در همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» مطرح شد
مدیر عامل آروانکلاد: با قطع اینترنت فعالیت اقتصادی دچار اختلال میشود/ نسبتدادن حملات بانکی به «بکدور آمریکایی» نوعی سلب مسئولیت است
پویا پیرحسینلو، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت آروانکلاد، در دومین روز همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» با اشاره به ضرورت آمادگی پیش از وقوع بحران گفت: گاهی ماجرا شبیه فردی است که پس از مواجهه با «جن»، تازه به یاد گفتن بسمالله میافتد؛ یا شبیه شرایطی است که شهابسنگها به زمین نزدیک شدهاند و انسان تازه در آن لحظه به دنبال راهحل میگردد. احتمالاً میتوان حدس زد که در چنین زمانی، دیگر کمی دیر شده است.
وی افزود: اتفاقاتی که در یک سال گذشته رخ داد، تلخیهای بسیار زیادی به همراه داشت. اگر امروز فقط بر اقتصاد دیجیتال و درون آن بر حوزه بانکها متمرکز شویم، باید گفت بانکداری یکی از بخشهایی بوده که آسیبهای بسیار جدی و در مواردی جبرانناپذیر دیده است.
پیرحسینلو تاکید کرد: در چنین آسیبهایی، مهمترین مسئله از بین رفتن اعتماد است. باید به این فکر کنیم که چه اقداماتی میتوان انجام داد تا این آسیبها کاهش پیدا کند و در بلندمدت، اعتماد به اقتصاد دیجیتال کشور بازگردد.
وی ادامه داد: این موضوع ابعاد مختلفی دارد که پیش از این نیز به بخشی از آنها اشاره شد. وقتی اینترنت قطع میشود، فقط یک ابزار ارتباطی از دسترس خارج نمیشود، بلکه پایهها و ریشههای فعالیت اقتصادی دچار اختلال میشوند. با این حال، مسئله تنها به قطعی اینترنت محدود نیست؛ خارجشدن سامانهها از شبکه، از دسترس خارجشدن سرویسها و بستهشدن درگاهها نیز بخشی از پیامدهای بحران است.
همبنیانگذار آروانکلاد با اشاره به توضیح برخی بانکها درباره حملات سایبری گفت: در بعضی موارد اعلام شد که حمله به دلیل عوامل سختافزاری رخ داده و از آنجا که برخی تجهیزات آمریکایی بودهاند، احتمال وجود «بکدور» در آنها مطرح شده است. اما پذیرش چنین توضیحی، در عمل نوعی سلب مسئولیت و پذیرفتن تسلیم در برابر مسئله است.
وی افزود: این بحث را میتوان به سه بخش تقسیم کرد. نخست، موضوعی است که از آن با عنوان بکدور سختافزاری یاد میشود. در برندهای معتبر، تقریباً گزارش قابلاتکایی نداریم که نشان دهد تولیدکننده بهطور عمدی در تجهیزات خود بکدور قرار داده است. البته در تجهیزات شرکتهایی مانند سیسکو و سایر برندهای بزرگ، گزارشهایی درباره آسیبپذیریهای روز صفر منتشر شده، اما بکدور و آسیبپذیری روز صفر دو موضوع متفاوت هستند.
پیرحسینلو توضیح داد: وقتی از بکدور صحبت میکنیم، منظور این است که سازنده سختافزار بهصورت عمدی راهی پنهان در محصول قرار داده و بردار حمله را رایگان یا در ازای پول در اختیار هکرها گذاشته است. برای چنین ادعایی درباره برندهای معتبر، گزارش قابلاتکایی در دست نیست.
وی ادامه داد: اما «آسیبپذیری روز صفر» یا Zero-day به ضعفی گفته میشود که هنوز بهصورت عمومی منتشر نشده، اما یک گروه هکری میتواند از آن بهرهبرداری کند و به سیستم نفوذ داشته باشد. ممکن است در برخی فرضیات، چنین آسیبپذیریای با همکاری سازنده ایجاد شده باشد، اما برای این ادعا نیز گزارش معتبر و قابلاتکایی وجود ندارد.
مدیرعامل آروانکلاد، حمله به زنجیره تأمین را موضوع سوم دانست و گفت: در حمله زنجیره تأمین، یک عامل مخرب در مسیر تولید، تأمین یا توزیع سختافزار قرار میگیرد و از طریق تغییر Firmware یا روشهای دیگر، یک بکدور یا سامانه مخرب را روی تجهیزات نصب میکند و بعداً از آن برای آسیبزدن استفاده میشود.
