امکان عبور از فاز درگیری به فاز توافق وجود دارد؟
مختصات مذاکرات اسلامآباد
چهل روز تهاجم بیامان آمریکا و اسرائیل و مقاومت و تاب آوری ایران، سرانجام در نقطهای به سکون رسید که بسیاری آن را لبه پرتگاه تاریخ مینامیدند. توافق بر سر آتشبسی دو هفتهای که در پی رایزنیهای فشرده و با محوریت طرح ۱۰ مادهای ایران شکل گرفت، نه لزوما به معنای دستیابی به یک توافق جامع در روز جمعه به وقت اسلامآباد، بلکه مسیری برای پیگیری واقعگرایی سیاسی و تثبیت دستاوردهای میدانی در ساحت دیپلماسی است. استقبال بینالمللی و حمایت کشورهای موثر از این چارچوب در حال ترسیم گویای تغییر واقعیتهایی است که پیش از جنگ با تردید به آن نگاه میشد.
در میانه خاکستر و خرد
پس از گذشت ۴٠ روز از آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران و همزمان با ساعات پایانی منتهی به ضربالاجل ادعایی رئیسجمهور آمریکا که پیش از آن دوباره تمدید شده بود، با پیشنهاد پاکستان برای توقف جنگ و آغاز مذاکرات، ترامپ اعلام کرد که این کشور یک پیشنهاد ۱۰ مادهای از ایران دریافت کرده، طرحی که میتواند مبنای عملی برای مذاکره باشد. در طی این مدت، زبان باروت بر منطق کلام پیشی گرفت و سایه یک تقابل تمامعیار، نهتنها جغرافیای منطقه، بلکه ثبات جهانی را به لرزه درآورد. اما در هشتم آوریل ۲۰۲۶، از پس غبارهای غلیظ نبرد، نوری لرزان اما حیاتی سوسو زند: خبر آتشبس دو هفتهای میان ایران و ایالات متحده، پیروزی دشوار دیپلماسی بر ماشینی جنگی بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا چند ساعت مانده به اتمام به پایان رسیدن ضربالاجلهای خود برای رسیدن به یک نتیجه دیپلماتیک، با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «پیرو رایزنیهای انجامشده با شهباز شریف، نخستوزیر و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و بنا به درخواست ایشان مبنی بر توقف عملیات ویرانگری که قرار بود علیه ایران انجام شود و مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز، با تعلیق بمباران و حمله به ایران به مدت دو هفته موافقت میکنم.»
رئیسجمهور آمریکا ساعاتی پس از آتشبس، طی اظهاراتی مدعی شد: «روز بزرگی برای صلح جهانی است! ایران میخواهد این اتفاق بیفتد، آنها دیگر خسته شدهاند... بقیه هم همینطور!» ترامپ همچنین گفت که آمریکا به طور نزدیک با ایران همکاری خواهد کرد. وی افزود: «ما در حال مذاکره درباره تعرفهها و کاهش تحریمها با ایران هستیم و این روند ادامه خواهد داشت.» چنین به نظر میرسد که توافقی که اکنون روی میز است، محصول یک واقعگرایی تحمیلی بر ترامپ است. دونالد ترامپ که با شعار «پایان دادن به جنگهای بیپایان» به کاخ سفید بازگشته بود، خود را در آستانه جنگی یافت که نهتنها اقتصاد جهانی را تحتتاثیر واقعی قرار داد، بلکه میتوانست پایانبخش هژمونی آمریکا در قرن بیست و یکم باشد.
واکنشهای بینالمللی
توقف خصومتها در مقطع فعلی، با استقبال کشورهای جهان و مقامات سیاسی بینالمللی همراه بود. سخنگوی وزارت خارجه چین از آتشبس آمریکا و ایران استقبال و اعلام کرد که تلاشهایی را برای توقف درگیریها انجام داده است. رئیسجمهور فرانسه نیز با استقبال از آتشبس دو هفتهای بین ایران و ایالات متحده، گفت که بسیار مهم است که این آتشبس رژیم اسرائیل علیه لبنان را نیز شامل شود. وزارت امور خارجه روسیه نیز ضمن استقبال از آتشبس فعلی اعلام کرد آمریکا و اسرائیل در ایران «شکست سختی» متحمل شدند.
