ترامپِ همه‌جا حاضر!

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- نسیم بنایی: فایننشال‌تایمز در تحلیلی گفته نام و چهره رئیس‌جمهور بیش‌ازپیش بر نهادها و نمادهای حکومتی ظاهر می‌شود؛ شکلی از بزرگ‌نمایی شخصی که زمانی برای رهبران آمریکا امری ناپسند محسوب می شد.

وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد آمریکایی‌ها به‌زودی یک راه جدید برای بزرگداشت دویست‌وپنجاهمین سالگرد کشورشان در سال جاری خواهند داشت؛ گذرنامه‌های نسخه محدود که تصویر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، روی آن‌ها چاپ شده است.

این تازه‌ترین نمونه از حضور همه‌جانبه ترامپ است. بنرهای بزرگ با پرتره او اکنون بر ساختمان‌های دولتی در واشنگتن آویزان است. نام او به مرکز هنرهای نمایشی جان اف کندی و مؤسسه صلح ایالات متحده افزوده شده است. گزارش شده که او گفته می‌خواهد ایستگاه پن نیویورک و فرودگاه دالاس واشنگتن به نام خودش نام‌گذاری شوند.

در تاریخ آمریکا هیچ سابقه‌ای برای شیوه‌ای که ترامپ نام و تصویر خود را بر نهادهای آمریکایی و نمادهای بصری حکومت نقش زده وجود ندارد. ترامپ خطوط بین ملت و رهبر را محو می‌کند و خود را تجسم شخصیِ آمریکا جلوه می‌دهد، به‌گونه‌ای که یادآور جمله معروف لویی چهاردهم، پادشاه فرانسه است: «دولت یعنی من».

برخی تاریخ‌نگاران می‌گویند این خودبزرگ‌بینی یادآور استراتژی‌های ارتباطی دیکتاتورهای قرن بیستم است. روت بن‌گیات، استاد تاریخ در دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب «مردان قدرتمند؛ از موسولینی تا امروز»، می‌گوید: «تقریباً هر چیزی که الآن در حال رخ دادن است در سنت خودکامگانی قرار می‌گیرد که برای خودشان کیش شخصیت می‌سازند.»

دستیاران ترامپ این توصیف را رد می‌کنند. دیویس اینگل، سخنگوی کاخ سفید، می‌گوید: «رئیس‌جمهور ترامپ بر نجات کشورمان تمرکز دارد، نه جمع‌کردن تقدیر و تمجید.» او می‌افزاید: «هر کسی که از [این‌که او]  دویست‌وپنجاهمین سالگرد عظمت کشورمان را جشن گرفته، ایراد می‌گیرد، آشکارا از یک بیماری شدید و علاج‌ناپذیر رنج می‌برد که به آن «سندروم فوبیای ترامپ» گفته می‌شود.»

با این حال، کسانی که از این تمجیدهای خودساخته ترامپ دل‌نگران‌اند، مثال پشت مثال ردیف می‌کنند. امضای ترامپ به‌زودی روی اسکناس‌های آمریکا ظاهر خواهد شد و جای امضای خزانه‌دار ایالات متحده را می‌گیرد. ضرابخانه آمریکا در حال ضرب یک سکه طلای ۲۴ عیار برای یادبود دویست‌وپنجاهمین سالگرد است که تصویر او روی آن خواهد بود، و چهره‌اش روی کارت‌های سالانه ورود به پارک‌های ملی نقش می‌بندد.

در کنار این‌ها، برندینگ همه‌جا حاضر ریاست‌جمهوری قرار دارد. وب‌سایتی که دولت او برای کمک به مردم در یافتن قیمت‌های تخفیف‌خورده داروهای نسخه‌ای راه‌اندازی کرده، TrumpRx نام دارد. ویزای ویژه‌ای که دولت او به ثروتمندان خارجی پیشنهاد می‌کند تا به‌سرعت اقامت آمریکا را بگیرند، Trump Gold Card یا کارت طلایی ترامپ نامیده شده است. حساب‌های سرمایه‌گذاری که برای کودکان در نظر گرفته شده‌اند Trump Accounts یا حساب ترامپ نام دارند.

در آستانه دویست‌وپنجاهمین سالگرد جمهوری، سازمان ترامپ حتی درخواست ثبت علامت های تجاری‌ای را ارائه کرده که نام رئیس‌جمهور را با عدد ۲۵۰ پیوند می‌دهد. پتوها، ماگ‌ها و کیف‌های پارچه‌ای با برند «Trump ۲۵۰» همین حالا در فروشگاه آنلاین ترامپ ظاهر شده‌اند.

برخی این روند را صرفاً ادامه تلاش مادام‌العمر ترامپ برای تبدیل نامش به یک برند تجاری می‌دانند؛ همان کاری که با چسباندن نام خود بر ساختمان‌ها، استیک‌ها، نوشیدنی‌ها، تشک‌ها و بطری‌های آب انجام داده است.