وی تصریح کرد: درباره حملاتی که طی یک سال گذشته در ایران اتفاق افتاده، هیچ گزارش معتبری وجود ندارد که نشان دهد این حملات بر پایه آسیبپذیری روز صفر یا بکدور سختافزاری انجام شدهاند. اگر چنین اتفاقی در تجهیزات یک برند معتبر رخ داده باشد، احتمالاً اتفاقی کمسابقه و حتی بینظیر در جهان خواهد بود.
پیرحسینلو افزود: بنابراین بهجای آنکه مسئولیت را از خودمان سلب کنیم و بگوییم سازندگان آمریکایی چنین کاری انجام دادهاند، بهتر است بررسی کنیم چه بخشهایی را میتوان اصلاح کرد و برای اقدامات بعدی برنامه داشت. باید بپرسیم آیا واقعاً تمام مسیرهای نفوذ شناختهشده را بسته بودیم و مهاجمان ناچار شدند از یک آسیبپذیری ناشناخته استفاده کنند، یا آنکه اصول و اقدامات شناختهشده امنیتی را بهدرستی اجرا نکرده بودیم؟
وی با اشاره به یکی از بانکهای مورد حمله گفت: با وجود گزارشهایی که پس از حمله ارائه شد، در یکی از بانکها مهاجمان از یک آسیبپذیری One-day استفاده کرده بودند؛ یعنی آسیبپذیریای که پیشتر منتشر شده، جزئیات و حتی ابزار بهرهبرداری از آن در اینترنت وجود داشته و سازمان نیز میتوانسته از وجود آن آگاه باشد.
این فعال حوزه اقتصاد دیجیتال با اشاره به جمله معروف نمایشنامه هملت درباره «بودن یا نبودن» گفت: پرسش این است که آیا باید ضربات و مشکلات روزگار را تحمل کنیم یا سلاح به دست بگیریم و با انبوه مشکلات بجنگیم؟ اگر گزینه دوم را انتخاب کنیم، مسیر پیشرو خالی نیست و اقدامات بزرگ و متعددی وجود دارد که میتوان انجام داد.
وی تاکید کرد: قرار نیست یک تجهیز یا راهکار واحد، تمام مشکلات امنیت و تابآوری بانکداری را حل کند. در این بحث فقط میخواهم بر یکی از بخشهای مسئله تمرکز کنم و آن، معماری سامانههاست. پرسش این است که آیا بانکهای ما معماریهای دقیق و مناسبی برای تابآوری در شرایط بحرانی داشتهاند یا خیر؟ پاسخ این سؤال برای همه ما تا حد زیادی روشن است.
پیرحسینلو در تشریح معماری ذخیرهسازی اطلاعات گفت: در سادهترین حالت، داده فقط در یک نقطه ذخیره و نگهداری میشود. ممکن است چند نسخه یا چند نمونه از داده وجود داشته باشد، اما همه آنها همچنان در یک موقعیت جغرافیایی قرار گرفتهاند.
وی افزود: در مرحله بعد، بهجای ذخیرهسازی چند نمونه در یک نقطه، داده در چند Rack یا چند بخش متفاوت یک مرکز داده نگهداری میشود. در سطح بالاتر، اطلاعات تنها در یک دیتاسنتر ذخیره نمیشود، بلکه در چند مرکز داده متفاوت قرار میگیرد. این الگو را میتوان معماری چند ناحیهای یا Multi-AZ دانست که معمولاً در محدوده یک شهر اجرا میشود.
مدیرعامل آروانکلاد ادامه داد: استانداردهای این حوزه پیشنهاد میکنند که دستکم سه دیتاسنتر با فاصلهای کمتر از حدود ۵۰ کیلومتر از یکدیگر وجود داشته باشند تا ارتباط با تأخیر بسیار پایین برقرار شود. اجرای چنین الگویی هزینهها را افزایش میدهد، اما باعث میشود در صورت حمله فیزیکی یا از دسترس خارجشدن یک مرکز داده، پایداری سرویس حفظ شود.
