بازآرایی مدل کسب‌وکار فولاد ایران

سوال اصلی این است: چرا فولاد ایران با وجود ظرفیت تولید بالا و جایگاه جهانی در تولید با افت سودآوری، کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری و چالش‌های عملیاتی روبه‌روست و چگونه می‌توان مدل کسب‌وکار آن را متناسب با شرایط جدید اقتصادی بازآرایی کرد؟ پاسخ به این پرسش، محور حرکت این تحلیل خواهد بود.

تصویر وضع موجود

طبق داده‌های رسمی، ایران در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۰.۲میلیون تن فولاد تولید کرد و هنوز یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان جهان است، اما حدود ۲میلیون تن محصول نیمه‌کاره (معادل حدود یک‌میلیارد دلار) به‌دلیل محدودیت‌های انرژی از دست رفته است که نشان‌دهنده فشار عملیاتی شدید است. در بخش صادرات نیز روند افزایشی مشاهده می‌شود: صادرات فولاد و آهن در چهار ماه اول سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۳درصد رشد داشته و حجم صادرات سنگ‌آهن تغلیظ‌شده نزدیک به ۷۸درصد افزایش یافته است،‌ اما این رشد خام هنوز با مشکلاتی در تراز عرضه و تقاضا همراه است. در نیمه نخست ۱۴۰۴ ارزش صادرات زنجیره فولاد حدود ۴میلیارد دلار افزایش یافته است، در حالی که حجم برخی محصولات مانند میلگرد کاهش داشته که نشان‌دهنده چالش در ارزش‌آفرینی است.  

 این اعداد نشان می‌دهند در حالی‌ که صادرات رشد دارد، بازدهی و سودآوری شرکت‌ها با ساختار فعلی تحت فشار هستند، نه صرفا به سبب کمبود ظرفیت.

 تحلیل راهبردی و نقد مدل مدیریت فعلی

تحلیل وضعیت نشان می‌دهد فشارهای ترکیبی زیر مهم‌ترین ریشه چالش سودآوری و ناکارآمدی مدل‌های کسب‌وکار فولاد ایران هستند:

الف) فشار انرژی و ناترازی هزینه‌ها

بر اساس آمار رسمی، در سال‌های اخیر قیمت برق و گاز برای فولادسازان داخلی افزایش یافته، درحالی‌که رشد قیمت شمش و محصولات نهایی نسبتا کمتر بوده است. برخی گزارش‌ها حاکی از این است که قیمت برق برای فولادسازان تا ۲۳ برابر و قیمت گاز ۱۴ برابر افزایش یافته، درحالی‌که قیمت شمش تنها حدود ۵ برابر رشد کرده است؛ این ناترازی شدید هزینه‌های انرژی نسبت به درآمد، سودآوری را تحت فشار قرار داده است.

ب) ناکارآمدی در قیمت‌گذاری داخلی

در سال‌های اخیر سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری و ورود مواد اولیه مانند سنگ‌آهن به بورس کالا باعث شده بهای تمام‌شده تولید با روند جهانی تطابق پیدا کند، اما مزیت نسبی قبلی از بین برود و تولیدکنندگان داخلی در رقابت با بازارهای جهانی چندان انعطاف نداشته باشند. 

 ج) چالش صادراتی و توازن عرضه - تقاضا

افزایش صادرات زنجیره فولاد تا حدودی توان ارزآوری را بهبود داده، اما رشد بخش‌های اساسی مثل محصولات نهایی با ارزش افزوده بالا کندتر است. این موضوع باعث شده سودآوری در تجارت نسبت به حجم صادرات کمتر به‌نظر برسد، به‌ویژه در بازارهای رقابتی که استانداردهای لجستیک و پرداخت پیچیده‌تر شده‌اند. 

 این سه رکن نشان می‌دهند که مسأله صرفا بیرونی نیست؛ بلکه مدل مدیریتی و حکمرانی شرکت‌ها نیز باید با شرایط اقتصاد ترکیبی فعلی ایران تعدیل شود.

