هوشمندسازی حلقهها
انقلاب هوش مصنوعی در صنعت نفت در گفتوگو با فرهنگ فصیحی
اگر بخواهید سطح بلوغ هوش مصنوعی در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران را در مقایسه با استانداردهای جهانی ارزیابی کنید، در چه جایگاهی هستیم و مهمترین فاصله ما با شرکتهای پیشرو چیست؟
وقتی در مورد کاربرد هوش مصنوعی یا اصولاً بحث تحول دیجیتال و هوشمندسازی که اکنون یکی از مصادیق آن بحث هوش مصنوعی است در صنعت نفت و گاز صحبت میکنیم، عملاً در مورد تلاقی دو حوزه فناوری حرف میزنیم؛ یعنی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات با حوزه فناوریهای صنعت نفت که در حال حاضر بهکار گرفته میشود. صنعت نفت، صنعت وابسته به فناوری است و فناوریهایی که در حوزه نفت و گاز بهکار گرفته میشوند، حوزهای اصیل و شناختهشده از فناوریها هستند. اکنون این دو حوزه میخواهند با هم تلاقی پیدا کنند، یعنی یک حوزه از ظرفیتها و کاربردهای حوزه دیگر استفاده کند که البته اصول و قواعد خودش را دارد. با توجه به اینکه حوزه فناوری اطلاعات نیز در سالهای گذشته تحولات سریع و رشد چشمگیری داشته، برخلاف حوزه نفت و گاز که معمولاً دوره عمر تکنولوژی در آن طولانی است و تکنولوژیهای مهم و راهبردی در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی دیرتر توسعه پیدا میکنند، گاهی میبینیم تکنولوژی در حوزه پالایش، برداشت و تولید نفت یا در حوزه اکتشاف، سالهای سال و حتی دهها سال مورد استفاده قرار میگیرد. درحالیکه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، گاهی سختافزارهای این حوزه همانند همین گوشیهای تلفن که در دست داریم و از آن استفاده میکنیم، ظرف شش ماه دچار تحولات تکنولوژیک میشوند. این دو حوزه که به لحاظ ماهیت رشد و ماهیت فناوریهایشان تفاوت جدی دارند، اکنون در حال تلاقی هستند. فاصله را نمیتوانم بگویم زیاد است یا کم.
در صنعت نفت، نسبت به دنیا، چون اساساً کاربرد هوش مصنوعی و تحولات دیجیتال در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و مقوله هوش مصنوعی تکنولوژی نوظهوری است و هنوز در حال توسعه و رشد است، میتوانیم بگوییم فاصله زیاد نیست؛ اما سرعت تحولات بالاست. این بالا بودن سرعت تحولات تا حدی نگرانکننده است که مبادا این فاصله در زمانی کوتاه و به شکلی غیرقابلجبران به نقطه بیبازگشت برسد. به همین دلیل اهمیت دارد که با درک صحیح از تحولات تکنولوژی، بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات و کاربردهایی که در بستههای مختلف در صنایع گوناگون از جمله صنعت نفت و گاز پیدا میکند، این مسیر را ببینیم. همچنین باید توجه داشته باشیم که در صنعت نفت تا حدی در توسعه تکنولوژی با این موضوع غریبه بودهایم. بخش عمدهای از عمر بیش از صدساله صنعت نفت در داخل با وابستگی به تکنولوژیهایی که دیگران برای ما عرضه کردهاند سپری شده است. ممکن است این عادت وجود داشته باشد که اکنون نیز منتظر باشیم فناوریها را از منابع بیرونی دریافت کنیم، درحالیکه واقعاً بحث تحول دیجیتال در این برهه خاص که اکنون در آن هستیم میتواند نقطه عطف و جهش برای صنعت نفت باشد تا بتوانیم در حوزه فناوریهای نفت و گاز نیز جهش ایجاد کنیم.
در عین اینکه به چنین روندی عادت نداشتهایم و دوره عمر توسعه تکنولوژی در صنعت نفت طولانیتر از چرخه فناوریهای اطلاعات و ارتباطات، از جمله هوش مصنوعی است، در شرایط سختی نیز بهسر میبریم. به هر حال تحریمهایی که در سالهای گذشته بر صنعت نفت کشورمان اعمال شده، کار در این صنعت را با تنشهای خاصی همراه کرده و مسئولیتی که صنعت نفت در اقتصاد کلان کشور بر عهده دارد نیز مزید بر علت است. این عوامل ممکن است روند توجه را تا حدی کُند کند. درحالیکه با سیاستگذاری درست و با توجه جدی به درک صحیح از آینده این تکنولوژیها که بهسرعت نحوه کسبوکار و فرآیند تولید و بهرهبرداری از منابع نفتی را تحت تاثیر قرار میدهد، میتوانیم این مسیر را طی کنیم و با سرعت مناسبی در این فضا گام برداریم، به گونهای که فاصله صنعت نفت ایران با صنایع مشابه در دنیا فاصله معناداری نشود.
