روایتی از زندگی پدر برنامه هسته ای ایران

در میان انبوه روایت‌ها از تاریخ هسته‌ای ایران، نام اکبر اعتماد چون خطی ممتد، از دل برنامه‌های بلندپروازانه دهه ۱۳۵۰ تا حاشیه‌های سیاسی جهان امروز، خودنمایی می‌کند. مردی که رسانه‌های جهانی او را «پدر برنامه هسته‌ای ایران» نامیده‌اند، نه‌تنها معمار فنی نخستین تأسیسات اتمی کشور بود، بلکه نقشی بی‌بدیل در شکل‌گیری یکی از حساس‌ترین پرونده‌های علمی-سیاسی معاصر ایفا کرد. او در قامت نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، جرأت کرد به قدرت‌های بزرگ جهانی «نه» بگوید، قراردادهایی راهبردی با اروپا منعقد کند و مسیری مستقل را برای فناوری هسته‌ای ایران ترسیم کند. اما با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، مسیر بسیاری از این برنامه‌ها دستخوش تغییر شد؛ اعتماد به تبعید رفت؛ اما هرگز از روایت حقیقت آن‌چه گذشت، بازنایستاد. اعتماد فیزیک رآکتور را در دانشگاه لوزان آموخت، اما مهم‌ترین درس‌های زندگی را در اتاق مذاکره با آمریکایی‌ها و آلمانی‌ها فراگرفت. روزی که محمدرضا شاه به او گفت «سازمان انرژی اتمی را تأسیس کن»، جرقه داستانی زده شد که تا امروز ادامه دارد. زندگی حرفه‌ای اکبر اعتماد، به عنوان نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (۱۳۵۳-۱۳۵۷)، نقطه عطفی در تاریخ علمی و سیاسی معاصر ایران محسوب می‌شود.

از همدان تا لوزان؛ مسیر فیزیک‌دان رآکتور

اکبر اعتماد، متولد همدان، مدرک دکترای خود را در رشته فیزیک رآکتور از دانشگاه لوزان سوئیس دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران، فعالیت خود را به عنوان استاد دانشگاه تهران آغاز کرد و سپس به معاونت وزارت علوم و آموزش عالی منصوب شد.

در سال ۱۳۵۲ به عنوان رئیس دانشگاه بوعلی سینای همدان منصوب شد و یک سال بعد، در سال ۱۳۵۳، مهم‌ترین مأموریت زندگی حرفه‌ای خود را دریافت کرد: تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران

معماری برنامه ۲۳ هزار مگاواتی

اعتماد در جایگاه معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان انرژی اتمی، مسئولیت طراحی برنامه بلندپروازانه تولید ۲۳ هزار مگاوات برق از طریق نیروگاه‌های هسته‌ای را برعهده گرفت. او در مصاحبه با بی‌بی‌سی در این باره گفت:

«من در ایران بودم و مشغول کارهای مختلف بودم که محمدرضا شاه تصمیم گرفت برای تولید برق به انرژی هسته‌ای روی آورد. مرا دعوت کرد و خواست که این کار را انجام دهم.»

تحت نظارت اعتماد، ایران قراردادهایی با شرکت‌های اروپایی منعقد کرد. با آلمان (شرکت زیمنس) برای ساخت دو رآکتور ۱۲۰۰ مگاواتی در بوشهر توافق شد و با فرانسه نیز مذاکراتی برای ساخت دو رآکتور ۹۰۰ مگاواتی دیگر انجام گرفت.

«من در ذهنم دو کشور را حذف کردم: آمریکا و روسیه»

یکی از مهم‌ترین بخش‌های فعالیت حرفه‌ای اعتماد، ایستادگی او در برابر فشارهای آمریکا بود. او در مصاحبه با بی‌بی‌سی در سال ۲۰۱۳ فاش کرد:

«من این احساس را داشتم که آمریکایی‌ها می‌خواهند دیدگاه‌های خود را بر ایران تحمیل کنند و من از همکاری با آن‌ها خودداری کردم. ما به مدت چهار سال در مورد شرایط توافقنامه دوجانبه بحث کردیم و هرگز به نتیجه نرسیدیم.»

مهم‌ترین نقطه اختلاف، نحوه مدیریت سوخت هسته‌ای مصرف‌شده بود. اعتماد توضیح داد:

«آمریکایی‌ها می‌خواستند وقتی نیروگاه ساخته شد، سوخت هسته‌ای مصرف‌شده را خودشان دوباره فرآوری کنند. آن‌ها می‌خواستند کل فرآیند را کنترل کنند و کاملاً خودشان تصمیم بگیرند که چه اتفاقی بیفتد. من این را نپذیرفتم.»

