حمله به پتروشیمی‌های عسلویه

حملات  به زیرساخت‌های صنعت پتروشیمی نه‌تنها بُعد صنعتی و عملیاتی دارند، بلکه به‌طور مشخص با هدف تضعیف توان درآمدزایی ارزی ایران طراحی شده‌اند. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که بخش نفت، گاز و پتروشیمی همچنان ستون اصلی تامین ارز خارجی کشور محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در این بخش، مستقیما بر بودجه دولت، تراز تجاری و ثبات اقتصادی اثرگذار خواهد بود.

بر اساس گزارش منابع داخلی، روز دوشنبه شرکت‌های «مبین انرژی» و «دماوند انرژی» در منطقه عسلویه هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفتند. این دو مجموعه، به‌عنوان تامین‌کنندگان اصلی برق، آب و اکسیژن برای مجتمع‌های پتروشیمی، نقشی کلیدی در پایداری تولید ایفا می‌کنند. به گفته منابع آگاه، با از کار افتادن این تاسیسات، عملا زنجیره تولید در بخش قابل‌توجهی از پتروشیمی‌های عسلویه متوقف شده و برق تمامی واحدها تا زمان بازسازی کامل قطع خواهد بود. در عین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که «پتروشیمی پارس» از این حملات آسیبی ندیده و در وضعیت ایمن قرار دارد. با این حال، سالم ماندن یک واحد تولیدی در شرایطی که زیرساخت‌های پشتیبان از مدار خارج شده‌اند، تاثیر عملی محدودی بر تداوم تولید خواهد داشت.

پیامدهای راهبردی

در سطح بین‌المللی، مقامات اسرائیلی مسوولیت این حمله را بر عهده گرفته‌اند. وزیر جنگ اسرائیل اعلام کرده که «بزرگ‌ترین مجتمع پتروشیمی ایران در عسلویه» هدف قرار گرفته و این اقدام را «ضربه‌ای به اقتصاد ایران» توصیف کرده است. همزمان، گزارش‌هایی از وقوع چندین انفجار در منطقه پارس جنوبی منتشر شده که نشان‌دهنده گستردگی عملیات است. این حمله، دومین اقدام مستقیم علیه زیرساخت‌های پتروشیمی ایران در کمتر از یک هفته به شمار می‌رود. پیش از این، در روز شنبه ۴ فوریه، تاسیسات پتروشیمی در ماهشهر نیز هدف حمله قرار گرفته بودند. به‌نظر می‌رسد الگوی جدیدی در هدف‌گیری شکل گرفته که تمرکز آن نه صرفا بر مراکز تولید، بلکه بر زیرساخت‌های پشتیبان و گلوگاه‌های حیاتی صنعت انرژی است.

قطع زنجیره تولید

اهمیت حمله به شرکت‌های مبین و دماوند را باید در نقش حیاتی آنها در تامین انرژی و خدمات پایه برای کل منطقه عسلویه جست‌وجو کرد. این شرکت‌ها مشابه «فجر انرژی» در ماهشهر عمل می‌کنند و بدون فعالیت آن‌ها، ادامه تولید در اغلب مجتمع‌های پتروشیمی عملا غیرممکن است. در نتیجه این حمله، نه‌تنها تولید محصولات پتروشیمی متوقف می‌شود، بلکه زنجیره صادرات نیز دچار اختلال جدی خواهد شد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که محصولات پتروشیمی یکی از اصلی‌ترین اقلام صادرات غیرنفتی ایران به شمار می‌روند و سهم قابل‌توجهی در تامین ارز خارجی دارند. به‌طور مثال، تنها در سال‌ گذشته، فروش محصولات پتروشیمی حدود ۲۲‌میلیارد دلار درآمد برای کشور ایجاد کرده است.