اما برای دیگران، چنین اقداماتی نگرانی ها از جهت‌گیری آینده سیاست آمریکا را تقویت کرده است. کِرت میلز، مدیر اجرایی مجله «امریکن کنسرواتیو»، می‌گوید: «آمریکا هرچه بیشتر به ظاهر، سیما و موسیقی پس‌زمینه‌گونه یک دیکتاتوری لغزیده است؛ یک شکلِ اپرای بورلسک (طنز سیاه و اغراق آمیز) از خودکامگی.»

این تغییر با کمک وفادارترین سرسپردگان ترامپ در میان نخبگان سیاسی کشور امکان‌پذیر شده است.

بیش از یک سال است که آمریکایی‌ها با پخش زنده جلسات هفتگی کابینه روبه‌رو هستند؛ جلساتی که در آن مقامات دولتی با شور و حرارت از رئیس‌جمهور تمجید می‌کنند.

براندون بیچ، خزانه‌دار، که امضایش به‌زودی از روی اسکناس‌های تازه چاپ‌شده در همه انواع آن‌ها حذف می‌شود، در ماه مارس گفت: «اثر غیرقابل‌انکار رئیس‌جمهور بر تاریخ، به‌عنوان معمار احیای اقتصادی عصر طلایی آمریکا، بر کسی پوشیده نیست.» او افزود: «چاپ امضای او بر روی ارز آمریکا نه تنها مناسب، بلکه کاملاً بایسته است.»

بحث درباره کیش شخصیت چیز تازه‌ای نیست. مخالفان رئیس‌جمهور بارها بر ماهیت شبه‌مذهبی و متعصبانه جنبش «ماگا» ترامپ تأکید کرده‌اند؛ جنبشی که شیفته تئوری‌های توطئه است، به رسانه‌های جریان اصلی بدگمان است و پیروانش با وفاداری عمیق از «سرور عزیز» خود تبعیت می‌کنند.

خود ترامپ هم به این تصور دامن زده است. وقتی مفسران راست‌گرا مانند تاکر کارلسون و مِگین کلی اوایل امسال انتقادات خود از او را شدت بخشیدند و خبرنگاران پیشنهاد کردند که ائتلاف ماگا در حال فروپاشی است، ترامپ با خشم هرگونه شکاف را انکار کرد و گفت این جنبش در اصل همان چیزی است که او تعریف می‌کند.

او در مصاحبه‌ای با شبکه NBC در ژانویه گفت: «ماگا یعنی من. ماگا هر چیزی را که من انجام می‌دهم دوست دارد.»

مِیلز می‌گوید: «آن‌چه ترامپ عملاً از تابستان ۲۰۲۵ به این سو گفته این است که: "بله، لعنتی، این یک کیش است." خودِ او این روایت را پذیرفته و تقویت کرده است.»

اما یک رویکرد تحلیلی دیگر، خودشیفتگی ترامپ را نه به‌عنوان نشانه‌ای از اقتدارگرایی، بلکه بیشتر به‌عنوان بازمانده‌ای از دوران فعالیت او به‌عنوان یک تاجرِ بی‌وقفه خودتبلیغ‌گر و ستاره تلویزیون واقع‌نما می‌بیند؛ کسی که به‌خاطر پول درآوردن از نامش مشهور بود.

جولیان زِلیزر، مورخ حوزه ریاست‌جمهوری، می‌گوید نهادهای دولتی که اکنون نام ترامپ را بر خود دارند «نسخه‌های او از برج‌های ترامپ، هتل‌های ترامپ و تفریحگاه‌های ترامپ هستند.»

نشانه‌ای از این ذهنیت در سفر ترامپ در سال ۲۰۱۹ به ماونت ورنون، ملک تاریخی جورج واشنگتن، دیده شد؛ زمانی که او از این‌که نخستین رئیس‌جمهور آمریکا نام خود را بر خانه‌اش نگذاشته، ابراز شگفتی کرد.

طبق گزارشی از وب‌سایت پولیتیکو، ترامپ گفته بود: «اگر باهوش بود، نام خودش را روی آن می‌گذاشت. باید اسمت را روی چیزها بگذاری، وگرنه هیچ‌کس تو را به یاد نمی‌سپارد.»

یان‌ورنر مولر، استاد علوم سیاسی در دانشگاه پرینستون، می‌گوید ترامپ در دوران حضورش به‌عنوان یک «آیکون فرهنگ عامه» که به ندرت از چشم عموم دور  بود، اهمیت مرکز توجه بودن را آموخت. او می‌گوید: «در این‌جا این منطق وجود دارد که خودت را همه‌جا حاضر و ناظر کنی؛ این ایده که هر چه بیشتر حضور داشته باشی، اوضاع برایت بهتر پیش می‌رود و موفق‌تر خواهی بود.»

