راه عبور از چپ

رساله جذاب ویلسون حکایت تحول اندیشه سوسیالیستی از زمانی است که مورخ فرانسوی، ژول میشله، به دلیل کنجکاوی درباره نقل‌قولی از جامباتیستا ویکو شروع به یادگیری زبان ایتالیایی برای مطالعه آثار وی کرد، تا زمانی که لنین به ایستگاه قطار فنلاند در سن‌پترزبورگ در سوم آوریل ۱۹۱۷ می‌رسد تا رهبری انقلاب روسیه را بر عهده گیرد. بعد از خواندن این کتاب به فکر نوشتن رساله‌ای شبیه به کتابی که منتقد آمریکایی درباره سوسیالیسم نوشته بود، افتادم؛ یعنی رساله‌ای که از زمان تولد آدام اسمیت در دهکده اسکاتلندی «کَرکُلدی» در سال ۱۷۲۳ آغاز شود و تحول عقاید لیبرالی را با بررسی نظرات نمایندگان مهم آن و همین‌طور وقایع تاریخی و اجتماعی را که موجب اشاعه آن در جهان شد دربر گیرد. چنین است منشأ دوردست کتاب «جذابیت قبیله‌.»

 یوسا در ادامه مقدمه مفصل خود توضیح می‌دهد که در ۱۲ سالگی با سیاست آشنا شده و نخستین آموزه‌های مارکسیستی را در همین دوران آموخته و در گروه‌های مطالعاتی زیرزمینی، کتاب‌های کارلوس ماریا تگی، ژرژ پولیتزر، مارکس، انگلس یا لنین را خوانده و بحث‌های بسیاری درباره رئالیسم سوسیالیستی و چپ‌روی، «این بیماری کودکانه کمونیسم» داشته است.او می‌گوید سارتر را تحسین می‌کرده و مطالعه کتاب‌هایش برای او مثل خواندن کتاب مقدس بود و او را از جزمیت محفوظ می‌داشت و موجب می‌شد در داخل سلول حزبی، بر اساس تز سارتر، از اعتقاد به ماتریالیسم تاریخی، بدون هواداری از ماتریالیسم دیالکتیک، از مبارزات طبقاتی دفاع کند. این کار موجب شد یک‌بار در یکی از بحث‌ها فلیکس آریاس شریبر به او بگوید، «تو آدم نیستی». یوسا می‌گوید تعداد کمونیست‌های پرویی آن زمان به قول سالوادور گارمندیا کم بود، اما مانند اعضای یک فرقه کاملا با هم متحد بودند.‌  یوسا در بخش پایانی این مقدمه می‌نویسد: «یکی از عقاید راسخ آموزه لیبرال این است که «دولت» کوچک از «دولت» بزرگ کارآمدتر است. هرچقدر «دولت» با در دست‌داشتن اختیارات بیشتر، بر زندگی ملتی تسلط بیشتری پیدا کند،

کتاب یوسا.. copy

میزان آزادی‌هایی که شهروندان از آن بهره‌مند می‌شوند کمتر می‌شود. تمرکززدایی قدرت، یک اصل لیبرالیسم است تا نظارتی که کل جامعه بر روی نهادهای مختلف اجتماعی و سیاسی اعمال می‌کند تقویت شود و استحکام یابد. به‌جز دفاع، دادگستری و نظم عمومی که در آنها اولویت و نه انحصار با «دولت» است، ایده‌آل آن است که بقیه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی تا آنجا که ممکن است با شرکت حداکثری شهروندان در یک نظام رقابتی آزاد انجام شود. لیبرالیسم در طول تاریخ هدف بیشترین ناسزاگویی‌ها و تهمت‌ها قرار گرفته است، نخست از سوی محافظه‌کاران -بخشنامه‌های پاپ و فریادهای اعتراض کلیسای کاتولیک علیه لیبرالیسم را به خاطر بیاورید که هنوز هم با وجود افزایش اقبال چشم‌گیر مومنان کاتولیک به لیبرالیسم، ادامه دارد- و سپس از جانب سوسیالیسم و کمونیسم که در دوران معاصر نئولیبرالیسم را به‌عنوان پرچمدار امپریالیسم و بی‌رحمانه‌ترین شکل استعمارگری و سرمایه‌داری عَلَم کردند. اما واقعیت‌های تاریخی خلاف این بهتان‌ها را نشان می‌دهد. آموزه لیبرال از همان آغاز مترقی‌ترین شکل فرهنگ و فرهنگ دموکراتیک را آشکار کرده است؛ لیبرالیسم است که در جوامع آزاد، موجب بیشترین پیشرفت حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق اقلیت‌های جنسی، مذهبی و سیاسی، دفاع از محیط زیست و شراکت شهروندان عادی در زندگی سیاسی و اجتماعی شده است. به سخن دیگر، لیبرالیسم بهترین دفاع را از ما در مقابل توسل به ذهنیت قبیله‌ای ماندگار انجام داده است. آرزو دارم این کتاب کمکی هر چند کوچک، برای به انجام‌رساندن این وظیفه ضروری باشد.»

