینیوم در امارات و بحرین هدف قرار گرفت و نگرانیها درباره اختلال در عرضه جهانی این فلز بهشدت افزایش یافت. گزارشها نشان میدهد تاسیسات اصلی در منطقه «الطویله» امارات دچار آسیب قابلتوجهی شده و ارزیابی میزان خسارت همچنان ادامه دارد. همزمان، شرکت آلبا در بحرین نیز از آغاز بررسیها برای سنجش آسیبهای واردشده به زیرساختهای خود خبر داده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که منطقه خلیج فارس حدود ۹ درصد از ظرفیت تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارد و بخش قابلتوجهی از تولید آن به بازارهای بینالمللی صادر میشود.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم وابستگی بازارهای مصرفی بزرگ به آلومینیوم خاورمیانه طی سالهای اخیر افزایش یافته است. اروپا و ایالات متحده، بهدلیل تعطیلی یا کاهش ظرفیت بسیاری از واحدهای ذوب داخلی خود در پی افزایش هزینههای انرژی، به واردات از این منطقه وابستهتر شدهاند. بخش قابلتوجهی از این صادرات نیز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ مسیری که اکنون به یکی از مهمترین گلوگاههای ریسک در زنجیره تامین جهانی تبدیل شده است. بهاینترتیب، هرگونه اختلال همزمان در تولید و حملونقل، میتواند بهسرعت تعادل بازار را بر هم بزند.
نشانههای این اختلال از همان روزهای ابتدایی در بازارهای جهانی نمایان شد. قیمت آلومینیوم در بورس فلزات لندن (LME) پس از انتشار اخبار حملات و تشدید تنشها، تا حدود ۶ درصد افزایش یافت و به سطوحی نزدیک به بالاترین قیمت در چهار سال اخیر رسید. برخی تحلیلگران حتی پیشبینی کردهاند که در صورت تداوم شرایط کنونی، قیمتها میتواند در کوتاهمدت از مرز ۳۵۰۰ دلار عبور کرده و به محدوده ۳۸۰۰ دلار در هر تن نیز نزدیک شود. این روند افزایشی تنها به قیمت پایه محدود نمانده و پریمیوم فیزیکی در بازارهای اروپا و آمریکا نیز بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است که نشانهای از تحت فشار قرار گرفتن عرضه در بازار است.
با این حال، آنچه بحران کنونی را از شوکهای پیشین متمایز میکند، انتقال ریسک از حوزه لجستیک به حوزه تولید است. در مراحل ابتدایی تنشها، نگرانی اصلی بازار به اختلال در حملونقل و افزایش زمان و هزینه ارسال محدود میشد، اما درگیریهای اخیر نشان داد که در وهله اول زیرساختهای تولیدی ایران و پس از آن منطقه نیز در معرض تهدید مستقیم قرار دارند. این تغییر ماهیت ریسک، اهمیت منطقه خلیج فارس را بهعنوان یکی از تامینکنندگان کلیدی آلومینیوم برای بازارهای خارج از چین برجستهتر کرده و باعث شده تحلیلگران از احتمال کمبود فیزیکی فلز در بازارهای جهانی خبر دهند.
وابستگی تولید آلومینیوم به انرژی
در همین حال، برخی تولیدکنندگان منطقهای ناچار به کاهش یا توقف بخشی از تولید خود شدهاند. برای مثال، شرکت آلبا حدود ۱۹ درصد از ظرفیت تولید خود را بهصورت کنترلشده متوقف کرده تا با شرایط اختلال در حملونقل سازگار شود. در قطر نیز مجتمع «قطلوم» بهدلیل کمبود گاز طبیعی (که ماده اولیه حیاتی برای تولید آلومینیوم است) بخشی از تولید خود را کاهش داده است. این مساله بار دیگر وابستگی شدید صنعت آلومینیوم به بازار انرژی را برجسته میکند؛ صنعتی که بهطور متوسط برای تولید هر تن آلومینیوم به حدود ۱۴ تا ۱۵ مگاواتساعت برق نیاز دارد و از این رو یکی از انرژیبرترین صنایع جهان محسوب میشود.
افزایش قیمت انرژی در پی بحران تنگه هرمز، بهطور مستقیم هزینه تولید آلومینیوم را افزایش داده و کف قیمتی این فلز را بالا برده است. به بیان دیگر، حتی اگر تقاضا در برخی بازارها تحت تاثیر تورم و کاهش رشد اقتصادی محدود شود، هزینههای بالای تولید مانع از کاهش قابلتوجه قیمتها خواهد شد. این وضعیت نوعی چسبندگی قیمتی ایجاد کرده که در آن قیمتها در سطوح بالا تثبیت میشوند، حتی اگر شرایط تقاضا تضعیف شود.
