در نشست تخصصی «تحول دیجیتال در حکمرانی نفت و گاز؛ مزیت یا ضرورت؟» مطرح شد
شرط ماندگاری در بازارهای رقابتی
در این نشست، جمعی از کارشناسان حوزه انرژی با تاکید بر تغییر پارادایم حکمرانی در عصر انقلاب صنعتی چهارم، تحول دیجیتال را نه یک انتخاب فناورانه، بلکه ضرورتی راهبردی برای بقا و رقابتپذیری صنعت نفت و گاز ایران دانستند. حاضران با اشاره به نقش مدیریت داده، هوشمندسازی، پیچیدگی اقتصادی و کاهش ناترازی انرژی، بر لزوم بازنگری در مدلهای کسبوکار و اعتمادسازی در سطوح مدیریتی تاکید کردند.
محسن یادبروقی با بیان اینکه باید میان تحول دیجیتال و هوشمصنوعی تفاوت قائل شد، گفت: تحول دیجیتال مفهومی فراگیر است که مجموعهای از فناوریها از جمله هوش مصنوعی، فناوریهای لبه، مدیریت داده و حتی فناوریهای نوظهوری مانند کوانتوم را دربر میگیرد و حاصل همافزایی این ابزارها در صنعت، تحتعنوان تحول دیجیتال شناخته میشود. این مفهوم محدود به یک فناوری خاص نیست، بلکه یک زیستبوم فناورانه است.
وی با بیان اینکه دیجیتالیسازی صنعت امروز دیگر یک انتخاب یا پروژه نمایشی نیست، اظهار کرد: اگر بخواهیم در صحنه رقابت جهانی باقی بمانیم، ناگزیر از حرکت به سمت تحول دیجیتال و بهرهگیری از فناوریهای روز هستیم. صنایع بدون تکیه بر این رویکرد، دربرابر رقبا آسیبپذیر خواهند بود و فرصتهای رشد و توسعه را از دست خواهند داد. در ادامه عباس نیکزاد با بیان اینکه تحول دیجیتال مجموعهای از فرآیندهایی است که در انقلاب صنعتی چهارم شکلگرفته، گفت: این روند موجب دگرگونی بسیاری از کسبوکارها شده و نوعی تغییر پارادایم در مواجهه ما با رویدادها و مدلهای اقتصادی ایجادکردهاست. این تحول تنها به ابزار محدود نیست، بلکه شیوه تصمیمگیری، سیاستگذاری و مدیریت زنجیرههای صنعتی را نیز متحول ساخته است.
وی با اشاره به چالشهای صنعت نفت و پتروشیمی کشور اظهار کرد: یکی از مسائل اساسی، توسعه نیافتن زنجیره ارزش بر مبنای اصولی است که بتواند برای کشور مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند و در عین حال، در شرایط تحریم موجب محدودیت در بازارهای جهانی نشود. توسعه زنجیرههای پاییندستی بیشتر بر اساس جذابیت بازار صورتگرفته و انتقال فناوری نیز در همان چارچوب انجام شدهاست. نیکزاد با بیان اینکه این الگو در جهان امروز کارآیی گذشته را ندارد، تصریح کرد: اگر هدف، رشد و توسعه بلندمدت است، باید محصولات بر پایه «پیچیدگی اقتصادی» توسعه یابند. پیچیدگی اقتصادی بهمعنای تنوع در زنجیره محصولات و تولید کالاهایی است که در کشورهای کمتری تولید میشوند و در عین حال، قابلیت جایگزینی در سبد محصولات را داشتهباشند.
وی با اشاره به نقش فناوریهای نوین در ابتدای زنجیره فناوری گفت: با بهرهگیری از هوشمصنوعی و تحول دیجیتال میتوان دادههای مرتبط با فناوریهای کلیدی را شناسایی و کشورهای پیشرو در حوزه محصولات پیچیده را مشخص کرد. انتخاب فناوریهای راهبردی باید مبتنی بر تحلیل داده باشد تا مسیر توسعه صنعتی بهدرستی ترسیم شود. در گام بعدی، تحلیل فناوریهای مولد با استفاده از دادهها صورت میگیرد و همزمان باید توانمندی نیروی انسانی تقویت و اکوسیستم نوآوری توسعه یابد. در نهایت، تدوین استراتژی همکاری از طریق سرمایهگذاری مشترک یا انعقاد تفاهمنامههای تحقیق و توسعه با کشورهای پیشرو، مسیر انتقال فناوری را هموار میکند و به ارتقای پیچیدگی اقتصادی محصولات نفت و گاز میانجامد.
