تحلیل ارزش جایگزینی پالایشگاههای بورسی
ارزش جایگزینی در سادهترین تعریف به هزینهای اشاره دارد که برای ساخت مجدد یک پالایشگاه با همان ظرفیت و سطح فناوری در شرایط امروز لازم است. این مفهوم در صنعت پالایش اهمیت ویژهای دارد، زیرا پالایشگاهها داراییهایی هستند که معمولا طی دههها شکل گرفتهاند و ارزش واقعی آنها تنها در صورت در نظر گرفتن هزینه ساخت مجدد قابل درک است.
بر اساس ظرفیت اسمی و ساختار فرآیندی، مجموعهای از پالایشگاههای بزرگ بورسی کشور شامل پالایشگاههای اصفهان، بندرعباس، تهران، تبریز، شیراز و لاوان بخش عمده ظرفیت پالایشی ایران را تشکیل میدهند. این پالایشگاهها روزانه بیش از یکمیلیون بشکه نفت خام را فرآوری میکنند و طیف گستردهای از فرآوردههای نفتی شامل بنزین، گازوئیل، نفت سفید، سوخت جت، نفت کوره و محصولات میانی پتروشیمیایی تولید میکنند.
برای برآورد ارزش جایگزینی این زیرساختها، در سطح جهانی از شاخص «هزینه ساخت به ازای هر بشکه ظرفیت پالایشی» استفاده میشود. این شاخص که در پروژههای پالایشگاهی به صورت دلار به ازای هر بشکه در روز (Dollar per Barrel per Day) بیان میشود، نشان میدهد ایجاد یک واحد ظرفیت پالایشی جدید چه میزان سرمایه نیاز دارد.
مطالعات پروژههای پالایشی در جهان نشان میدهد که هزینه ساخت پالایشگاهها به شدت به سطح پیچیدگی فرآیندی آنها وابسته است. پالایشگاههای ساده هزینهای در حدود ۱۵ تا ۲۰هزار دلار به ازای هر بشکه ظرفیت در نظر گرفته میشود. در مقابل پالایشگاههای پیچیده معمولا در محدوده ۲۵ تا ۳۵ هزار دلار به ازای هر بشکه ظرفیت هزینه ساخت دارند.
با توجه به ساختار فرآیندی پالایشگاههای ایران، برآوردی در محدوده ۲۳ تا ۲۷ هزار دلار به ازای هر بشکه ظرفیت برای هزینه جایگزینی مطابق با پیچیدگی و مقیاس هر پالایشگاه میتواند منطقی تلقی شود. بر اساس چنین برآوردی، ارزش جایگزینی مجموعه پالایشگاههای اصلی بورسی کشور نزدیک به ۲۹میلیارد دلار تخمین زده میشود؛ رقمی که نشاندهنده حجم عظیم سرمایه صنعتی انباشته در این بخش از اقتصاد است.
اما ارزش جایگزینی تنها یک عدد نیست. پشت این رقم ۲۹میلیارد دلاری، دههها تجربه انباشته، نیروی انسانی متخصص، فناوریهای پیچیده و زیرساختهایی نهفته است که ساختن آنها نه فقط پول، بلکه زمان میخواهد. زمانی که در بحران نمیتوان آن را خرید.
پالایشگاههای بزرگ دنیا معمولا بین ۵ تا ۱۰ سال طول میکشد تا از مرحله طراحی به بهرهبرداری کامل برسند. این بازه زمانی در ایران، با توجه به پیچیدگیهای تامین تجهیزات، مجوزها و زنجیره تامین، میتواند به مراتب طولانیتر باشد. پالایشگاه اصفهان که امروز با ظرفیت اسمی ۳۷۵هزار بشکه در روز به عنوان بزرگترین پالایشگاه بورسی کشور شناخته میشود، حاصل دههها سرمایهگذاری، توسعه تدریجی و انباشت دانش فنی است. بندرعباس با ۳۵۰هزار بشکه ظرفیت اسمی روزانه نیز مسیر مشابهی را طی کرده است. به عبارت دیگر، اگر امروز یکی از این پالایشگاهها از چرخه تولید خارج شود، جایگزین کردن آن نه یک پروژه چند ساله، بلکه یک چالش نسلی خواهد بود.
این واقعیت، ابعاد استراتژیک صنعت پالایش را فراتر از محاسبات مالی میبرد. شش پالایشگاه بورسی کشور روزانه بیش از یکمیلیون و ۱۷۹ هزار بشکه نفت خام را به بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآوردههای حیاتی تبدیل میکنند. این فرآوردهها شریان اصلی حملونقل، کشاورزی، صنعت و گرمایش کشور هستند و هر اختلال جدی در این زنجیره به سرعت از یک مساله فنی به یک بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشود. وابستگی اقتصاد ملی به این فرآوردهها به قدری عمیق است که حتی یک توقف کوتاهمدت در عملیات پالایشی میتواند موجهای گستردهای از اختلال در زنجیرههای تامین ایجاد کند.
بازسازی یک پالایشگاه آسیبدیده، حتی با فرض تامین کامل منابع مالی، نیازمند بازسازی همزمان دانش فنی، زنجیره تامین قطعات، سیستمهای کنترل فرآیند و نیروی انسانی متخصص است. این سرمایهها سالها طول کشیده تا شکل بگیرند و در یک بحران میتوانند به سرعت و به طور غیرقابل جبران از دست بروند. هزینه جایگزینی ۲۵ هزار دلار به ازای هر بشکه ظرفیت برای پالایشگاه اصفهان یا ۲۷ هزار دلار برای بندرعباس، تنها هزینه فیزیکی ساخت مجدد تجهیزات را در برمیگیرد و ارزش دانش انباشته، تجربه عملیاتی چند دههای و جایگاه استراتژیک این صنعت در اقتصاد ملی را اصلا محاسبه نمیکند.
از این منظر، ارزش جایگزینی ۲۹میلیارد دلاری پالایشگاههای بورسی ایران را باید به عنوان کف ارزشگذاری این داراییها در نظر گرفت، نه سقف آن. صنعتی که این حجم از سرمایه، فناوری و دانش را در خود جای داده، نه تنها یک بازیگر اقتصادی بلکه یک رکن امنیت انرژی کشور است. حفظ، توسعه و بهینهسازی این زیرساختها نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک است که هزینه غفلت از آن میتواند به مراتب بیشتر از هزینه سرمایهگذاری در آن باشد.
* کارشناس حوزه پتروشیمی