در حال حاضر بیشترین کاربرد عملی و اثربخش AI در این صنعت در کدام بخشهاست؟ اکتشاف، حفاری، نگهداشت پیشبینانه، بهینهسازی تولید، مدیریت زنجیره تامین یا ایمنی؟ نمونههای موفق واقعی کداماند؟
میتوانیم بگوییم که در تمام اجزا و حلقههای زنجیره ارزش صنعت نفت، از اکتشاف تا تولید و حتی پس از آن در مصرف و مدیریت مصرف، امروز هوش مصنوعی در حال ایفای نقش است. در اکتشاف، حفاری، نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه، بهینهسازی تولید و بهویژه در ازدیاد برداشت از میادین و چاههای نفتی، نقش جدی ایفا میکند. آنچه در بخش اکتشاف و شناسایی موثر میادین مشاهده میکنیم این است که تعیین نقطه مناسب برای حفر چاه در میدان نفتی و اینکه از کجا میتوان وارد شد، موضوعاتی هستند که بهشدت متکی به داده هستند و عوامل متعددی بر آنها تاثیرگذار است؛ بنابراین هوش مصنوعی میتواند نقش مهمی در این حوزه داشته باشد.
در حوزه تولید و ازدیاد برداشت نیز همانطور که عرض کردم، مدیریت چاه برای اینکه بتواند ظرفیت بیشتری عرضه کند، موضوعی کاملاً دادهمحور است و هوش مصنوعی میتواند بهطور جدی در این زمینه بهکار گرفته شود. در حوزه حفاری نیز موضوعاتی همانند سرعت چرخش مته، وزن وارد بر مته و تشخیص بهموقع شکست مته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در عملیات حفاری، شکستن مته میتواند روند کار را بهشدت کند کند، به چاه آسیب بزند و مشکلات بعدی ایجاد کند. با استفاده از هوش مصنوعی میتوان بهرهوری این بخش را به میزان قابلتوجهی افزایش داد.
در مدیریت هوشمند چاهها، در حوزه خطوط لوله و در تحلیل و تفسیر اطلاعات حاصل از توپکرانی نیز هوش مصنوعی میتواند مدیریت خطوط لوله را بهرهور کند. در بخش مصرف نیز، کنتورهای هوشمند و مدیریت مصرف گاز از جمله زمینههایی هستند که کاربردهای متعددی دارند. در بسیاری از این حوزهها، صنعت نفت در داخل نیز فعال است و مجموعههای مختلفی اعم از بخشهای درون صنعت، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان در این زمینه فعالیت میکنند. در سراسر زنجیره عملیات، از اکتشاف تا واحدهای پاییندست نفت و بخشهای مختلف صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، ظرفیت استفاده از هوش مصنوعی وجود دارد. متناسب با این ظرفیتها، پروژههایی نیز تعریف شده که در حال اجرا و توسعه است و امیدواریم نتایج آن بهزودی در بخشهای مختلف صنعت مشاهده شود.
بزرگترین مانع اجرای پروژههای هوش مصنوعی در صنعت نفت چیست؛ ضعف داده، مقاومت سازمانی، محدودیت سرمایهگذاری، تحریم فناوری یا نبود سیاستگذاری شفاف؟ سهم هر کدام چقدر است؟
بزرگترین عامل را همان عاملی میدانم که در پاسخ سوال نخست عرض کردم. در صنعت نفت، به لحاظ تاریخی و قدمت صنعتی، با فناوریهایی مواجه هستیم که دوره عمر بالایی دارند. سهم فناوریهایی که چرخه عمر چنددهساله دارند در صنعت نفت بیشتر از فناوریهایی است که تحولات سریع شامل حال آنها میشود. بنابراین در صنعت نفت عادت چندانی به مدیریت تغییرات سریع فناورانه نداریم و این عامل روانی است که میتواند بهعنوان نوعی مقاومت تلقی شود یا به نوعی نشاندهنده کمتجربگی در بهرهبرداری از فناوریهای نو باشد. به این معنا که فناوری را که سالهای سال با آن عملیات انجام دادهایم، اکنون بخواهیم بهیکباره تغییر دهیم یا تغییرات سریع و مکرر در آن ایجاد کنیم؛ درحالیکه مجموعه زیرساختها، حوزه مدیریت فناوری و نیروی انسانی صنعت نفت تجربه کافی در این روش ندارند. البته محدودیتهای سرمایهگذاری نیز وجود دارد. زیرساختهای دادهای در صنعت نفت نیز به آن شکل مهیای پذیرش این تغییرات نیست و دسترسی به الگوهای موفق گسترده هم در حال حاضر محدود است. این عدم دسترسی به الگوهای موفق نیز بیتاثیر نیست؛ بهویژه برای صنعتی که تا حدی از صنایع مشابه در دنیا الگو گرفته و اکنون ارتباطاتش با صنایع پیشرفته مشابه خود در دنیا تا حدی محدود شده است.
