اگر به پدیده یا رخدادی بسته به موضع سیاسی نام دیگری می‌دهند باید بر آن سیاست و پیامدهای آن آگاه بود. نامیدن و نام‌گذاری زمانی دچار بحران می‌شود که نشود نام رخدادها را به‌طور همگانی دانست. نام نشان می‌دهد چه ایده‌ای یا چه درکی از نظم، از پدیدارشدن چیزها، از تماس مولد اراده‌ها، از معنای تغییر شرایط برای نام‌گذارنده اهمیت دارد. عدالت در نام‌گذاری به این برمی‌گردد که بفهمیم خود پدیده یا رخداده چیست. این‌که از کجا و چگونه، خود پرسشی برآمده از ابهامات بحران است. نامیدن چیزی به‌اجبار، یا زورکردن یک نام برای رخداد بر بازیگران و ناظران و بازماندگانش فقط با فراموشی‌ست که شاید روزی موفق شود به نام آنچه زمانی رخ داده بود بدل شود. افراد با این نام اجباری به مبارزه ادامه خواهند داد. این‌که نام آن مبارزه چه خواهد بود بسته به شیوه‌ی تدوام بحران دارد،‌ به یادآوری بحران. در دوره‌ای به‌سرمی‌بریم که دادن یک نام به این رخدادهای عمیقاً دگرگون‌کننده از توان بازیگران و ناظران و حتی قربانیان بیرون است.  

هدف‌هایی وضوح پیدا می‌کنند. درخشش خیره‌کننده‌ی اهداف پای انواع وسایل را به میان می‌آورد. آنچه بحرانی می‌شود، یعنی مجبور می‌شویم مدام بین دو چیز یا چیزها انتخاب کنیم، تا حدی که به خود انتخاب‌کردن شک کنیم، رابطه‌ی خود وسیله و هدف است. معادله‌ی هدف و وسیله از هر دو سو برقرار می‌شود. «فقط وسایل عادلانه اند که به اهداف موجه می‌رسند» و «فقط عادلانه‌بودنِ اهداف است که وسایل را موجه می‌کند.» هر دو معادله امروز به بن‌بست‌هایی رسیده است. هر دو معادله امروز سوژه‌هایی مطمئن به خود ساخته است. از هر طرف شروع کنیم، مسیر میان وسیله و هدف به یکدیگر نمی‌رسد. وقتی وسایل محدود اند، هدف عادلانه با اطمینان بیشتری به وسایل موجود می‌چسبد، با حوصله‌ی کمتری پیامدهای کاربرد این وسایل را می‌سنجد. سنجه‌ی اصلیْ خود هدف عادلانه است. اما اجتماعی‌بودنِ وسایل، یعنی درگیربودن انسان‌ها در روند به‌کاربستن یک وسیله، پرسش از عادلانه‌بودنِ کاربردشان را به مسأله‌ی روز بدل می‌کند و وسواس‌گونه از منطق محاسبه‌ها در این معادله، در هر معادله‌ای از این دست، می‌پرسد. عدالت همچون خورشیدی در دوردست قرار است بر طرح و ساختار وسایل نورافکند. هرچه این استعاره را جدی‌تر بگیریم، نگاه‌کردن به خود عدالت، این‌که این داد چه دادی است، سخت‌تر می‌شود، چشم را می‌زند و پوست را می‌سوزاند. خیره‌کنندگی عدالت می‌تواند بصیرت به وسایل را کور ‌کند. پرسیدن از رابطه‌ی وسیله و هدف در هر موقعیتی همزمان پرسیدن از خودِ هدف است، از خودِ عدالت.