وی درباره سامانههای حساس گفت: برای سامانههای بحرانی و حساس مانند بانکها، معماری موردنیاز باید یک سطح بالاتر باشد. در این حالت، تنها ذخیرهسازی داده در چند مرکز داده داخل یک شهر کافی نیست، بلکه باید اطلاعات در یک یا چند دیتاسنتر در شهرهای مختلف و با فاصله بیش از ۲۰۰ کیلومتر از مرکز اصلی نیز ذخیره و پردازش شود. این همان معماری چندمنطقهای یا Multi-region است.
پیرحسینلو افزود: علاوه بر این، وجود ساختارهای ایزوله، نسخههای پشتیبان قفلشده و بکاپهایی که امکان تغییر یا حذف آنها وجود نداشته باشد نیز بخشی از یک معماری کامل و تابآور است.
وی با طرح این پرسش که آیا این معماری، نوآوری تازهای است، گفت: پاسخ منفی است. این موضوع سالهاست در معماری سامانههای بانکی جهان شناخته شده است. اگر این اصول را برای یک متخصص بانکی در کشورهای دیگر توضیح دهید، ممکن است تعجب کند که چرا موضوعی تا این اندازه روشن، هنوز برای ما مسئله محسوب میشود.
همبنیانگذار آروانکلاد ادامه داد: اگر همه این موضوع را میدانند، پرسش این است که چرا اجرایی نمیشود؟ درباره دلایل روانی، سازمانی و مدیریتی آن میتوان کتابها و مقالات متعددی نوشت، اما یکی از دلایل اصلی، هزینه بسیار بالای اجرای معماری چندناحیهای و چندمنطقهای در ساختار سنتی است.
وی توضیح داد: برای اجرای این معماری به روش سنتی، بانک باید دیتاسنترهای اختصاصی خود را داشته باشد؛ برای مثال سه دیتاسنتر در تهران، چند دیتاسنتر در خارج از تهران و یک شبکه اختصاصی که همه آنها را به یکدیگر متصل کند. هزینه این پروژه آنقدر بالا میرود که در عمل اجرای آن بسیار دشوار یا حتی غیرممکن میشود.
پیرحسینلو گفت: فناوری کلاد برای نخستینبار اصل این مسئله را کشف نکرده است. پیش از کلاد نیز در ساختارهای زیرساختی و فناوریهای مجازیسازی، راهکارهایی مانند Mirror و معماریهای چندمرکزی وجود داشتهاند. کلاد این مسیر را سادهتر، دسترسپذیرتر و اقتصادیتر کرده است.
وی افزود: مؤسسات پژوهشی معتبر سالهاست گزارشهای مختلفی منتشر میکنند که نشان میدهد بانکهای جهان چگونه از زیرساختهای کلاد استفاده میکنند و این فناوری چقدر در افزایش تابآوری، کاهش هزینه و تسریع توسعه خدمات به آنها کمک کرده است.
مدیرعامل آروانکلاد تاکید کرد: اگر سازمانها چشمانداز درست و پنجساله یا ۱۰سالهای نداشته باشند، نمیتوانند برای بقا و انجام این تحول برنامهریزی کنند. اگر بانکهای ایران به سمت این تغییر حرکت نکنند، نهتنها مشکلات فعلی برطرف نمیشوند، بلکه همزمان با پیشرفت فناوری، فاصله آنها با نظام بانکی جهان بیشتر خواهد شد.
وی ادامه داد: تیمهای امنیتی باید بهجای اصرار بر برخی سیاستهایی که ممکن است متعلق به گذشته باشند، بررسی کنند که چه محدودیتهایی واقعاً برای امنیت ضروریاند و کدام محدودیتها به بهانه امنیت ایجاد شدهاند.
بخشی از اقداماتی که در گذشته با هدف حفاظت از سازمانها انجام شده، امروز خود به پاشنهآشیل بانکها و سازمانهای بزرگ تبدیل شده است.
پیرحسینلو با اشاره به استفاده بانکهای جهان از خدمات ابری گفت: سرویسهای بانکی را میتوان به چهار دسته کلی تقسیم کرد؛ سامانههای اصلی یا Core Banking، سرویسهای جانبی و کانالهایی مانند موبایلبانک، سرویسهای پرداخت و سامانههای داخلی مورد استفاده خود بانک.
وی افزود: Core Banking حساسترین و قدیمیترین بخش نرمافزاری بانکهاست و به همین دلیل، کمترین نرخ مهاجرت به کلاد را دارد. با این حال، نرخ استفاده جهانی از کلاد حتی در این بخش نیز به حدود ۱۰ درصد رسیده است.