سرایت تنش به تمام زنجیره تولید
پیامدهای این تحولات در صنایع پاییندستی نیز بهسرعت در حال نمایان شدن است. آلومینیوم یکی از مواد کلیدی در صنایع ساختمانی، بستهبندی، هوافضا و بهویژه خودروسازی است. در سالهای اخیر، با رشد تولید خودروهای برقی، اهمیت این فلز بیش از پیش افزایش یافته است، زیرا خودروهای برقی نسبت به خودروهای سنتی به مقدار بیشتری آلومینیوم نیاز دارند. در این میان، بخشی از آلومینیوم تولیدی در خاورمیانه دارای استانداردهای خاص زیستمحیطی است که آن را برای استفاده در زنجیره تامین خودروهای برقی مناسب میسازد؛ ویژگیای که جایگزینی آن را در کوتاهمدت دشوار میکند.
در نتیجه، اختلال در عرضه این نوع خاص از آلومینیوم میتواند مستقیما بر تولید خودروهای برقی در کشورهایی مانند ژاپن و کرهجنوبی اثر بگذارد. گزارشها حاکی از آن است که خودروسازان ژاپنی بهشدت به واردات آلومینیوم فرآوریشده از خاورمیانه وابستهاند و در صورت تداوم بحران، با چالشهای جدی در تامین مواد اولیه مواجه خواهند شد. این مساله نشان میدهد که وابستگی زنجیرههای صنعتی مدرن به منطقه خلیج فارس، صرفا به نفت محدود نمیشود، بلکه در حوزه مواد اولیه صنعتی نیز بهشدت قابلتوجه است.
تغییر جغرافیای تولید آلومینیوم
در سطح کلان، بازار جهانی آلومینیوم پیش از این نیز با چالشهای ساختاری مواجه بوده است. طی سالهای گذشته، افزایش هزینههای انرژی در اروپا و برخی دیگر از مناطق، منجر به تعطیلی یا کاهش ظرفیت بسیاری از واحدهای ذوب شده و انعطافپذیری عرضه را کاهش داده است. به همین دلیل، هرگونه شوک جدید میتواند اثرات بزرگتری نسبت به گذشته داشته باشد. از سوی دیگر، تلاشها برای حرکت به سمت تولید کمکربن و اجرای سیاستهایی مانند «مکانیسم تعدیل کربن در مرزها» نیز هزینههای تولید را افزایش داده و رقابتپذیری برخی تولیدکنندگان را تحت فشار قرار داده است.
در چنین فضایی، برخی کشورها و شرکتها بهدنبال تنوعبخشی به منابع تامین و سرمایهگذاری در تولید داخلی یا استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای تولید آلومینیوم هستند. با این حال، این فرآیند زمانبر است و در کوتاهمدت نمیتواند کمبودهای ناشی از اختلال در خاورمیانه را جبران کند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که قیمتهای بالای آلومینیوم ممکن است برای دورهای بین ۶ ماه تا ۲ سال تداوم داشته باشد تا انگیزه لازم برای سرمایهگذاری در ظرفیتهای جدید ایجاد شود. افزایش قیمت جهانی آلومینیوم میتواند بر صنایع مصرفکننده این فلز، از جمله ساختمان، لوازم خانگی و خودروسازی اثرگذار باشد و هزینههای تولید را افزایش دهد. این موضوع در نهایت میتواند به افزایش قیمت برخی کالاهای مصرفی در بازارهای داخلی منجر شود، هرچند شدت این اثر به سیاستهای ارزی، تجاری و صنعتی کشور بستگی خواهد داشت.
در مجموع، بحران اخیر بار دیگر نشان میدهد که اقتصاد جهانی تا چه اندازه به گلوگاههای ژئوپلیتیک وابسته است و چگونه اختلال در یک منطقه میتواند بهسرعت به بیثباتی در بازارهای مختلف منجر شود. بازار آلومینیوم، که در نگاه نخست ممکن است از تحولات انرژی جدا به نظر برسد، در واقع بهشدت به همان متغیرهای ژئوپلیتیک و انرژی وابسته است. افزایش قیمتها، کاهش عرضه و نااطمینانی در زنجیره تامین، همگی نشانههایی از این وابستگی هستند. برای کشورهای منطقه خلیج فارس، این شرایط تصویری پیچیده و دوگانه ترسیم میکند. از یکسو، افزایش قیمتهای جهانی میتواند فرصتهایی برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد کند، و از سوی دیگر، محدودیتهای ساختاری و ریسکهای ژئوپلیتیک مانع از بهرهبرداری کامل از این فرصتها میشود. در نهایت، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا میکند، توجه به تابآوری زنجیرههای تامین و کاهش وابستگی به گلوگاههای پرریسک است؛ موضوعی که نهتنها برای خاورمیانه، بلکه برای کل اقتصاد جهانی به یک اولویت راهبردی تبدیل شده است.