زلزله‌ جهانی در بازار پایین‌دست پتروشیمی

تنش نظامی در خاورمیانه عملا یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان یعنی تنگه هرمز را به نقطه اختلال تبدیل کرده است؛ مسیری که سهم قابل‌توجهی از بازار محصولات پتروشیمی از آن عبور می‌کند. این اختلال صرفا به کاهش صادرات نفت محدود نمانده، بلکه جریان خوراک‌های کلیدی مانند نفتا را نیز مختل کرده و در نتیجه، پایه‌های تولید در کل صنعت پتروشیمی را تحت فشار قرار داده است.

بر اساس تحلیل‌های موسسه اس‌اند‌پی، پیش از آغاز درگیری‌ها حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت و فرآورده‌ها از این مسیر عبور می‌کرد، اما در ماه مارس حدود ۱۴‌میلیون بشکه در روز از بازار حذف شد؛ رقمی که به‌سرعت خود را در کمبود خوراک برای واحدهای پتروشیمی نشان داده ‌است. در این میان، نفتا که در آسیا به‌عنوان خوراک اصلی صنعت پتروشیمی شناخته می‌شود، به‌دلیل وابستگی شدید به واردات از خاورمیانه، به دغدغه اصلی تبدیل شده است.

گزارش واشنگتن‌پست نشان می‌دهد تا ۷۰ درصد نفتای مصرفی کشور‌های آسیایی از مسیر تنگه هرمز تامین می‌شود و اختلال در این مسیر، مستقیما صنایع پایین‌دستی را با کمبود مواد اولیه مواجه کرده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که تداوم تنش‌ها در تنگه هرمز می‌تواند روزانه حدود ۱.۲‌میلیون بشکه از جریان صادرات جهانی نفتا را مختل کند؛ اختلالی که مستقیما دسترسی به یکی از حیاتی‌ترین خوراک‌های صنعت پتروشیمی را محدود کرده و فشار مضاعفی بر کل زنجیره تولید وارد می‌کند. در ژاپن، ۶۱ درصد نفتای مصرفی از خارج تامین می‌شود و ۷۳درصد واردات آن به خاورمیانه وابسته است. کره‌جنوبی نیز با نشانه‌های ملموس‌تری از این بحران مواجه شده است. دولت این کشور برنامه ۱۲ بندی صرفه‌جویی انرژی را به اجرا گذاشته و همزمان، رفتار مصرف‌کنندگان نیز تحت‌تاثیر قرار گرفته است به‌گونه‌ای که افزایش خرید کیسه‌های زباله، به‌دلیل نگرانی از کمبود مواد اولیه پتروشیمی، به یکی از نشانه‌های معنادار این بحران تبدیل شده است.

جهش جهانی قیمت پلیمر

 کمبود خوراک به‌سرعت خود را در قیمت‌ها نشان داده‌است. به‌طوری‌که قیمت‌ برخی محصولات همچون پلی پروپیلن و پلی اتیلن در بازه‌ای حدود ۴۰ تا ۴۷ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح ۴ ساله رسیده است. با این حال، پس از برقراری آتش‌بس، افت قیمتی در حدود ۸ تا ۱۰ درصد از سقف قیمتی به ثبت رسیده است. این الگو نشان می‌دهد که شوک واردشده به بازار به‌طور کامل رفع نشده و سطح قیمت‌ها همچنان در محدوده‌ای بالاتر از پیش از بحران تثبیت شده است. همچنین، تحلیل‌های اس‌اند‌پی نشان می‌دهد هزینه تولید پلی‌اتیلن در آسیا تقریبا دو برابر شده و در برخی بازارها افزایش قیمت‌ها به ۵۰ درصد رسیده است. این افزایش هزینه به‌طور مستقیم به صنایع پایین‌دستی منتقل شده، چرا که این صنایع به‌طور ساختاری وابسته به خوراک‌های پتروشیمی هستند و انعطاف‌پذیری محدودی در جایگزینی مواد اولیه دارند. پیامد این وضعیت را می‌توان در طیف وسیعی از صنایع مشاهده کرد؛ از افزایش هزینه تولید بطری‌های پلاستیکی و بسته‌بندی مواد غذایی گرفته تا رشد قیمت قطعات پلاستیکی در صنعت خودرو و افزایش هزینه تجهیزات پزشکی مانند سرنگ. این روند در اقتصادهایی مانند تایوان و سنگاپور که به مواد پتروشیمی وابسته‌ هستند شدت بیشتری داشته است.

