چهار روایت از  40 روز بانکداری

جنگ تمام شد

۳۲ روز در بانک ماند. سیستم‌ها هر لحظه باید چک می‌شد. هماهنگی کارکنان در دورکاری بر عهده او بود.آخرین ساعت‌های شب آخر، همکارش با چشم‌های گریان و صدای آهسته گفت:جنگ تمام شد.

۱۲:۱۲رند

صبح مثل همیشه با بوسیدن دوقلوها شروع شد. زودتر همه سرکار حاضر می‌شد. چند ماه تا پایان‌دوره سه ساله معاونتش در این شعبه باقی مانده بود. آن روز هم مثل هر روز، حواسش به همه چیز بود. پیرمرد آهسته به نزدیک باجه رسید. دستگاه خودپرداز پول نداشت. معاون از جایش بلند شد تا در دستگاه خودپرداز پول بگذارد. ۲۵ اسفند ماه ساعت ۱۲:۱۲ دقیقه. ساعتی رند. پیکر معاون شعبه ساعت ۸صبح روز بعد پیدا شد.

 روزی که دلِ خودپرداز هم آشفت

من کارمند یکی از شعب مرکزی شهرم هستم؛ جایی که معمولا صدای بوق ماشین‌ها و هیاهوی مردم در خیابان می‌پیچد، نه صدای ممتد آژیر آمبولانس‌ها. اما در آن روزهای پر تنش، همه چیز رنگ و بوی دیگری داشت. آدم‌ها با قدم‌هایی تندتر وارد بانک می‌شدند، نگاه‌هایشان نگران‌تر بود و سکوتشان سنگین‌تر.

‌حوالی ظهر، درست وسط کار و میانِ چند مشتری، صدای آژیر بلند آمبولانس به گوش رسید؛ صدایی هشداردهنده که گویی با خود اضطراب می‌آورد. سالن برای لحظه‌ای ساکت شد. یکی از مشتری‌ها زیر لب گفت: «باز هم حادثه... باز هم انفجار...»

رئیس شعبه، مردی آرام و خونسرد، از اتاقش بیرون آمد و با اطمینان گفت: «هر کسی دوست دارد می‌تواند برود، اما تا وقتی من اینجا هستم، کار مردم را راه می‌اندازم. این روزها مردم به اطمینان، بیشتر از پول نیاز دارند.»

چند لحظه بعد صدای انفجار دیگری از دوردست آمد و پنجره‌ها لرزیدند. ذرات ریز گچ از سقف روی میزها نشست. ناخودآگاه نگاهی به دستگاه خودپرداز انداختم؛ چراغ‌هایش لحظه‌ای چشمک زدند، انگار دلِ دستگاه هم آشفته شده بود. در همان موقع، زن جوانی جلو آمد و دفترچه حسابش را روی میز گذاشت. با صدایی آرام اما لرزان گفت: «باید برای شوهرم پول بفرستم. اینترنت قطع بود، فقط می‌خواهم مطمئن شوم به دستش می‌رسد.»

پشت سر او پیرمردی ایستاده بود با لباسی پاره و دستانی سیاه شده از روغن. لبخندی تلخ زد و گفت: «من فقط آمده‌ام اجاره مغازه‌ام را بدهم. قول داده بودم تا آخر ماه پرداخت کنم؛ آدم به حرفش زنده است.»

صدای آمبولانس هنوز در خیابان می‌پیچید و ما همچنان کار می‌کردیم. یکی حواله ثبت می‌کرد، یکی سامانه را بالا می‌آورد و دیگری شوخی‌های ریز می‌کرد تا دل بقیه گرم شود. بیرونِ شهر آشفته بود، اما داخل بانک، صدایِ مُهر زدن روی فرم‌ها مثل ضربان قلبی منظم بود که می‌گفت: «ادامه بدهید، هنوز امید هست.»

‌وقتی بعد از چند دقیقه دوباره سکوت برگشت، همه نفسی راحت کشیدند. آخر وقت، مثل همیشه دستگاه خودپرداز را ری‌استارت کردم. صفحه‌اش که روشن شد، همان رنگ آبیِ آرامش‌بخش همیشگی را نشان داد. با خودم گفتم: در این چهل روز، آدم‌هایی را دیدم که از دل ‌نگرانی، لبخند ساختند. حتی این دستگاه هم انگار یاد گرفته است که با دلِ لرزان، باز هم روشن شود.

امروز که شهر کمی آرام‌تر است، هر بار صدای افتادن اسکناس روی پیشخوان را می‌شنوم، یاد آن روز می‌افتم؛ روزی که فهمیدم بانک فقط محل تراکنش نیست، جایی است که آدم‌ها امیدشان را برای چند دقیقه به ما می‌سپارند.

 قصه بانک‌ها به همین جا ختم نشد. بانک‌ها همچون گذشته تعطیلی‌ناپذیر، شعب کشیک گذاشتند. جریان نقدینگی حاصل از جذب منابع مختل شد ولی خدمات‌دهی لغو نشد.جنگ به خودی خود شرایطی دارد اما نظام بانکی پای کار ماند. در یکی از آمارهای به جا مانده از جنگ، در یکی از دو بانک قرض‌الحسنه کشور و در دو ماه اسفند و فروردین ماه گذشته به ترتیب۲۳۰و۲۸۳هزار فقره وام قرض‌الحسنه با رقم ۲۴و۲۵همت به عنوان نمونه‌ای از عملکرد تسهیلاتی بانک‌ها ارائه شده است. ارتش بانکی، تراکنش‌ها، پرداخت حقوق حتی با اتحاد سایر بانک‌ها ، سرویس خودپردازها و... را تعطیل نکردند.