تحول دیجیتال در دنیای امروز امری حیاتی است
همچنین سیدعلیرضا بهبهانی با بیان اینکه تحول دیجیتال در دنیای امروز به تسهیل فرآیندها و افزایش بهرهوری منجر شدهاست، گفت: در شرایطی که رقابت بهشدت پیچیدهشده، این موضوع دیگر یک ضرورت ساده نیست، بلکه امری حیاتی است؛ بهویژه برای کشوری که با تحریم مواجه است. چالش اصلی زمانی شکل میگیرد که کشور از فناوریهای لازم بیبهره باشد. برخورداری از فناوری میتواند مزیتهای رقابتی را فعال کند. در صورت دسترسی به دانش و فناوری، میتوان کالا را با سرعت، کیفیت و جذابیت بیشتری به بازار عرضه کرد و حتی در شرایط تحریم نیز بقای صنعتی را حفظ کرد. صنایع کشور امروز نیز فعالاند، اما زمان اجرا، سطح بهرهوری و کیفیت، تعیینکننده میزان رقابتپذیری آنهاست. وی با بیان اینکه حرکت بر لبه دانش موجب ارتقای کیفیت و کاهش بهای تمامشده میشود، تصریح کرد: هرچه سطح فناوری بالاتر باشد، بهرهوری افزایشیافته و قدرت رقابت تقویت میشود، زیرا هزینه تولید کاهش مییابد. این موضوع در صنعتی مانند نفت و گاز که ستون فقرات اقتصاد کشور است، اهمیتی دوچندان دارد. اقتصاد ایران مبتنی بر منابع طبیعی است، هرچند در حوزههای مختلف به سمت خودکفایی حرکت کردهایم، اما سهم اصلی در تولید ناخالص داخلی همچنان متعلق به صنعت نفت و گاز است. وی با اشاره به فاصله فناورانه ایران با رقبا اظهار کرد: شرکتهایی مانند SABIC عربستان با بهرهگیری از فناوریهای روز حرکت میکنند و ما با فاصلهای معنادار از رقبا مواجه هستیم. این فاصله در کیفیت گرید محصولات و بهای تمامشده نمود پیدا میکند و در نهایت رقابتپذیری ما را کاهش میدهد. علاوهبر تحریم که چالشی جدی است، عقبماندن از مسیر فناوری جهانی نیز یک چالش اساسی محسوب میشود، از اینرو نخبگان داخلی باید با انتقال دانش یا خلق دانش جدید، مسیر حرکت کشور را تسریع کنند تا شکاف دیجیتال با جامعه جهانی کاهش یابد و صنعت نفت و گاز در جایگاه شایسته خود قرار گیرد.
پایه تمامی تحولات دیجیتال، مدیریت داده است
در ادامه یادبروقی با بیان اینکه پایه تمامی تحولات دیجیتال، از جمله هوش مصنوعی، مدیریت دادهاست، گفت: اساسیترین مولفه در مسیر تحول دیجیتال، نظام صحیح مدیریت دادههاست. دادهها در بطن فرآیندهای سازمانی تولید میشوند و اگر یک سازمان معماری فرآیندی منسجمی داشتهباشد، میتواند دادههای دقیق و قابلاتکایی را از دل این فرآیندها استخراج کند. بدون داده سالم، تحول دیجیتال معنا نخواهد داشت.
فرانک فرهنگ نیز با اشاره به تغییر حکمرانی در حوزه انرژی اظهار کرد: امروز دیگر صرفا با استخراج و فروش هیدروکربن مواجه نیستیم، بلکه موضوعاتی همچون گذار انرژی، نوسانات قیمت و تحریمها پارادایم این حوزه را تغییر دادهاند. در چنین شرایطی، ارتقای فناوری بهتنهایی پاسخگو نیست و باید با کلاندادهها، سامانههای هوشمصنوعی و پایش لحظهای زیرساختهایی مانند خطوط لوله و پالایشگاهها مواجه شد.