نخستوزیر انگلیس و صدراعظم آلمان نیز با انتشار پیامهایی جداگانه این رویداد را به فال نیک گرفتند. مسوول سیاست خارجه اتحادیه اروپا با استقبال از آتشبس میان ایران و ایالات متحده، از آمادگی این اتحادیه برای حمایت از مسیر دیپلماسی خبر داد. در همین رابطه، نخستوزیر پاکستان در گفتوگویی با رئیسجمهور ایران که بیش از ۴۵دقیقه به طول انجامید، آخرین تحولات منطقه را مورد بحث و بررسی قرار داد. رئیسجمهور ایران همچنین با شماری دیگر از رهبران جهان نیز آخرین تحولات در خاورمیانه را بررسی کرد.
طرح ۱۰ بندی ایران
بنای آتشبس-مذاکره دو هفتهای فعلی طرح ۱۰ مادهای ایران است که شامل موارد زیر میشود: توقف کامل جنگ در ایران، عراق، لبنان و یمن؛ تعهد کامل به لغو تحریمها علیه ایران؛ آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران توسط ایالات متحده و پرداخت کامل غرامت هزینههای بازسازی به ایران. همچنین در این طرح آمده است که ایران کاملا متعهد میشود که به دنبال دستیابی به هیچ سلاح هستهای نباشد. به گزارش نیویورکتایمز، دو مقام ایرانی گفتند که پیشنهاد ۱۰بندی ایران شامل تضمین عدم حمله مجدد به ایران، پایان حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان و لغو تمام تحریمها است. بر اساس این طرح، ایران هزینهای حدود ۲میلیون دلار به ازای عبور هر کشتی از تنگه هرمز دریافت میکند که با عمان، همسایه آن سوی تنگه، تقسیم خواهد شد. ایران از سهم خود از این درآمدها برای بازسازی زیرساختهای تخریبشده در حملات آمریکا و اسرائیل استفاده خواهد کرد. خروج نظامی آمریکا از خاورمیانه، پایان حملات به ایران و متحدانش و تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که هرگونه توافقی را الزامآور میکند، از دیگر مفاد توافق مذکور است.
پیشتر و در بحبوحه تهاجم آمریکا، واشنگتن از ارسال یک پیشنهاد ۱۵ بندی برای توافق با ایران خبر داده بود. بر اساس گزارش شبکه ۱۲ اسرائیل، که جزئیاتی از این طرح را منتشر کرده، خواستههای اصلی شامل موارد زیر بود: تعطیلی و تخریب تاسیسات هستهای در نطنز، اصفهان و فردو، توقف کامل تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای، ممنوعیت غنیسازی مواد هستهای در داخل ایران، تحویل مواد غنیشده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پذیرش نظارت کامل بینالمللی بر فعالیتهای هستهای، محدود شدن برنامه موشکی از نظر بُرد و تعداد، توقف حمایت از گروههای همپیمان در منطقه و باز نگه داشتن تنگه هرمز بهعنوان مسیر آزاد دریایی.
بررسی تطبیقی
مقایسه و بررسی این دو طرح نشان از آن دارد که طرح ۱۰ بندی فعلی سنتزی برآمده از درخواستهای زیادهخواهانه کاخ سفید در پیشنهاد ۱۵ مادهای و خواستههای ایران برای رسیدن به یک تعادل فراگیر است. در طرح ۱۵ مادهای ترامپ، بر بازگشایی کامل و فوری تنگه تحت نظارت بینالمللی تاکید شده بود. در مقابل، طرح ۱۰ مادهای ایران بر پروتکل «عبور امن» پافشاری دارد، به این معنا که بازگشایی تنگه تنها با حفظ حاکمیت و نظارت مستقیم ایران انجام میشود. از سوی دیگر، یکی از تندروانهترین بندهای طرح ترامپ، الزام ایران به برچیدن تاسیسات هستهای در فردو، نطنز و اصفهان و توقف کامل غنیسازی بود. اما در طرح ایران که اکنون ملاک قرار گرفته، حق غنیسازی به عنوان خط قرمز حفظ شده و موضوع هستهای صرفا به مذاکرات فنی در آینده موکول شده است.