با این حال، مساله صرفا افزایش قیمت نیست، بلکه بحران اصلی در بی‌ثباتی زنجیره تامین شکل گرفته است. بسیاری از تولیدکنندگان صنایع پایین‌دستی اعلام کرده‌اند که حتی قادر به دریافت قیمت قطعی برای سفارش‌های آتی نیستند و عدم قطعیت در تامین، برنامه‌ریزی تولید را مختل کرده است. در مواردی، این وضعیت به توقف تولید منجر شده است؛ به‌عنوان نمونه، شرکت ژاپنی« Yamayoshi Seika » به‌دلیل کمبود سوخت و مواد اولیه، تولید برخی محصولات خود را متوقف کرده و صنایع دستکش لاستیکی در مالزی نیز با کمبود مواد نفت‌پایه مواجه شده‌اند.

در تایوان، تولیدکنندگان پلاستیک از افزایش دو تا سه‌برابری قیمت مواد اولیه خبر داده‌اند. تحلیل ICIS نیز نشان می‌دهد که ۸۴ درصد ظرفیت صادرات پلی‌اتیلن خاورمیانه وابسته به تنگه هرمز است؛ موضوعی که نشان می‌دهد هرگونه اختلال در این مسیر، نه‌تنها عرضه منطقه‌ای بلکه کل بازار جهانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، صنایع پایین‌دستی همزمان با سه چالش افزایش قیمت، تاخیر در تحویل و عدم قطعیت در تامین مواجه‌اند؛ ترکیبی که ریسک توقف خطوط تولید را به‌شدت افزایش داده است.

بحران زنجیره تامین

شدت این بحران در مناطق مختلف جهان یکسان نیست و توزیع آن به‌شدت نامتقارن است. آسیا، به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده پلیمر و منطقه وابسته به واردات نفت و نفتا، در کانون بحران قرار دارد. کارشناسان معتقدند کشورهایی مانند ژاپن، کره‌جنوبی و هند بیشترین آسیب را از اختلال‌های زنجیره تامین متحمل شده‌اند. در اروپا نیز اگرچه فشار عرضه تا حدی متفاوت است، اما ترکیب افزایش هزینه خوراک و جهش هزینه حمل‌ونقل، تولیدکنندگان را با چالش جدی مواجه کرده است. توقف فعالیت شرکت‌های کشتیرانی مانند مرسک و ‌هاپاگ-لوید در تنگه هرمز و اعمال هزینه‌های اضافی حمل، به افزایش قابل‌توجه هزینه‌های لجستیک منجر شده و حاشیه سود تولیدکنندگان اروپایی را تحت فشار قرار داده است.

در مقابل، ایالات متحده به‌دلیل اتکا به اتان به‌عنوان خوراک اصلی، نسبت به شوک قیمت نفت آسیب‌پذیری کمتری داشته است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد این ساختار خوراکی، مزیت رقابتی قابل‌توجهی برای تولیدکنندگان آمریکایی ایجاد کرده است. با صادرات بیش از ۵۰ درصد تولید پلی‌اتیلن و افزایش ۱۲ درصدی صادرات در هفته‌های اخیر، آمریکا توانسته بخشی از خلأ ایجادشده در بازار جهانی را پر کند؛ هرچند این ظرفیت برای جبران کامل کاهش عرضه خاورمیانه کافی نیست. همچنین شرکت سلانیز آمریکا قیمت محصولات مهندسی و زنجیره استیل‌های خود را افزایش داده و داو نیز برنامه افزایش قیمت پلی‌اتیلن در ماه‌های مارس و آوریل را در دستور کار قرار داده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد حتی در بازاری با مزیت نسبی خوراک، شوک هزینه‌ها قابل اجتناب نیست. پیامد این افزایش قیمت‌ها به‌سرعت به سطح مصرف‌کننده منتقل شده است. در هند، شرکت« Bisleri» به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده آب معدنی، قیمت محصولات خود را به دلیل افزایش قیمت بطری‌های پلاستیکی، حدود ۱۱ درصد افزایش داده است؛ موضوعی که در کشوری با دسترسی نابرابر به آب آشامیدنی، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد می‌کند و نشان می‌دهد شوک پتروشیمی چگونه به کالاهای پایه نیز سرایت کرده‌است.

