نساجی اصفهان؛ قربانی سیاست ارز ارزان، مواد گران
ریشه مشکل را باید در تضاد منافع میان صنایع بالادستی (پتروشیمیهای عمدتاً دولتی و خصولتی) و صنایع پاییندستی جستوجو کرد. پتروشیمیها به دلیل دسترسی به خوراک ارزانقیمت یارانهای، سودهای کلانی را شناسایی میکنند، اما همین مواد اولیه را با قیمتهایی فراتر از نرخهای جهانی و از طریق مکانیزمهای مهندسیشده در بورس کالا به واحدهای نساجی میفروشند. این همان «مالیات پنهانی» است که بخش خصوصی اصفهان بابت ناکارآمدی ساختار دولتی پرداخت میکند.
در اقتصاد لیبرال، قیمت باید سیگنالدهنده واقعیتهای بازار باشد. اما در بازار فعلی الیاف و نخ، قیمتها نه تابع عرضه و تقاضا، بلکه تابع عطش دولت برای رفع کسری بودجه از طریق شرکتهای بزرگ بالادستی است. نتیجه این میشود که تولیدکننده نساجی اصفهان، در حالی که ۴۰ درصد بار تولید کشور را بر دوش دارد، توان رقابت با منسوجات وارداتی را از دست میدهد. چرا که مواد اولیه را گران میخرد و نقدینگیاش در تلاطم نرخ ارز ذوب میشود. نجات نساجی اصفهان نه در گرو صدقهسریهای دولتی، بلکه در گرو «آزادسازی واقعی قیمتها در کل زنجیره» و رفع انحصار از بازار مواد اولیه پتروشیمی است.