این انگیزه در حالی قوت گرفته که میزان محبوبیت ترامپ کاهش یافته است. او در شبکه‌های اجتماعی خود، پرتره‌هایی از خودش را به اشتراک گذاشته است، گاه به‌شکل جنجالی در هیات یک پادشاه، یک پاپ، عیسی مسیح و یک شوالیه.

بن‌گیات، استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید بر اساس «کتابچه راهنمای مردان مقتدر»، وقتی بخت سیاسی تغییر می‌کند، «حتی بیشتر خودبزرگ‌بین و عظمت‌طلب می‌شوی و شخصیت خود را باد می‌کنی. و وقتی اشتباه می‌کنی، نه آن را می‌پذیری و نه مسیر را اصلاح می‌کنی، بلکه دوبرابر ادامه می‌دهی.»

این بزرگ‌نمایی شخصی، شکافی چشمگیر با سنت سیاسی آمریکا نشان می‌دهد که معمولاً فروتنی را ارزش‌گذاری کرده است. آن گونه که مشهور است، جرج واشنگتن  از پذیرفتن مقام ریاست‌جمهوری اکراه داشت و در زمانی که هم‌عصرانش می‌خواستند او را «عالی‌جناب» بنامند، عنوان ساده‌تر «آقای رئیس‌جمهور» را ترجیح داد.

نمونه‌های زیادی از تکریم بزرگ‌ترین رهبران آمریکا وجود دارد: آن‌ها بنایی یادبود برای آبراهام لینکلن ساختند، یک اُبِلیسک ۵۵۵ فوتی به یاد واشنگتن برپا کردند و فرودگاهی را به نام جان اف کندی نام‌گذاری کردند، اما همه این‌ها پس از درگذشت آن‌ها انجام شد. بزرگداشت و تجلیل از یک رئیس‌جمهور در دوران مسؤولیتش تقریباً بی‌سابقه است.

کیت اندرسن براوِر، نویسنده چند کتاب درباره کاخ سفید، می‌گوید: «جالب است که ترامپ این کار را در حدود دویست و پنجاهمین سالگرد انجام می‌دهد، چون بخش زیادی از سال‌های اولیه کشور ما صرف فاصله‌گرفتن از نظام سلطنتی شد.» او می‌افزاید، در مقابل، ترامپ «می‌کوشد این مقام را به یک ریاست‌جمهوری امپراتوری‌گونه تبدیل کند.»

از سوی دیگر، می‌توان ترامپ را بخشی از سنت طولانی رهبرانی دانست که در پی تسلط بر گفت‌وگوی ملی بوده‌اند. تئودور روزولت، که به شکل‌گیری الگوی ریاست‌جمهوری مدرن و فعال کمک کرد، در رسانه‌ها همه‌جا حاضر بود و حتی پیش از ورود به کاخ سفید یک چهره مشهور به‌شمار می‌رفت.

در همین حال، حمایت مردمی از سیاستمدارانی چون فرانکلین دلانو روزولت هم تا مرز کیش‌گونه شدن پیش رفت؛ آن‌قدر که رأی‌دهندگان پرتره‌های او را بر فراز بارها و بالای شومینه‌های خانه‌هایشان نصب می‌کردند.

به همین صورت، بخشی از نمادپردازی پیرامون ترامپ توسط طرفدارانش خلق شده است. مجسمه‌ای ۱۵ فوتی با روکش طلا از ترامپ، با لقب «دان غول‌آسا»، که این هفته در زمین گلف او در دوران فلوریدا، رونمایی شد، به سفارش سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال ساخته شده است. این مجسمه او را با مشت گره‌کرده و بالا رفته در حالت چالش‌گرانه نشان می‌دهد؛ همان ژستی که در سال ۲۰۲۴ در باتلر، پنسیلوانیا، پس از تلاش نافرجام برای ترورش گرفته بود.

اما تمایل آشکار رئیس‌جمهور برای تسلط بر صحنه ملی، به گفته کارشناسان، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. مولر می‌گوید: «این وضعیت به نوعی دام خودشیفتگی بدل می‌شود؛ وقتی تمام توجه‌ها را بر خود متمرکز می‌کنی، شکست‌ها بسیار مستقیم‌تر ناشی از تو شناخته خواهند شد.»

به گفته زِلیزر، مورخ ریاست‌جمهوری، مردم ممکن است در نهایت واکنشی بسیار ساده‌تر از این تحلیل‌ها نشان دهند. او می‌گوید: «او چهره‌ای به‌شدت جنجالی است؛ بنابراین ممکن است هرچه مردم بیشتر او را ببینند، بیشتر از او بدشان بیاید.»/