استراتژی برنده در سرمایه‌گذاری

طبق آمار موجود در سطح جهان و تحقیق موسسه S&P بیش از ۹۰‌درصد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در طبقات مختلف دارایی اعم از سهام و درآمد ثابت که به‌طور فعال مدیریت می‌شوند، در بلندمدت (بازه ۱۰ ساله) قادر به شکست‌دادن شاخص معیار خود نیستند و این موضوع قطعا یکی از ریسک‌های عملیاتی اساسی در حوزه سرمایه‌گذاری غیرمستقیم محسوب می‌شود. در پاسخ به این ریسک و به‌عنوان یک راهکار کم‌هزینه و بهینه جهت سرمایه‌گذاری بلندمدت، سرمایه‌گذاری با مدیریت منفعلانه یا Passive investment مطرح می‌شود که ابزارهایی نظیر صندوق‌های شاخصی یا index fund‌ها در این دسته قرار می‌گیرند.

این صندوق‌ها که با رویکردهای مختلف از جمله index sampling اقدام به شبیه‌سازی بازدهی و دنبال‌کردن یک شاخص بازار(مانند شاخص‌کل بورس تهران یا شاخص ۳۰ شرکت بزرگ) می‌کنند از بهترین و باصرفه‌ترین روش‌های موجود جهت سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف محسوب می‌شوند و از محبوبیت بسیار بالایی برخوردارند.

همچنین باید تاکید کرد این ابزار نه فقط برای اشخاص غیرمتخصص، بلکه برای اقشار مختلف و حتی حرفه‌ای از سرمایه‌گذاران بسیار مقرون‌به‌صرفه و جذاب است و جهت اثبات این موضوع به‌نظر برخی از نامدارترین سرمایه‌گذاران جهان در زمینه صندوق‌های شاخصی می‌توان رجوع کرد. وارن بافت، یکی از موفق‌ترین سرمایه‌گذاران تاریخ، بارها تاکید کرده‌است که بهترین راه مالکیت سهام برای اغلب افراد، سرمایه‌گذاری از طریق صندوق‌های شاخصی کم‌هزینه است. از دید او، تلاش برای انتخاب سهام برنده یا زمان‌بندی بازار، در بلندمدت برای اکثریت سرمایه‌گذاران نتیجه‌ای بهتر از خرید و نگهداری یک صندوق شاخص گسترده مانند شاخص‌کل بازار یا S&P ۵۰۰ به‌همراه ندارد. بافت حتی در توصیه‌های رسمی خود به سهامداران و خانواده‌اش، صندوق‌های شاخصی را به‌عنوان گزینه اصلی سرمایه‌گذاری بلندمدت معرفی کرده‌است.

این دیدگاه با فلسفه سرمایه‌گذاری جان سی. بوگل، بنیان‌گذار گروه ونگارد و پدر سرمایه‌گذاری شاخصی، کاملا هم‌راستا است. بوگل معتقد بود به‌جای جست‌وجوی «سوزن در انبار کاه»، باید کل بازار را خرید. از نگاه او، مالکیت کل بازار از طریق صندوق‌های شاخصی، همراه با حداقل هزینه و صبر بلندمدت، در نهایت بازدهی بهتری نسبت به اغلب استراتژی‌های مدیریت فعال ایجاد می‌کند. او بارها تاکید می‌کرد که زمان حضور در بازار، بسیار مهم‌تر از تلاش برای پیش‌بینی نوسانات کوتاه‌مدت است.

در سطح آکادمیک نیز این رویکرد تایید شده‌است. ویلیام شارپ، برنده جایزه نوبل اقتصاد و بنیان‌گذار نظریه قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای(CAPM)، تصریح کرده‌است که در مجموع، میانگین عملکرد سرمایه‌گذاران فعال نمی‌تواند از عملکرد بازار سبقت بگیرد؛ بنابراین سرمایه‌گذاری شاخصی، انتخابی منطقی و سازگار با واقعیت‌های آماری بازار است. همچنین دنیل کانمن، با تکیه بر اقتصاد رفتاری، نشان‌داده‌است که خطاهای شناختی و رفتاری سرمایه‌گذاران، احتمال شکست در انتخاب فعال سهام را افزایش می‌دهد و همین موضوع، مزیت صندوق‌های شاخصی را پررنگ‌تر می‌کند. در مجموع، اجماع میان بزرگان بازار و اقتصاددانان برجسته آن است که صندوق‌های شاخصی، به‌دلیل هزینه‌های پایین، تنوع‌بخشی گسترده، شفافیت و حذف خطاهای رفتاری ناشی از تصمیم‌گیری فعال، برای بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاران، بهترین انتخاب محسوب می‌شوند.

