بازار سیاه تقصیر کیست؟ مردم یا سیاستی که واقعیت زندگی را نمی‌بیند

انگار همه‌چیز خلاصه شده در طمع چند نفر، نه در سیاستی که سال‌هاست با جیب مردم نمی‌خواند. 

کافی‌ست کمبود دارو، ارز، نان یا روغن خبرساز شود؛ خیلی زود انگشت اتهام به سمت «مردمِ سودجو» می‌رود و برچسب دلال و محتکر و واسطه به پیشانی‌شان می‌چسبد. 

داستان بازار سیاه، فقط قصه چند آدم زرنگِ بی‌رحم نیست؛ نتیجه مستقیم تصمیم‌هایی است که با واقعیت زندگی هماهنگی ندارد. 

خبر مرتبط
۹۶۰ تن برنج احتکار شده کشف و ضبط شد

فرمانده انتظامی استان هرمزگان گفت: ارزش مالی کالاهای اساسی احتکاری کشف شده در این عملیات برابر اعلام نظر کارشناسان اقتصادی هزار و ۹۲۰ میلیارد ریال عنوان شده است.

جایی که قیمت رسمی با هزینه تولید و واردات جور درنمی‌آید، صف و کمبود و سهمیه‌فروشی زیرپوستی از دل بازار بیرون می‌زند؛ نه با مصوبه عقب می‌نشیند، نه با شعار. 

اقتصاددان‌ها سال‌هاست می‌گویند وقتی دولت با قیمت‌گذاری دستوری، یارانه کالایی و چند نرخی کردن ارز به بازار «دستور» می‌دهد، در عمل برای بازار سیاه فرش قرمز پهن می‌کند. 

دارو روی کاغذ ارزان است، اما در داروخانه پیدا نمی‌شود؛ بیمار نسخه‌اش را در ناصرخسرو و کانال تلگرامی با دو برابر قیمت می‌خرد. 

تقصیر اوست که نمی‌خواهد جانش در صف سهمیه تلف شود یا سازوکاری که ۹۹ درصد «تولید داخلی» را ادعا می‌کند اما از پس یک کمبود ساده برنمی‌آید؟ 

در ماجرای نان و سوخت هم داستان تکرار می‌شود؛ نان یارانه‌ای از درِ نانوایی بیرون می‌رود و از درِ دیگر، نان خشک و خوراک دام می‌شود، بنزین سهمیه‌ای سر از باک قاچاق درمی‌آورد، آرد یارانه‌ای شبانه با نرخ آزاد معامله می‌شود. 

بازار سیاه بدون متخلف شکل نمی‌گیرد، اما ریشه‌اش در سیاستی است که به‌جای دیدن واقعیت، فقط می‌خواهد روی کاغذ کنترل کند. 

تا وقتی نسخه‌های دستوری با جیب مردم جور درنمی‌آید، انتظار اینکه همین مردم ناجی بازار باشند و نه مسافر ناچارِ قطاری به نام بازار سیاه، بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.