او همچنین تأکید کرد که عمداً دو کشور را از فهرست همکاران بالقوه حذف کرده است: «من در ذهنم دو کشور را حذف کردم: آمریکا و روسیه. هردو می‌توانستند چیزی را به ما دیکته کنند. مذاکره با آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها آسان بود. با دو کشور دیگر غیرممکن بود.» حذف ابرقدرت‌ها اگرچه به مذاق آن‌ها خوش نیامد اما از اعتماد در تاریخ ایران چهره‌ای بی‌طرف و مقاوم ساخت؛ تصویری که در تاریخ ایران از یک تکنوکرات یا سیاستمدار کمیاب است.

«شاه سلاح هسته‌ای نمی‌خواست، اما...»

اعتماد در مصاحبه‌های خود به موضوع حساس تمایل یا عدم تمایل محمدرضا شاه به ساخت بمب اتم هم پرداخته است. او در این باره گفت:

«شاه در آن زمان این ایده را داشت که به اندازه کافی در منطقه قوی است و می‌تواند از منافع ما در منطقه دفاع کند. او سلاح هسته‌ای نمی‌خواست؛ اما به من گفت که اگر این وضعیت تغییر کند، ما باید به سمت هسته‌ای برویم. او این را در ذهن داشت.»

اعتماد مأموریت خود را چنین تعریف کرد:

«ماموریت من این بود که به دنبال تمام فناوری‌های قابل تصور در زمینه فناوری هسته‌ای بروم.»

«تا زمانی که با مردم من می‌جنگی، به عراق نمی‌آیم»

پس از انقلاب، اعتماد دفتری در پاریس به عنوان مشاور در زمینه انرژی هسته‌ای تأسیس کرد. در این دوران، صدام که در میانه جنگ با ایران بود، سعی کرد او را برای کار در عراق متقاعد و او را به پروژه جاه‌طلبانه هسته‌ای خودش اضافه کند. اما اعتماد در پاسخ به صدام بدون تعلل و لکنت گفت:

«تا زمانی که با مردم من می‌جنگی، به عراق نمی‌آیم. تو دشمن من هستی.»

او همچنین پیشنهادات بسیاری از کشورها برای همکاری در برنامه‌های هسته‌ای‌شان را رد کرد و ترجیح داد در تبعید در پاریس بماند. تا نه صدام و نه آمریکایی‌ها حریف اعتقادات راسخش نشوند. و شاید همین نه های محکم او بود که دستاویزی شد تا سال‌ها بعد موقعی که انقلابیون نظرشان درباره انرژی هسته‌ای عوض شد دوباره به سراغ اعتماد بروند؛ دعوتی که البته نپذیرفت.

«ایران با برجام ضرر کرد»

اعتماد از منتقدان سرسخت سیاست‌های غرب در قبال برنامه هسته‌ای ایران بود. او در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در سال ۲۰۱۴ گفت:

«ایران نباید تسلیم خواسته‌های بیش از حد غرب در مورد برنامه هسته‌ای خود شود.»

او مخالفت آمریکا و برخی کشورهای غربی با فعالیت‌های هسته‌ای ایران را با انگیزه سیاسی توصیف کرد.

اعتماد در مورد توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) دیدگاه انتقادی داشت. او در مصاحبه با بی‌بی‌سی در سال ۲۰۱۸ گفت:

«ایران با انجام توافق هسته‌ای در ازای لغو تحریم‌ها، ضرر کرده است.»

او همچنین در مصاحبه‌ای دیگر با اشاره به تحریم‌های غرب علیه ایران اظهار داشت:

«آن‌ها به ایران فشار می‌آورند. چرا این کار را با هند، پاکستان یا اسرائیل نکردند؟»

اعتماد در مورد اهمیت فناوری هسته‌ای چنین اظهار نظر کرد:

«دسترسی به فناوری هسته‌ای مهم‌تر از خود انرژی هسته‌ای است. فناوری هسته‌ای فقط برای تولید برق نیست. وقتی کشوری در حال توسعه است و فعالیت‌های صنعتی متنوعی دارد، باید به فناوری هسته‌ای دسترسی داشته باشد».

من، اکبر اعتماد، اتم را شکافتم؛ روایت تصویری یک زندگی

در سال ۲۰۱۱، مستندی به نام «من، اکبر اعتماد، اتم را شکافتم (I, Akbar E'temad Split Atoms)  درباره زندگی او ساخته شد. این مستند روایت سفری است میان همدان، تهران و پاریس و به نقش او به عنوان پدر علم هسته‌ای ایران می‌پردازد.

اکبر اعتماد، که رسانه‌های جهانی او را به عنوان «پدر برنامه هسته‌ای ایران» می‌شناسند، نقشی بی‌بدیل در شکل‌گیری زیرساخت‌های هسته‌ای ایران ایفا کرد. او با ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا و روسیه و انتخاب شرکای اروپایی، مسیری مستقل را برای فناوری هسته‌ای ایران ترسیم کرد.

اعتماد سرانجام در ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۴ از دنیا رفت. یادش گرامی

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.