در سطح صنایع پایین‌دستی از یک‌سو هزینه‌ها به‌شدت افزایش یافته و از سوی دیگر، تقاضا تحت فشار تورمی در حال کاهش است. صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که شوک انرژی ناشی از جنگ، موجب افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی جهانی شده و این امر به‌طور مستقیم تقاضا برای کالاهای غیرضروری را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان صنایع پایین‌دستی با کاهش حاشیه سود مواجه هستند، زیرا امکان انتقال کامل هزینه به مصرف‌کننده در بسیاری از بازارها وجود ندارد.

 این وضعیت به‌ویژه برای بنگاه‌های کوچک و متوسط که توان مالی محدودی برای ذخیره‌سازی مواد اولیه یا جذب شوک‌های قیمتی دارند، خطرناک‌تر است. از سوی دیگر کاهش تقاضا می‌تواند منجر به وضعیتی شود که در آن افزایش قیمت‌ها به کاهش مصرف و در نهایت افت تولید منجر می‌شود.

در عین حال، این بحران در حال بازآرایی ساختار بازار جهانی پتروشیمی و صنایع پایین‌دستی آن است. تحلیل‌های منتشرشده توسط شورای آتلانتیک نشان می‌دهد که کاهش تولید در سایر نقاط آسیا می‌تواند به تمرکز بیشتر صنعت پتروشیمی در چین منجر شود. کشوری که با اتکا به منابع جایگزین و روابط خوب در حوزه انرژی با روسیه، آسیب کمتری از این بحران دیده است. همزمان، اهمیت تنوع‌بخشی به خوراک بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و کشورها و شرکت‌ها به‌دنبال کاهش وابستگی به نفتا و خاورمیانه از طریق توسعه منابع گاز طبیعی، سرمایه‌گذاری در خوراک‌های جایگزین و گسترش بازیافت هستند. کمبود مواد اولیه همچنین باعث افزایش استفاده از پلیمرهای بازیافتی شده است. هرچند محدودیت‌های فنی همچنان مانعی جدی در این مسیر محسوب می‌شود. در کنار این تحولات، شرکت‌ها به‌طور فزاینده‌ای به ذخیره‌سازی مواد اولیه روی آورده‌اند؛ اقدامی که اگرچه به‌عنوان یک ابزار مدیریت ریسک عمل می‌کند، اما خود به تشدید کمبود در بازار آزاد و افزایش قیمت‌ها دامن زده است.

بازآرایی تجارت پتروشیمی

چشم‌انداز پیش‌رو نشان می‌دهد که این بحران در سطوح زمانی مختلف پیامدهای متفاوتی خواهد داشت. در کوتاه‌مدت، احتمال ادامه افزایش قیمت‌ها، تشدید کمبود در آسیا و انتقال هزینه به مصرف‌کننده وجود دارد. در میان‌مدت، حتی در صورت کاهش تنش‌ها، بازگشت عرضه به شرایط عادی با تاخیر همراه خواهد بود و بازار با نوسانات شدید قیمتی و بازتنظیم قراردادهای تجاری مواجه می‌شود. در بلندمدت، اما مهم‌ترین تحول، تغییر ساختار زنجیره تامین جهانی خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که مسیرهای تجارت پلیمر تغییر می‌کند، سهم تولیدکنندگان مبتنی بر گاز افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذاری در بازیافت رشد می‌کند و زنجیره‌های تامین منطقه‌ای جایگزین الگوهای جهانی فعلی می‌شوند.

در مجموع، تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران صنایع پایین‌دستی پتروشیمی را در معرض شوکی چندلایه قرار داده که از اختلال در عرضه خوراک آغاز شده، با جهش قیمت پلیمرها ادامه یافته، به بحران زنجیره تامین رسیده و در نهایت به فشار بر تقاضا منجر شده است. این بحران نشان داده که صنایع پایین‌دستی، به‌رغم پراکندگی جغرافیایی و تنوع کاربرد، به‌شدت به ساختارهای متمرکز و آسیب‌پذیر در بالادست وابسته‌اند. در عین حال، همین بحران در حال بازتعریف مزیت‌های رقابتی در سطح جهانی است؛ به‌گونه‌ای که تولیدکنندگان آمریکایی و تا حدی چین در موقعیت بهتری قرار گرفته‌اند، درحالی‌که اروپا و بخش بزرگی از آسیا با چالش‌های عمیق‌تری مواجه شده‌اند.