 دکتر موسی غنی‌نژاد اقتصاددان در مقدمه این کتاب در مطلبی با عنوان «چرا باید کتاب قبیله علیه آزادی را خواند» نوشت که یوسا برای توضیح تحولات فکری خود در این کتاب به بازخوانی نظریه‌های تعدادی از برجسته ترین متفکران لیبرال از آدام اسمیت گرفته تا فردریش فون‌هایک همت می‌گمارد و اندیشه آنها را به سبک خود توضیح می‌دهد. در حقیقت این متفکران لیبرال هریک به نوعی و به سبکی به دفاع پرشور از آرمان‌ها و واقعیتی به نام آزادی در مقام اندیشه نوآیین در برابر تفکرات جمع گرایانه کهن بر آمده‌اند.آنها فضیلت بی‌همتای آزادی و سرریزهای آن به‌صورت پیشرفت و رفاه را نشان داده و در برابر خطر بازگشت به آرمان‌های جمع‌گرایانه و قبیله‌ای در جوامع امروز هشدار داده‌اند.

 موسی غنی‌نژاد نوشته است: «متفکران لیبرال از‌هایک و پوپر گرفته تا خوزه اورتگائی‌گست بر این تمنای محال و «جذابیت قبیله» تاکید ورزیده و هشدار داده‌اند، بازگشت به ارزش‌های قبیله‌ای چه پیامدهای خطرناکی دارد و چگونه ممکن است کل تمدن جدید بشری را در معرض تهدید و زوال قرار دهد. ماریو بارگاس یوسا با تکیه بر آرای این متفکران، مهلکه جذابیت قبیله را با زبانی روشن برای خوانندگان توضیح می‌دهد. او همانند دیگر متفکران لیبرال نافی برخی آرمان‌های جمعی مانند همبستگی، همیاری و نوع دوستی نیست، اما راه‌های رسیدن به آنها را توسل به مالکیت جمعی و سوسیالیسم نمی‌داند. به‌باور وی، راه‌حل مشکلات جامعه مدرن در بازگشت به قبیله نیست بلکه بسط دادن آزادی‌ها و حقوق فردی است و البته نکته بسیار مهم دیگر اینکه معضل ناظر بر جذابیت قبیله منحصر به سوسیالیسم به معنای خاص کلمه نیست. همان‌گونه که خوزه اورتگائی گست می‌گفت، ورود توده‌ها به عرصه سیاست و شکل گیری انواع پوپولیسم در قامت فاشیسم، نازیسم و ناسیونالیسم تهدیدهای جدی علیه تمدن جدید است که همگی از جذابیت ارزش‌های قبیله‌ای الهام می‌گیرند. امروزه برآمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده آمریکا با تاکید بر شعار اول آمریکا یا «ماگا» با تکیه بر توده‌های ناراضی از وضع موجود، در حقیقت الهام گرفته از برخی ارزش‌های قبیله‌ای است. ظهور جریان‌های ناسیونالیستی افراطی در اروپا نیز از این قبیل است.»

 غنی نژاد نوشته است:« در پایان جا دارد به این نکته بسیار جالب مربوط به اهل کتاب در کشور خودمان اشاره کنم. ماریو بارگاس یوسا نویسنده بسیار محبوبی در جامعه کتابخوان ماست؛ به طوری که بلافاصله پس از انتشار هر کتاب جدید از وی مترجمان ایرانی آن را به فارسی برمی گرداندند. از برخی از کتاب‌های وی چندین ترجمه انجام شده، اما مترجمان ایرانی ظاهرا رغبتی به ترجمه این کتاب یعنی قبیله «علیه آزادی» که در سال ۲۰۱۸ منتشر شده نشان نداده‌اند. روی آوردن ماریو بارگاس یوسا به لیبرالیسم ظاهرا به مذاق برخی خوش نیامده است!».

 کتاب «قبیله علیه آزادی» با تیراژ ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰۰هزار تومان توسط انتشارات «دنیای اقتصاد» منتشر شده است.