نظریه بازی در پس نقض آتش‌بس‌ها

 بحرین می‌گوید اوایل این هفته مورد حمله شبه‌نظامیان قرار گرفته است. ایران همچنین هنوز جریان عادی تردد در تنگه هرمز را از سر نگرفته و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به نیروی دریایی این کشور دستور داده است که محاصره خود را اعمال کند. از نظر بسیاری، این شیوه‌ای نیست که یک آتش‌بس باید طی شود. اما اگرچه نقض آتش‌بس می‌تواند یک آتش‌بس شکننده و شاید زودگذر را بیازماید، لزوما مذاکرات را از مسیر خود خارج نمی‌کند. تاریخچه آتش‌بس‌ها نشان می‌دهد که آنها مکررا و زیرکانه نادیده گرفته شده‌اند، بدون آنکه کاملا به یک جنگ تمام‌عیار بازگشت شود. برای مثال، توافق پایان نبرد در غزه، پس از ۶ماه همچنان (حداقل به‌طور رسمی) پابرجاست، به‌رغم حملات هوایی اسرائیل در همین هفته.

هفته‌نامه اکونومیست آمار ۱۲۳۳۳رویداد خشونت‌آمیز را از پایگاه داده‌های موقعیت و رویداد درگیری‌های مسلحانه (ACLED) در بازه ۶۰روزه حول‌وحوش ۹آتش‌بس که پس از سال۲۰۲۰ در خاورمیانه و کشورهای همسایه حاصل شده بود، گردآوری کرد. اگرچه آتش‌بس‌ها نبرد را کاهش دادند، اما هیچ‌یک به توقف کامل خشونت منجر نشدند. به‌طور میانگین، رویدادهای منجر به مرگ در ۳۰روز پس از آغاز آتش‌بس، ۸۱درصد نسبت به ۳۰روز پیش از آن کاهش یافت.

آتش‌بس میان ارمنستان و آذربایجان در سال۲۰۲۰ که پس از آن تنها خشونت پراکنده‌ای رخ داد، موفق‌ترین مورد در میان این ۹آتش‌بس بود (به‌رغم بازگشت کوتاه نبرد در سال۲۰۲۳). در مقابل، آتش‌بس‌های موقت میان اسرائیل و حماس در اواخر۲۰۲۳ و از ژانویه تا مارس۲۰۲۵، به محض پایان یافتن، شاهد بازگشت سریع خشونت به سطوح پیش از آتش‌بس بودند. اغلب آتش‌بس‌ها جایی میان این دو نهایت قرار گرفتند. در این موارد، خشونت بلافاصله پس از اجرایی شدن آتش‌بس کاهش یافت؛ اما هرگز به صفر نرسید. در برخی موارد این سطح پایین‌تر تداوم یافت؛ در موارد دیگر، خشونت به تدریج تا نزدیکی سطوح پیش از آتش‌بس افزایش یافت.

والری اشتایکر از مرکز مطالعات امنیتی در موسسه تحقیقاتی ETH زوریخ استدلال می‌کند که این واقعیت که آتش‌بس‌ها به ندرت مانع از تمامی نقض‌ها می‌شوند،  آنها را بی‌معنا نمی‌کند. به گفته او، آتش‌بس‌ها اغلب «نوعی چانه‌زنی استراتژیک» برای بازتعریف شرایط یک درگیری هستند، نه صرفا اقداماتی بشردوستانه. با وام‌گیری آزادانه از کارل فون کلاوزویتس، استراتژیست نظامی پروسی قرن نوزدهم، شاید مفیدتر باشد که آتش‌بس‌ها را ادامه جنگ با ابزارهای دیگر بدانیم. آتش‌بس‌هایی مانند آنچه در خلیج فارس برقرار شد، همواره نقض می‌شوند. اما با این حال کارکرد خود را دارند.