وی تصریح کرد: تحقق پایش لحظهای و مدیریت هوشمند تنها از مسیر تحول دیجیتال امکانپذیر است و نخستین پیامد آن کاهش اتلاف انرژی خواهد بود؛ موضوعی که برای کشور یک ضرورت راهبردی محسوب میشود. این روند در نهایت به توسعه پایدار منجر میشود، اما تحقق آن با چالشهایی از جمله کمبود نیروی متخصص، ضعف در رهبری سازمانی و نبود معماری یکپارچه همراه است. سیدعلیرضا بهبهانی با بیان اینکه برخی صنایع تصور میکنند ابزارهای هوشمصنوعی میتوانند بهتنهایی تصمیمگیریهای چندمعیاره را انجام دهند، گفت: اگر دادهها معماری صحیح نداشته باشند و فرآیند پاکسازی و استانداردسازی بر آنها حاکم نباشد، اصطلاحا «داده کثیف» وارد چرخه تحلیل میشود و خروجی هر ابزار تحلیلی را دچار خطا میکند. وی با اشاره به ضرورت معماری داده اظهار کرد: پیش از ورود به فضای تحول دیجیتال، باید نظام جمعآوری، پالایش و حکمرانی دادهها طراحی شود تا دادههای ناسالم به فرآیند تصمیمگیری راه نیابند. هر ابزار تحلیلی در نهایت بازتاب کیفیت دادههای ورودی است و بدون زیرساخت دادهای منسجم، هوشمندسازی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
نیکزاد نیز با بیان اینکه یکی از موانع اصلی استقبال از تحول دیجیتال، بیاعتمادی به این حوزه است، گفت: هوشمندسازی میتواند تاثیری عمیق بر فضای کسبوکار بگذارد و بهرهوری را افزایش دهد. در شرایطی که امکان سرمایهگذاری گسترده برای توسعه جدید وجود ندارد، بهروزرسانی فرآیندها از طریق فناوری اطلاعات و هوشمندسازی، راهکار حفظ تابآوری و ارتقای عملکرد سازمانهاست. وی با اشاره به چالش ناترازی انرژی اظهار کرد: با بهرهگیری از ابزارهای هوشمصنوعی میتوان تا حدود ۲۰درصد مصرف انرژی را کاهش داد. این میزان صرفهجویی میتواند تاثیر قابلتوجهی در مدیریت ناترازی داشتهباشد، اما تحقق آن مستلزم اعتمادسازی و آگاهیبخشی در سطوح مدیریتی و اجرایی است.
در ادامه بهبهانی با بیان اینکه ریسکپذیری در صنایع بزرگی مانند نفت و گاز بسیار پرهزینه است، گفت: هر تصمیم اشتباه میتواند میلیونها دلار خسارت بههمراه داشتهباشد و به همیندلیل اعتماد کامل به تصمیمگیری مبتنی بر فناوریهای دیجیتال هنوز در بدنه مدیریتی این صنایع نهادینه نشدهاست. سطح ریسکپذیری در این صنایع در مقایسه با کسبوکارهای کوچک بهمراتب پایینتر است. برای عبور از این مانع باید تحول دیجیتال را از پروژههای پایلوت کوچک آغاز کرد و پس از ارزیابی نتایج، بهتدریج آن را در مقیاس گستردهتر پیادهسازی کرد. در پایان یادبروقی با اشاره به نگرانیها نسبت به تحول دیجیتال اظهار کرد: برای غلبه بر این نگرانیها باید مدلهای کسبوکار بازنگری شوند، مهندسی مجدد فرآیندها در دستور کار قرار گیرد و تصمیمگیریها بهصورت دادهمحور انجام شود. حرکت به سمت تحول دیجیتال بدون اصلاح ساختارهای سنتی امکانپذیر نیست. تحول دیجیتال یک انتخاب اختیاری نیست، این مسیر یک ضرورت راهبردی برای شرکتهاست تا بتوانند در بازار رقابتی باقیبمانند.