اهرمهای دوگانه و تعادل لغزان در بازار طلا
در ماههای گذشته، آنچه بیش از هر زمان دیگری در اتمسفر این بازار به چشم میخورد، نوعی همراستایی و در مقاطعی واگرایی معنادار میان این دو متغیر کلان است که لزوم بازنگری جدی در استراتژیهای سنتی سرمایهگذاری را گوشزد میکند. برای درک صحیح چشمانداز پیشرو، باید این واقعیت بنیادین را پذیرفت که طلا در اقتصاد امروز ایران، دیگر صرفا یک کالای زینتی یا حتی یک سپر تورمی سنتی برای حفظ قدرت خرید نیست؛ بلکه به یک دارایی مالی چندوجهی و پیچیده بدل شدهاست که فرمول نهایی قیمتگذاری آن، در تقاطع سیاستهای پولی فدرالرزرو آمریکا، تحولات ژئواکونومیک جهانی و انتظارات تورمی داخلی تعیین میشود.
در بعد جهانی این معادله، دادههای فاندامنتال کلان نشان میدهد؛ اونس طلا در حال عبور از یک گذار تاریخی و تثبیت جایگاه خود فراتر از سقفهای روانی و تکنیکال پیشین است. تغییر ریل سیاستهای پولی فدرالرزرو آمریکا، پایان چرخه سیاستهای انقباضی سختگیرانه و آغاز تدریجی کاهش نرخ بهره، هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بازده ثابت مانند طلا را به شکل معناداری کاهش دادهاست. این روند، بهطور سنتی یکی از محرکهای اصلی رشد قیمت اونس محسوب میشود؛ چراکه همبستگی معکوس میان شاخص ارزش دلار جهانی و قیمت طلا، از اصول شناختهشده بازارهای مالی است.
در کنار این عامل، اشتهای فزاینده بانکهای مرکزی (بهویژه در اقتصادهای نوظهور، کشورهای عضو بریکس و بلوک شرق) برای خرید فیزیکی طلا، نقش تعیینکنندهای در ایجاد یک کف قیمتی مستحکم برای اونس ایفا کردهاست. این سیاست که با هدف متنوعسازی ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به دلار دنبال میشود، حتی در مقاطع انتشار دادههای مثبت اقتصادی آمریکا نیز مانع از افتهای عمیق قیمت طلا شدهاست. تداوم ریسکهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شرقاروپا نیز تقاضا برای این دارایی امن را در سطوح بالایی نگه داشتهاست.
همزمان با این متغیرهای بنیادین، بررسیهای تکنیکال بر مبنای ابزارهایی مانند سطوح فیبوناچی، تصویری منسجم از پویاییهای قیمتی ارائه میدهد. تحلیل یک موج کلان از سقف ۵۲۰۰ تا کف ۳۸۰۰ نشان میدهد؛ با حفظ سطح حمایتی ۲۳.۶درصدی در محدوده ۴۸۷۰، ساختار صعودی بلندمدت بازار همچنان پابرجاست. در سناریوی خوشبینانه و براساس مفروضات فعلی، عبور پایدار از مقاومت ۵۲۰۰ میتواند آغازگر یک موج اکستنشن جدید باشد که اهداف بالاتری را در افق میانمدت و بلندمدت پیشروی بازار قرار میدهد. در مقابل، ازدسترفتن این حمایتهای کلیدی میتواند منجر به اصلاح عمیقتر قیمتها شود؛ هرچند بازگشت به کفهای تاریخی تنها در صورت بروز شوکهای شدید و غیرمنتظره جهانی محتمل خواهد بود.
در بازار داخلی، نرخ ارز همچنان بازیگر اصلی و تعیینکننده نهایی قیمتریالی طلا و سکه بهشمار میرود. تجربه نشان دادهاست که بازار طلای ایران نسبت به افزایش نرخ ارز، چسبندگی قیمتی بالایی دارد و حتی در دورههای اصلاح اونس جهانی، نوسان مثبت دلار میتواند نقش پوششدهندهای برای دارایی سرمایهگذاران ایفا کند. در این میان، پدیده مزمن «حباب سکه» بهعنوان شکاف میان ارزش ذاتی و قیمت بازاری، ریسکهای قابلتوجهی را متوجه سرمایهگذاران میکند؛ بهویژه زمانیکه این حباب در سطوح بالای تاریخی قرار دارد.
مجموع این پیچیدگیها سبب شدهاست که در سالهای اخیر، رویکرد سرمایهگذاران به سمت تنوعبخشی ساختاری سبد داراییها تغییر کند. در این چارچوب، توجه به فلزات استراتژیک دیگری همچون مس و نقره افزایش یافتهاست. مس، به واسطه نقش کلیدی در توسعه زیرساختهای دیجیتال، انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای الکتریکی، با چشمانداز تقاضای صنعتی روبهرشدی مواجه است. در کشورهای منطقه از جمله ایران، امارات و ترکیه، خرید فیزیکی شمش مس بهعنوان یک دارایی قابلاتکا، بیش از گذشته موردتوجه قرارگرفتهاست. در این شرایط، میتوان به فعالان بازار پیشنهاد کرد که برای مدیریت ریسک، بخشی از سبد دارایی خود را به این فلز استراتژیک اختصاص دهند.
در نهایت، برآیند نیروهای داخلی و خارجی نشان میدهد؛ بازار فلزات گرانبها و پایه در ایران با سناریویی محتمل از «رشد ترکیبی» مواجه است. استراتژی عقلانی در چنین فضایی، پرهیز از رفتارهای هیجانی در اوج قیمتها، تنوعبخشی علمی به سبد دارایی و نگاه بلندمدت به فلزات بهعنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی است. بیتردید، برندگان این بازار کسانی خواهند بود که تحولات جهانی، دادههای تکنیکال و انتظارات تورمی داخلی را نه بهصورت جداگانه، بلکه در یک چارچوب تحلیلی منسجم و بههمپیوسته رصد و مدیریت میکنند.
* کارشناس صنعت طلا و جواهر