 فناوری،فرصت‌ها و نقش نوآور

امروزه در بازار جهانی فولاد، فناوری فقط ابزار تولید نیست، بلکه ابزار مدیریت ریسک و کاهش هزینه است. شرکت‌های فولادی پیشرو در جهان از: ابزارهای داده‌ محور برای بهینه‌سازی مصرف انرژی، پلتفرم‌های هوش مصنوعی برای پیش‌بینی نگهداشت تجهیزات و مدیریت توقف‌ها، اتوماسیون لجستیک و زنجیره تامین دیجیتال، استفاده می‌کنند که به آنها کمک می‌کند هزینه‌ها را کاهش و سودآوری را افزایش دهند. فولاد ایران برای بازآرایی مدل کسب‌وکار باید چنین ابزارهای فناورانه‌ای را جزء هسته تصمیم‌گیری مدیریتی قرار دهد تا پارادایم صرفا حجم‌محور را به «مدل هوشمند و داده‌محور» تبدیل کند.

 سناریوهای آینده در افق ۵ تا ۱۰ سال

بر اساس تحلیل‌های داده‌ محور و روندهای موجود، سه سناریو برای آینده صنعت فولاد ایران محتمل است:

الف) سناریوی ادامه وضع موجود

اگر فشار انرژی، سیاستگذاری فعلی و مدل تولیدمحور حفظ شوند، سودآوری همچنان تحت‌فشار خواهد بود و شرکت‌ها به «مدیریت هزینه‌های کوتاه‌مدت» محدود می‌شوند.

ب) سناریوی اصلاح جزئی

در این مسیر، برخی اصلاحات جزئی مانند بهبود صادرات، افزایش بهره‌وری انرژی و تعدیل قیمت‌گذاری انجام می‌شود. در این سناریو سودآوری بهبود نسبی می‌یابد، اما مدل مدیریت هنوز پایدار و آینده‌محور نمی‌شود.

 ج) سناریوی بازآرایی استراتژیک (بهترین مسیر)

در این سناریو، بازآرایی مدل کسب‌وکار با محوریت استفاده از داده و فناوری، تنوع بازار و مدل قیمت‌گذاری رقابتی انجام می‌شود. این مسیر نه فقط سودآوری را تثبیت می‌کند، بلکه جایگاه ایران را در بازار جهانی افزایش می‌دهد.

 راهکارهای اجرایی برای بازآرایی مدل کسب‌وکار

برای خروج از وضعیت فعلی و حرکت به سمت سناریوی مطلوب، گام‌های عملی زیر ضروری‌ هستند:

۱) بهینه‌سازی انرژی و مدیریت هزینه

اجرای پروژه‌های کاهش مصرف انرژی با فناوری‌های پیشرفته

استفاده از سیستم‌های مدیریت هوشمند مصرف در خطوط تولید

۲) اصلاح ساختار قیمت‌گذاری داخلی

همسوسازی قیمت‌ها با شاخص‌های جهانی و واقعی‌سازی ضرایب صنایع بالادست

جلوگیری از شوک‌های موقتی ناشی از قیمت‌گذاری دستوری

۳) توسعه صادرات با ارزش افزوده بالا

تمرکز بر محصولات فولادی با حاشیه سود بیشتر

توسعه بازارهای هدف در آسیا و آفریقا

استفاده از ابزارهای مالی برای کاهش ریسک صادرات

۴) جذب سرمایه‌گذاری فناورانه و دیجیتال

سرمایه‌گذاری مشترک با استارت‌آپ‌های صنعتی و فین‌تک

ایجاد پلتفرم‌های زنجیره تامین دیجیتال

 نمونه‌های موفق داخلی و بین‌المللی

در داخل، برخی شرکت‌ها با اتکا به مدیریت بهینه انرژی و سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی خطوط توانسته‌اند آثار زیان را کاهش دهند. خارج از کشور، شرکت‌های فولاد بزرگ در ترکیه و شرق آسیا توانسته‌اند با مدل داده‌محور، نه تنها سودآور بمانند بلکه در بازارهای منطقه‌ای سهم بیشتری کسب کنند.

