درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
پس از ۴۰روز حملات گسترده آمریکا به تاسیسات نظامی ایران و هدف قرار دادن نیروهای نظامی و غیرنظامی، دولت ترامپ موفق به تحمیل وضعیت تسلیم به ایران نشد و در نهایت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. همزمان با حملات ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و تهدید مسیرهای کشتیرانی، ایالات متحده در نهایت به وضعیت عقبنشینی یا همان TACO (ترامپ همیشه عقبنشینی میکند) بازگشت و با آتشبس موافقت کرد. اکنون، افزایش تورم و کندی فعالیت اقتصادی، نشانههایی از ورود به دورهای از رکود تورمی را نشان میدهد؛ درست در زمانی که این وضعیت میتواند خشم رأیدهندگان را در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا برانگیزد.
بازارهای سهام اروپا و قراردادهای آتی بورس آمریکا دوشنبه هفته گذشته رشد قابلتوجهی را تجربه کردند. این رشد پس از آنکه ایالات متحده و ایران با هم درباره توقف درگیریهای اخیر و ازسرگیری مذاکرات به توافق رسیدند، رخ داد. تحول مذکور به کاهش قیمت نفت کمک کرد. قیمت جهانی نفت پیشتر در پی حملات متقابل دو طرف در آغاز هفته جهش کرده بود. بازگشت به مسیر دیپلماسی در شرایطی رخ میدهد که طی روزهای گذشته دو کشور مجموعهای از حملات تلافیجویانه را علیه یکدیگر انجام داده بودند.
جنگ ۴۰روزه در ایران باعث شد نخبگان اقتصادی و سیاسی جهان بهطور جدی درباره نحوه مواجهه با مجموعهای از شوکها تأمل کنند؛ شوکهایی که هیچ نشانهای از فروکش کردن ندارند. چهار هفته پس از آغاز درگیری، اختلال در عرضه انرژی به حدی شدید شد که برخی تصور میکردند حتی پایان ناگهانی جنگ نیز نمیتواند شرایط را به وضعیت پیش از بحران بازگرداند. این را ریچارد کو، اقتصاددان ارشد شرکت نومورا ریسرچ، اعلام کرده است. او در گفتوگویی در کارگاه آمبرُزِتی ایتالیا گفته بود: «ترمیم همه چیز زمان زیادی خواهد برد.» به گفته او، دولتها و بانکها با نوعی شوک عرضه مواجه هستند که مدیریت آن بسیار دشوار است. او افزود: «اگر جنگ تمام شود، مردم میتوانند شروع به برنامهریزی کنند. اما فعلا هیچکس قادر به برنامهریزی نیست.»
جنگ ۴۰ روزه آمریکا علیه ایران آثار و پیامدهایی داشت که تنها در ایران یا حتی خاورمیانه محصور نماند و به سرعت در مقیاس جهانی بازتاب یافت. اندیشمندان و اقتصاددانان در زمان این جنگ بار دیگر دریافتند که اقتصاد بینالملل تا چه اندازه به ثبات ژئوپلیتیک در خاورمیانه وابسته است. این جنگ از همان روز آغازین خود تردد مسیرهای انرژی و تجارت را با اختلال مواجه کرد تا لایههای عمیقی از شکنندگی در ساختار اقتصاد جهانی را آشکار کند؛ چراکه جنگ مذکور بر تمام بازارهای جهانی اثر گذاشت، زنجیرههای تامین را مختل کرد و انتظارات تورمی را افزایش داد.
درحالیکه جهان در حال ارزیابی خسارتهای اقتصادی مداوم ناشی از جنگ خاورمیانه است، بخش عمده توجهها بر این موضوع متمرکز شده که بازگشت تولید و صادرات انرژی به وضعیت «عادی» چه مدت زمان خواهد برد.