«تولیدگرایی» مقهورِ  «دلال‌محوری»

شامخ؛ روایتگر کما در بخش مولد

تنها آمار رسمی و قابل اتکا که این روزها نبض تولید را نشان می‌دهد، شاخص مدیران خرید (شامخ) است. سقوط این شاخص به زیر عدد ۵۰ در ماه‌های اخیر، تاییدکننده ورود صنعت اصفهان به دوره انقباض شدید است. تولیدکنندگان اصفهانی در نظرسنجی‌های شامخ، از «عدم قطعیت ارزی» و «کمبود مواد اولیه» به عنوان دو لبه قیچی یاد می‌کنند که در حال بریدن نفس تولید است. در حالی که موجودی محصول نهایی در انبارها به دلیل افت قدرت خرید مردم افزایش یافته، انگیزه برای سفارشات جدید به پایین‌ترین حد خود رسیده است.

هجرت از سوله به صرافی‌های خانگی

واقعیت تلخ این روزهای اصفهان، تغییر کاربری پنهان سرمایه‌هاست. وقتی نرخ بهره واقعی منفی است و تورم از سود ناخالص تولید پیشی می‌گیرد، عقلانیت اقتصادی حکم می‌کند که صاحب سرمایه از «تولید پرریسک» به «سوداگری امن» کوچ کند. انباشت دلار و طلای فیزیکی در منازل و گاوصندوق‌های شخصی، اکنون به رقیب اصلی بانک‌ها و بازار سرمایه تبدیل شده است. این نقدینگی منجمد، نه تنها ارزشی برای شهر ایجاد نمی‌کند، بلکه با هجوم به بازارهای موازی در دوره‌های نوسان، باعث تشدید حباب‌های قیمتی می‌شود.

صنایع کوچک؛ اولین قربانیان واسطه‌گری

در این میان، صنایع کوچک و متوسط (SMEs) که بدنه اصلی اشتغال استان را تشکیل می‌دهند، بیشترین آسیب را دیده‌اند. این واحدها بر خلاف صنایع بزرگ، توان رقابت با سودهای بادآورده بازارهای غیرمولد را ندارند. بسیاری از سوله‌های صنعتی در حاشیه اصفهان، اکنون به جای میزبانی از تکنسین‌ها، به انبارهای متروکه یا کالاهای وارداتی تبدیل شده‌اند. تداوم این روند، اصفهان را از یک «قطب ارزش‌آفرین» به یک «بازار مکاره بزرگ» تبدیل خواهد کرد که در آن، سود در «خرید و فروش» است، نه «ساختن و پرداختن».