 توصیه‌های کاربردی به سیاستگذاران، مدیران و سرمایه‌گذاران

الف) سیاستگذاران

۱. تدوین چارچوب قانونی انعطاف‌پذیر برای قیمت‌گذاری: ایجاد نظامی که هم سودآوری تولیدکنندگان را تضمین کند و هم از نوسان شدید بازار جلوگیری کند.

۲. حمایت از سرمایه‌گذاری فناورانه و دیجیتال: ارائه مشوق‌های مالی و مالیاتی برای شرکت‌هایی که پروژه‌های بهینه‌سازی انرژی، اتوماسیون و هوش مصنوعی را پیاده‌سازی می‌کنند.

۳.  تسهیل صادرات و دسترسی به بازارهای جهانی: کاهش محدودیت‌های بوروکراتیک و ایجاد توافقات تجاری منطقه‌ای با کشورهای هدف.

ب) مدیران عامل و تیم اجرایی

۱.  بازآرایی مدل کسب‌وکار با محوریت داده و فناوری: ادغام سیستم‌های هوش مصنوعی و پلتفرم‌های داده‌محور برای مدیریت انرژی، تولید و پیش‌بینی بازار.

۲.  تنوع محصولات و بازارها: تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده بالاتر و بازارهای جدید در آسیا و آفریقا.

۳.  سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی دیجیتال: آموزش مدیران و کارکنان برای بهره‌برداری از فناوری‌های نوین در تصمیم‌گیری.

 ج) سرمایه‌گذاران

۱.  شناسایی فرصت‌های فناوری و بازآرایی: ورود به پروژه‌های بهینه‌سازی انرژی، دیجیتال‌سازی و زنجیره تامین هوشمند.

۲.  مدل سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده: استفاده از اطلاعات دقیق بازار و تحلیل روندهای جهانی برای کاهش ریسک.

 نتیجه‌گیری

صنعت فولاد ایران در شرایط اقتصادی جدید با چالش‌های جدی مانند افت سودآوری، فشار انرژی، ناکارآمدی مدل‌های سنتی، محدودیت در صادرات و نیاز به سرمایه‌گذاری فناوری روبه‌روست. بازآرایی مدل کسب‌وکار، محور اصلی برای رفع این چالش‌هاست و نیازمند پارادایم مدیریتی جدید، بهره‌گیری از فناوری و داده، اصلاح ساختار قیمت‌گذاری و توسعه صادرات ارزش‌آفرین است. در پایان پاسخ به دو سوال راهبردی ضروری به‌نظر می‌رسد: ابتدا آنکه چگونه می‌توان مدل کسب‌وکار فولاد ایران را به‌گونه‌ای بازآرایی کرد که همزمان سودآوری، تاب‌آوری در برابر نوسانات بازار و رقابت جهانی را تامین کند؟ و نیز چگونه می‌توان مدل کسب‌وکار فولاد ایران را به‌گونه‌ای بازآرایی کرد که همزمان سودآوری، تاب‌آوری در برابر نوسانات بازار و رقابت جهانی را تامین کند؟

 با اتخاذ این مسیر، ایران می‌تواند نه تنها جایگاه تولیدی خود را حفظ کند، بلکه به بازیگر هوشمند و رقابت‌پذیر در بازار جهانی فولاد تبدیل شود. تحقق این هدف، مستلزم همکاری سیاستگذار، بخش‌خصوصی و سرمایه‌گذاران نوآور است.

با توجه به مطالب فوق، دو پرسش کلیدی که ذهن فعالان و تصمیم‌سازان صنعت فولاد را به چالش می‌کشد، اینکه چگونه می‌توان مدل کسب‌وکار فولاد ایران را به‌گونه‌ای بازآرایی کرد که همزمان سودآوری، تاب‌آوری در برابر نوسانات بازار و رقابت جهانی را تامین کند؟ و همچنین کدام نهاد یا گروه می‌تواند پیشگام تحول دیجیتال و داده‌محور در صنعت فولاد ایران شود: سیاستگذار دولتی، بخش خصوصی نوآور، یا ترکیبی از هردو؟

* تحلیلگر حوزه استراتژی فولاد