نفوذ منطقهای از دیگر محورهایی است که در طرح فعلی به آن توجه شده است. ترامپ در طرح خود خواستار خروج کامل ایران از کشورهای منطقه و قطع حمایت از گروههای تحت حمایت خود بود. در طرف مقابل، ایران در طرح ۱۰ مادهای خود، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف عملیاتهای نظامی علیه تمامی ارکان محور مقاومت را به عنوان شرط اصلی گنجانده است. از سوی دیگر، در طرح ایالات متحده، لغو تحریمها فرآیندی تدریجی، طولانی و مشروط به راستیآزمایی رفتاری ایران بود. اما طرح ایران بر لغو تحریمها تاکید دارد. همچنین، طرح ترامپ هیچ اشارهای به جبران آسیبهای وارده به ایران در طول جنگ نداشت. درحالیکه طرح ۱۰ مادهای ایران، طرف مقابل را ملزم به پرداخت کامل خسارات زیرساختی و تشکیل یک صندوق مالی برای این منظور کرده است. همچنین، برخلاف نگاه موقت ترامپ به آتشبس برای رسیدن به توافقی جدید، ایران خواستار تبدیل این توافق به یک قطعنامه الزامآور و دائمی در شورای امنیت است.
فرمت جدید
استمرار و عینیتیابی توافق فعلی طی روزهای آتی و در پایتخت پاکستان به بوته آزمایش گذاشته میشود. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای اعلام کرد که مذاکرات میان هیاتهای ایران و آمریکا از ۲۱ فروردین در اسلامآباد آغاز میشود. نخستوزیر پاکستان که میانجیگری میان ایران و آمریکا را بر به طور ویژه برعهده دارد در پیامی اعلام کرد که صمیمانه امیدوار است گفتوگوهای اسلامآباد به تحقق صلحی پایدار بینجامد و در روزهای آینده، اخبار خوش بیشتری منتشر شود.
آمریکا و ایران البته طی ماههای گذشته چندین بار به طور غیرمستقیم با یکدیگر مذاکره کردند، مذاکراتی که البته ماحصلی جز جنگ ۱۰روزه ژوئن و درگیریهای ۴۰روزه اخیر نداشت. طرف آمریکایی در مذاکرات گذشته از مهرههایی بهره برده بود که به گفته برخی کارشناسان نتوانست در پیشبرد دیپلماسی کمک شایانی کند. استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، نشان داد که قادر به ایفای نقش کاتالیزور دیپلماتیک نیست. شاید به همین خاطر است که دور جدید گفتوگوها در اسلامآباد با حضور جی دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا صورت میگیرد. ونس روز چهارشنبه هشتم آوریل در واکنش به آتشبس فعلی گفت که «اگر ایرانیها بخواهند با حسن نیت با ما همکاری کنند، به توافق خواهیم رسید.»
چنین به نظر میرسد که کاخ سفید به این نتیجه رسیده که تحولات اخیر نیازمند فرمتی نوین در حوزه دیپلماسی بوده، فرمتی که نیازمند دخالت مقامات ارشد در دستگاه تصمیمگیری واشنگتن است. گرچه مشخص نیست که روزهای آینده چه سرنوشتی در انتظار منطقه خواهد بود، اما دستکم میتوان امیدوار بود که حضور متحد اصلی ترامپ در واشنگتن در مذاکرات پیش رو حاکی از آن بوده که ساکن فعلی اتاق بیضی چهبسا در پی چیدمانی متفاوت از نسخههای پیشین است. باروخ اسپینوزا زمانی نوشت که صلح تنها فقدان جنگ نیست، بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه میگیرد. چهبسا این بهترین توصیف برای ماحصل چهل روز درگیری فراگیر و رسیدن تنشها به ایستگاه دیپلماسی باشد.
مذاکرات، ملی و ادامه میدان است