بسیاری از نقض‌های آتش‌بس تصادفی هستند. جناح‌های مخالف به طور ناخواسته در میدان نبرد با یکدیگر برخورد می‌کنند یا خرابکاران ناراضی در یک طرف تلاش می‌کنند با دامن زدن به خشونت، مذاکرات صلح را از مسیر خارج کنند.  اما  به نظر نمی‌رسد که در جنگ سوم خلیج‌فارس چنین باشد.

بنابراین نقض‌های هفته اول آتش‌بس را چگونه باید تفسیر کرد؟ یک توضیح این است که همه طرف‌ها عمدا آتش‌بس را نقض می‌کنند تا مزیت استراتژیک کسب کنند و متعاقبا برای بازداشتن طرف مقابل از نقض، دست به اقدام تلافی‌جویانه می‌زنند. ادبیات نظریه‌بازی در مورد آتش‌بس‌ها نشان می‌دهد که توافقات برای توقف کلی خصومت‌ها، آستانه‌ای را تعریف می‌کنند که زیر آن سطح، حملات می‌توانند ادامه یابند. سطح دقیق این آستانه اغلب ناشناخته است، اما معمولا توسط هر دو طرف از طریق استراتژی «عمل‌متقابل» (چشم در برابر چشم) مدیریت می‌شود که در آن هر اقدام تحریک‌آمیز با پاسخی مشابه روبه‌رو می‌شود.

حملاتی مانند حملات اسرائیل در لبنان یا حملات نیروهای مقاومت، می‌توانند مخالفان را بر سر میز مذاکره تحت فشار قرار دهند. حملات فراتر از آستانه می‌توانند به فروپاشی کامل آتش‌بس و بازگشت به پویایی‌های تشدیدشونده‌ای که پیش از توافق در خلیج‌فارس مشاهده می‌شد، منجر شوند. این نقض‌ها همچنین ممکن است بازتاب‌دهنده درکی باشند که طی دهه‌ها توسط استراتژیست‌های آمریکا، اسرائیل، ایران و حزب‌الله، از قوانین پذیرفته‌شده درگیری‌های با شدت پایین‌تر اصلاح و دقیق‌تر شده است. اگرچه ایران از سال ۱۳۶۷ تا سال گذشته وارد یک جنگ متعارف نشده بود، اما اغلب به‌رغم آتش‌بس‌های رسمی، تجربه زیادی در نبردهای سطح پایین دارد. ایران و حزب‌الله آموختند که چگونه یک بازیگر  می‌تواند آنچه مقامات ایرانی «معادلات بازدارندگی» می‌نامند، ایجاد کند: خطوط قرمز تلویحی که با حملات تلافی‌جویانه متقابل اجرا می‌شوند. حزب‌الله به حملات اسرائیل (و بالعکس) به همان شکل پاسخ می‌داد، با همان تعداد موشک و تلفات، اغلب حتی در همان ساعت از روز.

دنیل سوبلمن از دانشگاه عبری اورشلیم می‌گوید، درگیری طولانی‌مدت در لبنان و شمال اسرائیل «آزمایشگاه استراتژیک ایران» بود. نقض‌های متقابل آتش‌بس به حزب‌الله امکان داد تا اسرائیل را بدون آغاز یک جنگ تمام‌عیار مهار کند.

پس از آغاز جنگ سوم خلیج‌فارس، رسانه‌های دولتی ایران اعلام کردند که این کشور می‌خواهد معادله بازدارندگی خود را بازنشانی کند. ایران مکررا قول داد که به حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی خود با اقدام تلافی‌جویانه علیه زیرساخت‌های انرژی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن در خلیج فارس پاسخ دهد. این موضوع ترامپ را وادار کرده است که از شدیدترین تهدیدهای خود عقب‌نشینی کند. آقای سوبلمن می‌گوید این تهدیدها، همراه با بستن تنگه هرمز، توانایی آمریکا برای تشدید تنش را کاهش داد و «تقارن» را به نبرد ایران با آمریکا وارد کرد.   دنی سیترینوویچ، افسر سابق اطلاعاتی اسرائیل می‌گوید که آتش‌بس دست‌‌کم به همه طرف‌ها فرصتی برای تنظیم مجدد داد، اگر نگوییم که فرصتی برای پایان دادن به اقدامات تحریک‌آمیز داد.