 تلفات انسانی نداشتیم

روابط عمومی شرکت مبین انرژی اعلام کرده که این حمله خوشبختانه هیچ‌گونه تلفات جانی در پی نداشته است. به گفته این شرکت، رعایت کامل پروتکل‌های ایمنی و واکنش سریع نیروهای عملیاتی، از بروز تلفات انسانی جلوگیری کرده است. با این حال، کارشناسان تاکید می‌کنند که در چنین حملاتی، خسارات انسانی تنها یکی از ابعاد ماجراست و پیامدهای اقتصادی و زیرساختی اهمیت بسیار بیشتری دارند. تخریب یا از کار افتادن تاسیسات پشتیبان، می‌تواند برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها تولید را مختل کند؛ موضوعی که مستقیما بر صادرات و درآمدهای ارزی تاثیر می‌گذارد.

ضربه به اشتغال در قطب‌های پتروشیمی

عسلویه و ماهشهر به‌عنوان دو قطب اصلی صنعت پتروشیمی ایران، نقش کلیدی در اشتغال کشور دارند. در عسلویه، حدود ۲۷ هزار و ۶۰۰ نفر به‌صورت مستقیم در مجتمع‌های پتروشیمی فعالیت می‌کنند و بیش از ۲۲ هزار و ۴۰۰ نفر نیز در پروژه‌های توسعه‌ای مشغول به کار هستند. در ماهشهر نیز حدود ۳۳ هزار و ۵۰۰ نفر اشتغال مستقیم دارند و ۳ هزار و ۸۲۰ نفر در طرح‌های توسعه‌ای فعالیت می‌کنند. با توقف فعالیت‌ها در پی این حملات، بخش قابل‌توجهی از نیروهای شاغل در پروژه‌ها عملا بیکار شده‌ و تداوم این وضعیت می‌تواند به بیکاری گسترده‌تر منجر شود.

هدف‌گیری منابع ارزی

تحلیلگران بر این باورند که حملات اخیر، بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای تضعیف توان اقتصادی ایران است. صنعت نفت، گاز و پتروشیمی همچنان مهم‌ترین منبع تامین ارز خارجی کشور محسوب می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در برخی دوره‌ها، تا ۸۰ درصد درآمد ارزی ایران از این بخش تامین شده است. همچنین، صادرات نفت و فرآورده‌های انرژی در سال‌های اخیر سهم قابل‌توجهی از کل درآمدهای صادراتی کشور را تشکیل داده و نقش مستقیمی در تامین بودجه دولت ایفا کرده است. در چنین شرایطی، هدف قرار دادن زیرساخت‌های پتروشیمی(که مکمل صادرات نفت خام هستند) می‌تواند جریان ورود ارز به کشور را با اختلال جدی مواجه کند. این موضوع به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت‌های ارزی، تحریم‌ها و فشارهای تورمی روبه‌روست، اهمیت دوچندان دارد.

حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را باید در چارچوب یک «جنگ اقتصادی هدفمند» تحلیل کرد؛ جنگی که در آن، زیرساخت‌های حیاتی به‌عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار می‌گیرند. این حملات، در کنار اقدام مشابه در ماهشهر، نشان‌دهنده تغییر ماهیت درگیری‌ها از تقابل نظامی صرف به تضعیف ظرفیت‌های اقتصادی است. در کوتاه‌مدت، توقف تولید و صادرات می‌تواند به کاهش درآمدهای ارزی و فشار بر بازار داخلی منجر شود. در میان‌مدت، آسیب به زیرساخت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری می‌تواند ظرفیت تولید را محدود و در بلندمدت، تداوم چنین حملاتی می‌تواند جایگاه ایران را در بازارهای جهانی انرژی تضعیف کرده و رقبا را در موقعیت برتری قرار دهد. در نهایت، آنچه در عسلویه رخ داده، صرفا یک حمله به چند تاسیسات صنعتی نیست؛ بلکه ضربه‌ای مستقیم به یکی از اصلی‌ترین شریان‌های اقتصادی کشور است؛ شریانی که نقش تعیین‌کننده‌ای در تامین ارز، ثبات اقتصادی و تاب‌آوری ایران در برابر فشارهای خارجی ایفا می‌کند.