این ابزارها، نه‌تنها نیاز به دانش تخصصی و رصد مداوم بازار را کاهش می‌دهند، بلکه در افق بلندمدت، بازدهی‌ای هم‌سطح یا حتی بالاتر از اکثر استراتژی‌های فعال فراهم می‌کنند. در ایران نیز خوشبختانه این ابزار مفید و کارآمد طی سال‌های گذشته، توسعه چشمگیری داشته و تعداد صندوق‌های سرمایه‌گذاری شاخصی رو به افزایش بوده‌است، از صندوق‌هایی که شاخص‌کلاسیک بازار یعنی شاخص‌کل بورس تهران را به‌طور نرمال یا اهرمی دنبال می‌کنند تا صندوق‌هایی که شاخص‌های متنوع دیگر نظیر شاخص‌کل هموزن، شاخص یک صنعت یا شاخص ۳۰ شرکت بزرگ را شبیه‌سازی می‌کنند.

البته باید گفت که سرمایه‌گذاری در صندوق‌های شاخصی کاملا هم بدون دغدغه نیست و این صندوق‌ها معمولا به‌دلیل مواردی نظیر نگهداری وجه نقد، ورود و خروج سرمایه در صدور و ابطال، وقفه‌های معاملاتی و پرداخت سود نقدی یا افزایش سرمایه از محل آورده نقدی در نمادهای موجود در پرتفوی، نمونه‌برداری نادرست از شاخص و بعضا ناکارآمدی در حوزه بازارگردانی، دچار انحراف عملکرد از شاخص مورد هدف صندوق به‌ویژه در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت می‌شوند که این اختلاف حتی در برخی مثال‌های موجود در بازار قابل‌توجه بوده‌است. هرچند در علم مالی، معیارهایی جهت ارزیابی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری شاخصی برای تصمیم‌گیری بهتر در زمینه انتخاب صندوق‌ها  وجود دارد. در ارزیابی عملکرد صندوق‌های شاخصی، تمرکز اصلی برمیزان دقت در بازتولید شاخص مبنا با حداقل هزینه و ریسک انحراف است، نه کسب بازدهی بالاتر از بازار، به‌همین‌دلیل، معیارهای ارزیابی این صندوق‌ها با صندوق‌های مدیریت فعال تفاوت دارد.

مهم‌ترین شاخص ارزیابی، خطای تعقیب(Tracking Error) است که میزان نوسان اختلاف بازدهی صندوق نسبت به شاخص را نشان می‌دهدTracking Error پایین بیانگر آن است که صندوق توانسته شاخص را باثبات و دقت مناسب دنبال کند. در کنار آن، Tracking Difference اختلاف میانگین بازدهی صندوق و شاخص را در یک دوره مشخص نشان می‌دهد که معمولا تحت‌تاثیر کارمزدها و هزینه‌های عملیاتی منفی است و پایداری آن اهمیت بیشتری از مقدار مطلق آن دارد. نسبت اطلاعاتی(Information Ratio) به‌عنوان معیاری مکمل، کیفیت مدیریت انحرافات اجتناب‌ناپذیر از شاخص را می‌سنجد. نسبت نزدیک به صفر یا اندکی مثبت، نشان‌دهنده مدیریت کارای هزینه‌ها و خطاها است، درحالی‌که مقادیر منفی پایدار نشانه ضعف عملکردی محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، نسبت هزینه(Expense Ratio) نقشی تعیین‌کننده دارد، زیرا هر واحد هزینه اضافی مستقیما به کاهش بازدهی سرمایه‌گذار منجر می‌شود. همچنین شاخص‌هایی مانند بتا نزدیک به یک نشان می‌دهند که صندوق از نظر ساختاری هم‌راستا با شاخص مبنا حرکت می‌کند. در نهایت، نرخ گردش پایین پرتفوی نیز به کاهش هزینه‌ها و انحراف از شاخص کمک می‌کند. به‌طور خلاصه، یک صندوق شاخصی مطلوب صندوقی است که با کم‌ترین هزینه و پایین‌ترین Tracking Error، عملکرد شاخص مبنا را به شکلی دقیق، پایدار و قابل‌پیش‌بینی برای سرمایه‌گذار بازتولید کند.

* تحلیلگر ارشد بازارهای مالی