داوود اوغلو: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مبتنی بر بیمنطقی است/ برای آتشبس آمریکا باید از اسرائیل فاصله بگیرد
احمد داووداوغلو، نخستوزیر و وزیر خارجه اسبق ترکیه، در یادداشتی برای سایت میدل ایست آی، استدلال کرده است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مبتنی بر بیمنطقی است و واشنگتن برای دستیابی به آتشبس، باید از نفوذ اسرائیل و ایدئولوژی صهیونیستی فاصله گرفته و به «عقلانیت سیاسی» بازگردد.
او در ابتدای این یادداشت نوشته است: هر جنگی که با نقض قوانین بینالمللی آغاز شود، به خودی خود خطرناک است چون نظمی را که بر اساس آن اصول بنا شده، تضعیف میکند. با این حال، جنگی که فاقد عقلانیت راهبردی باشد، حتی خطرناکتر است. امروزه، هم مردم آمریکا و هم بسیاری از مردم جهان یک سوال ساده میپرسند: دونالد ترامپ با چه منطقی از سوی بنیامین نتانیاهو به جنگی کشیده شده که اهداف آن نامشخص و پیامدهای آن به طور بالقوه فاجعهبار است؟ هیچ پاسخ قانعکنندهای ارائه نشده است چون این جنگ مبتنی بر عقلانیت ژئوپلیتیک نیست، بلکه مبتنی بر نوعی غیرعقلانیت سیاسی است.
وی در این راستا تاکید کرده است: مفاهیم قدیمی چون حکمرانی عقلانی، وابستگی متقابل اقتصادی، مدیریت بحران و ثبات منطقهای با واژگانی کاملا متفاوت جایگزین شدهاند: پایان جهان، مأموریتهای الهی، مردم برگزیده، و تحقق سرنوشت از طریق زور. اگرچه چنین اندیشههایی پیشازاین ممکن بود به عنوان سخنان افراطی نادیده گرفته شوند، اما استفاده از آنها توسط فردی چون ترامپ نشاندهنده یک بحران بسیار عمیق است. زمانی که نمادگرایی مذهبی و روایتهای آخرالزمانی بر تصمیمگیری در بالاترین سطوح قدرت تأثیر میگذارند، تهدیدی وجودی برای نظم جهانی محسوب میشود.
چارچوب منطقهای که در هم شکست
در ادامه این نوشتار آمده است: پس از جنگ جهانی دوم، منطقه خلیجفارس توسط یک چارچوب استراتژیک نسبتاً باثبات اداره میشد که بر سه پایه استوار بود:
۱. جریان انرژی جهانی
۲. ثبات سیاسی لازم برای حفظ این جریانها
۳. تعادل نظامی طراحیشده برای محافظت از آن.
این ساختار یک اجماع ضمنی ایجاد کرد که درگیریها نباید به خلیجفارس کشیده شوند. حتی قدرتهای مخالف نیز ثبات منطقه را به عنوان یک منفعت مشترک به رسمیت میشناختند. بر این اساس جنگ هشت ساله ایران و عراق کشورهای پادشاهی خلیج فارس را درگیر نکرد. پاسخ بینالمللی به حمله عراق به کویت، نظم منطقهای را حفظ کرد و حتی پس از حملات ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به عراق، کشورهای خلیج فارس موفق شدند خارج از مرکز مستقیم جنگ باقی بمانند. اما امروز این چارچوب در هم شکسته شده است. اتحاد نتانیاهو-ترامپ، که توسط شبکههای ایدئولوژیک صهیونیستی و مسیحی-صهیونیستی پشتیبانی میشود، عقلانیت سیاسی را از بین برده است. پیامدها عمیق است: تهدیدات تنگه هرمز اقتصاد جهانی را به خطر میاندازد. تصویر خلیج فارس به عنوان یک قطب امن سرمایهگذاری تضعیف شده و حضور پایگاههای آمریکا دیگر امنیت را تضمین نمیکند. منطقهای که زمانی سنگ بنای ثبات جهانی بود، به مرکز یک بحران سیستمیک تبدیل شده است.
آیا آتشبس میتواند عقلانیت سیاسی را بازگرداند؟
داوود اوغلو نوشته است: حالا سوال اصلی این است که آیا آتشبس میتواند عقلانیت سیاسی را بازگرداند. پس از هفتهها جنگ، چنین لحظهای ممکن است نزدیک باشد اما برای تحقق آتشبس، ایالات متحده باید یک بازنگری راهبردی انجام دهد و سیاست خارجی خود را از جاهطلبیهای اسرائیل و نیروهای ایدئولوژیک پشت آن جدا کند.
مسیر صلح
بازگشت به عقلانیت سیاسی برای پایان دادن به جنگ ضروری است. فرض اینکه تشدید ویرانی، پیروزی سریع به همراه داشت، به ویژه در پرتو محاسبات انتخاباتی، کاملا اشتباه است. رهبران دو حزبی، به ویژه در حزب جمهوریخواه، باید بر کاهش حمایت از جنگ تاکید بورزند و این فرض را که تشدید نظامی مزیت سیاسی به همراه دارد، به چالش بکشند.تظاهرات گسترده علیه پادشاهی در سراسر شهرهای بزرگ آمریکا نشاندهنده تقاضای عمومی برای خویشتنداری و پاسخگویی است.
برای کشورهای خلیج فارس، پیامدهای این جنگ بسیار واضح است.
این سیاستمدار ترکیه ای در پایان آورده است: اتکای دیرینه به تضمینهای امنیتی خارجی از سوی آمریکا ناکافی است. نه حضور نظامی آمریکا و نه افزایش هزینههای دفاعی نتوانسته امنیت را برقرار کند. همانطور که ابتکارات عادیسازی تحت توافقنامههای ابراهیم که مسئله فلسطین را نادیده میگیرد، نتوانسته صلح پایدار ایجاد کند و در عوض چالشهای مشروعیتی ایجاد کرده است.
در نتیجه، رهبران خلیج فارس به یک تحول راهبردی جامع بر اساس چهار پایه نیازمند هستند:
1- احیای مکانیسمهای همکاری منطقهای مانند شورای همکاری خلیج فارس
2- ایجاد نظم منطقهای فراگیر شامل بازیگران کلیدی مثل ترکیه، مصر، عراق، سوریه و ایران
3- حفظ روابط متوازن در میان قدرتهای جهانی
4- تشخیص اینکه هیچ صلح پایداری بدون پرداختن به حقوق فلسطینیان به دست نمیآید.
بنابراین، مسیرهای پیش رو کاملا مشخص است: بازگشت به سیاست عقلانی مبتنی بر قانون، توازن و منافع متقابل، یا سقوط به یک نظم جهانی تکهتکه شده و ایدئولوژیک با پیامدهای فاجعهبار.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.