مدیرعامل آروانکلاد ادامه داد: در یک بررسی که حدود ۱۰۰ بانک را بهعنوان نمونه مورد مطالعه قرار داده، مشخص شده است که در آمریکای شمالی حدود ۳۴ درصد بانکها بخشی از سرویسهای خود را به کلاد منتقل کردهاند و ۴۴ درصد نیز برای انجام این کار برنامه دارند.
وی گفت: در سرویسهای جانبی، پرداختی و سامانههای جدیدتر، نرخ استفاده از کلاد بهمراتب بالاتر است. Core Banking به دلیل قدمت و حساسیت زیاد، با فاصله زمانی بیشتری وارد این مسیر میشود.
پیرحسینلو افزود: براساس بخشی از آمارهای ارائهشده، نرخ استفاده یا برنامهریزی برای استفاده از کلاد در میان بانکهای آمریکایی به حدود ۷۸ درصد میرسد؛ در حالی که تا سال ۲۰۲۲، میانگین مهاجرت کامل برخی بخشها در اروپا حدود هفت درصد بوده است.
وی تاکید کرد: نباید انتظار داشت که یک بانک صبح تصمیم بگیرد و روز بعد همه سامانههای خود را به کلاد منتقل کند. این تحول یک مسیر تدریجی است. معمولاً ابتدا سرویسهای کوچکتر و کمریسکتر به کلاد منتقل میشوند، سپس بخشهای بزرگتر و در نهایت سامانههای اصلی بانکی وارد این معماری میشوند.
همبنیانگذار آروانکلاد گفت: معماری چندمنطقهای، در کنار معماری کامل و اصولی سامانهها، باید به هدف اصلی ما تبدیل شود. این موضوع برای همه متخصصان بانکی روشن است، اما نقطهضعف امروز ما این است که از ظرفیتهای موجود به اندازه کافی استفاده نمیکنیم.
وی افزود: گاهی سنگهای بزرگی پیش پای خودمان قرار میدهیم که حرکت بانکها را در مسیر تحول دیجیتال غیرممکن میکند. تیمهای فناوری و کلاد نیز گاهی در شرایطی شبیه همان ضربالمثل شترمرغ قرار میگیرند؛ زمانی که از آنها انتظار حمل بار میرود، به پرندهبودنشان اشاره میشود و وقتی انتظار پرواز وجود دارد، شتربودن آنها یادآوری میشود. در نتیجه، نه اجازه اجرای کامل فناوری داده میشود و نه مسئولیتها متناسب با اختیارات تعریف میشوند.
پیرحسینلو تصریح کرد: در زمینه میزان پذیرش فناوری نیز گاهی بهجای استفاده از بهترین الگوهای جهانی، ضعیفترین نمونه هر کشور را انتخاب و همان را بهعنوان معیار معرفی میکنیم. برای مثال، وقتی نرخ پذیرش پایین است، ممکن است کشوری مانند کره شمالی بهعنوان معیار مطرح شود و از مجموعهای از بدترین تجربیات کشورهای مختلف، یک کاتالوگ محدودکننده برای خودمان بسازیم.
وی ادامه داد: اینکه در آمریکا یا کشورهای دیگر نیز نرخ استفاده از کلاد هنوز به ۱۰۰ درصد نرسیده، نباید بهانهای برای متوقفکردن حرکت باشد. در عین حال، از سال ۲۰۰۳ به بعد، سیاستها و الزامات سختگیرانهای برای معماری چندشهری سامانههای حیاتی و بانکی در برخی کشورها تدوین شده است.
مدیرعامل آروانکلاد در پایان تاکید کرد: کلاد بهتنهایی راهکار کامل حل مسئله نیست. بانکهای ما برای افزایش تابآوری باید به سمت معماریهای چندشهری و چندمنطقهای حرکت کنند. کلاد تنها یک کمککننده و تسهیلگر است که میتواند سرعت ورود خدمات به بازار را افزایش دهد، مدیریت ریسک را بهبود ببخشد و هزینهها را کاهش دهد.
وی خاطرنشان کرد: لازم است تصویری یکپارچه از افق پیشرو داشته باشیم، معیارهای جهانی را کامل و دقیق بررسی کنیم، بهترین تجربهها را از نقاط مختلف جهان برداریم و متناسب با نیاز صنعت و کشور خود از آنها استفاده کنیم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.