آتش‌بس‌ها اغلب به شرایط بلندمدت صلح‌آمیزتری منجر می‌شوند. پروژه آتش‌بس (The Ceasefire Project)، یک گروه تحقیقاتی، ۲۲۰۳آتش‌بس اعلام‌شده بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۰ را فهرست‌بندی کرده است. حدود نیمی از  آنها بدون بازگشت به جنگ پایان یافتند یا در زمان پایان مطالعه همچنان پابرجا بودند. یک‌سوم از آنها شکست خوردند. آتش‌بس‌ها در خاورمیانه ضعیف‌ترین در میان همه بودند. بیش از نیمی از ۳۶۰آتش‌بس منطقه که نقطه پایان مشخصی داشتند، شکست خوردند.

محققان دریافته‌اند که توافقات در مراحل اولیه آسیب‌پذیرتر هستند و به‌رغم پیش‌بینی مطمئن ترامپ مبنی بر اینکه توقف نبرد میان اسرائیل و جمهوری اسلامی که او در ژوئن ۲۰۲۵ پس از جنگ ۱۲روزه میانجی‌گری کرد «برای همیشه» ادامه خواهد یافت، تصمیم آمریکا برای از سرگیری بمباران ایران در فوریه نشان می‌دهد که حتی موفقیت کوتاه‌مدت نیز تضمینی برای صلح پایدار نیست.

نظارت توسط طرف‌های ثالث شانس تداوم یک آتش‌بس را افزایش می‌دهد. تعدادی از کشورها، از جمله آمریکا، از زمان آغاز آتش‌بس در غزه ناظرانی در اسرائیل داشته‌اند. اما جنگ با ایران متفاوت است؛ زیرا آمریکا یک طرف مستقیم درگیری است و بنابراین بعید است که به طرف ثالثی اجازه دهد بر حضور آن در منطقه نظارت کند.

این نگران‌کننده است؛ زیرا رسیدن به یک توافق صلح می‌تواند فرآیندی طاقت‌فرسا باشد. مذاکره برای توافق جمعه نیک (Good Friday) برای پایان دادن به درگیری‌های ایرلند شمالی در سال ۱۹۹۸، ۷۰۰روز به طول انجامید. به تعویق انداختن مذاکرات می‌تواند به تمدید یک آتش‌بس کمک کند، اما حل‌وفصل درگیری را نیز به تاخیر می‌اندازد. برای مثال، آتش‌بس در غزه همچنان در «مرحله اول» گیر کرده است و دو طرف قادر به توافق بر سر یک راه‌حل پایدارتر نیستند. جنگ کره نیز از سال۱۹۵۳ بدون یک صلح رسمی متوقف شده است. آمریکا در حال بررسی تمدید آتش‌بس فعلی برای دادن زمان بیشتر به مذاکرات است. به‌طرز متناقض‌نمایی، تمایل هر طرف برای بازگشت به جنگ، از جمله از طریق نقض آتش‌بس برای کسب اهرم فشار در مذاکرات، خود نقطه اهرمی بر سر میز مذاکره نیز هست. اسرائیل از ادامه جنگ راضی است. به نظر می‌رسد ایران جنگ را بر یک توافق بد ترجیح می‌دهد. آقای سیترینوویچ می‌گوید: «اگر ترامپ تصمیم به بازگشت به جنگ بگیرد، ایران نیز بازخواهد گشت. ایران مانند یک بازیکن پوکر است که نه تنها هم‌بازی را می‌خواند، بلکه شرط را بالا هم می‌برد.»

* هیات تحریریه