 بررسی عملکرد سامانه‌های ملی پرداخت نظام بانکی در جریان جنگ رمضان، نشان‌دهنده پایداری نظام بانکی در این دوران است. پایداری نظام‌های پرداخت الکترونیک در جنگ نیازمند نیروی انسانی متخصص و متعهدی بود که زیر سایه جنگ تمهیداتی انجام دهند که روند جریان وجوه برای ادامه فعالیت‌های اقتصادی آحاد جامعه با مشکلی مواجه نشود. حضور بخش پشتیبان فناوری اطلاعات بانک‌ها برای حصول اطمینان از عملکرد درست سامانه‌ها در بخش ستادی بانک‌ها امری ضروری بود و آمارها بیانگر موفقیت شبکه بانکی در دستیابی به نتیجه است. 

در همین راستا به‌رغم حملات ترکیبی دشمن آمریکایی و صهیونیستی به زیرساخت‌های نظام بانکی در طول ۴۰ روز جنگ رمضان، نزدیک به ۵‌میلیارد تراکنش خرید کالا و خدمات در پایانه‌های فروش، کیوسک‌ها و پرداخت اینترنتی ثبت شده که حکایت از میانگین روزانه ۱۵۰‌میلیون تراکنش دارد. 

افزون بر این، حدود ۹۰۰‌میلیون تراکنش انتقال وجه از طریق سامانه‌های پایا، ساتنا، پل و کارت به کارت به ثبت رسیده است. این آمارها نشان می‌دهد که میانگین روزانه تعداد تراکنش سامانه‌های ملی نظام بانکی در زمان جنگ برای هر فرد، حدود ۱.۷ بوده است.

همچنین از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۷۵۴‌میلیون تراکنش انتقال وجه کارت به کارت ثبت شده است. همچنین تعداد تراکنش‌های بین مشتریان در سامانه‌های پایا، ساتنا و پل به ترتیب بیش از ۷۶‌میلیون، ۶‌میلیون و ۷۲‌میلیون ثبت شده است.

برنامه‌ریزی‌ها به گونه‌ای انجام شده که دسترسی مردم به شعب در تمام دوران جنگ به خدمات شعب بانکی فراهم شود. دسته‌بندی شبکه بانکی در کنار دستگاه‌های خدمت‌رسان چون بیمارستان‌ها، هلال احمر، اورژانس و... نیز موید اهمیت و ضرورت خدمات این بخش برای جامعه است.

بر اساس اطلاعیه رسمی در خصوص نحوه فعالیت شعب بانک‌ها پس از شروع جنگ اعلام شد: «شعب بانک‌ها در تمام کشور به صورت ۲۰ تا ۵۰ درصد فعال خواهند بود و ساعت کاری مانند قبل خواهد بود و تمام خدمات بانکی برقرار است.»

همچنین در اطلاعیه‌ای در خصوص نحوه فعالیت بانک‌های کشور در هفته پایانی سال عنوان شد: حسب هماهنگی به عمل آمده با بانک مرکزی، بانک‌ها در استان تهران و سایر استان‌ها از روز شنبه ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۴ تا پایان سال حداقل ۲۰ و حداکثر ۱۰۰ درصد شعب بانک‌های هر استان که اسامی آنها در وب‌سایت‌های اطلاع‌رسانی بانک‌ها ذکر می‌شود به همراه نیروهای مورد نیاز فنی و پشتیبانی ستاد بانک‌ها، به منظور خدمت‌رسانی به امور ضروری مشتریان، از ساعت ۷:۳۰ الی ۱۳:۳۰ دایر هستند و در آخرین اطلاعیه در خصوص نحوه فعالیت بانک‌ها از ۲۲ فروردین ماه تا اطلاع ثانوی اعلام شد«حسب اطلاعیه سازمان اداری و استخدامی کشور، از روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ تا اطلاع ثانوی، ۱۰۰ درصد شعب بانک‌ها در کل کشور و واحدهای ستادی بانک‌ها در تهران، فعالیت خواهند داشت.»

بنابراین بانک‌ها در ایام جنگ هم در ارائه خدمات حضوری و هم در ارائه خدمات غیرحضوری به گونه‌ای عمل کردند که کوچک‌ترین خللی در انجام فعالیت‌های مرتبط با شبکه بانکی برای مردم و فعالان اقتصادی به وجود نیاید.

همزمانی جنگ رمضان با ایام نزدیک به نوروز که معمولا با تسویه صورت‌های مالی شرکت‌ها (اشخاص حقوقی) و بیشترین تراکنش مالی اشخاص حقیقی همراه است نیز باعث اختلال در عملکرد شبکه بانکی نشد و مراجعان به شبکه بانکی با کمترین مشکلی برای انجام امور بانکی مواجه بودند. زمانی که شهر تعطیل بود همچنان چراغ بانک‌ها روشن بود.