بااینحال، به نظرم اصل ماجرا این است که بخواهیم عملیات سنتی نفت را به عملیاتی مبتنی بر فناوریهای جدید تبدیل کنیم. این موضوع نیازمند درک عمیقتر از ماهیت و اثرگذاری این تغییرات در آینده است؛ درکی که هنوز بهصورت جدی در صنعت نفت گسترش پیدا نکرده است. تمرکز مدیران، چه در حوزه مهندسی و چه در حوزه عملیات، بیشتر بر افزایش بهرهوری از طریق روشهای سنتی است. البته با گسترش این فناوریها در دنیا و با تحولاتی که روزانه رخ میدهد و اطلاعاتی که منتشر میشود، بهتدریج این درک نیز در حال شکلگیری است و خطراتی که صنعت نفت را در صورت پاسخ ندادن بهموقع و مناسب به این تحولات فناورانه تهدید میکند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. همانطور که مشاهده میشود، سیاستگذاران مرتبط در صنعت نفت، از جمله در حوزه برنامهریزی و حوزه تکنولوژی و فناوری، در حال پیشبینی تمهیدات لازم برای توسعه کاربرد هوش مصنوعی و اصلاح فرآیندها بر این اساس هستند.
چرا بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی از مرحله پایلوت فراتر نمیروند؟ مشکل در الگوی اقتصادی است یا در ساختار تصمیمگیری و حکمرانی فناوری داخل شرکتها؟
تحلیلم این است که باز هم باید به موضوع نو بودن فناوری و نبود تجربه قبلی اشاره کنیم. با توجه به اینکه صنعت نفت، چه در نفت، گاز و چه در پتروشیمی، در تکرار تجربههای گذشته تفاوت چندانی نداشته، تا حدی دچار نوعی اینرسی در روش کار و توسعهای شده که طی بیش از صد سال تجربه کرده است. بخش قابلتوجهی از این مسیر، مبتنی بر الگوگیری بوده و بخش زیادی نیز بر اساس عادت تکرار شده است.
فناوری نو میخواهد وارد این صنعت شود و لازم است ظرفیت جذب فناوری در آن وجود داشته باشد. صرف نیاز، کافی نیست. ظرفیت جذب مستلزم عواملی است؛ از جمله میزان آمادگی زیرساختها، توانمندی نیروی انسانی در پذیرش تغییر و میزان جدی بودن احساس و درک نیاز به این فناوری. همچنین فضای رقابتی، شرایط بازار و شبکهای که صنعت نفت در آن فعالیت میکند نیز اهمیت دارد. در برخی از این موارد، تا حدی با عقبماندگی مواجه هستیم و باید شرایط را برای بهکارگیری این فناوری مهیا کنیم. خبر خوب این است که با توجه به نو بودن فناوریهای هوشمندسازی، تحول دیجیتال و هوش مصنوعی، ظرفیت مناسبی وجود دارد تا بدون وابستگی گسترده، بتوانیم با همراه شدن با موج ایجادشده، بخشی از این عقبماندگیها را جبران کنیم. اتفاقات مثبتی نیز رخ داده؛ بهویژه با توجه به ظرفیت کشور در این حوزه که بهشدت در حال گسترش است و سرمایهگذاریهایی که در حوزه شرکتهای دانشبنیان و واحدهای فناوری انجام شده است. از نظر ساختاری نیز باید اشاره کنم که یکی از دلایلی که باعث میشود این پروژهها از مرحله پایلوت فراتر نروند، این است که با وجود تغییرات مثبت سالهای گذشته در صنعت نفت، از جمله شکلگیری مدیریتهای پژوهش و فناوری یا تحقیق و توسعه و فعالیتهای موثر این واحدها، هنوز نمیتوان بهصورت قاطع گفت که پیوند ایدهآلی میان بخشهای توسعه فناوری و واحدهای عملیاتی و مهندسی برقرار شده است.
هنوز نوعی فاصله میان جزایر توسعه فناوری در بخشهای مختلف صنعت نفت و بخشهای عملیاتی وجود دارد. به این معنا که شرح کار توسعه فناوری الزاماً از دل عملیات استخراج نمیشود و از سوی دیگر، آنچه در بخش توسعه فناوری شکل میگیرد و به مرحله پایلوت میرسد، مسیر همواری برای ورود به حوزه عملیات ندارد. این تعامل هنوز به مرحلهای از بلوغ نرسیده که بتوان آن را کامل دانست. اقدامات خوبی انجام شده است و تجربه این واحدها در صنعت نفت به حدود دو دهه میرسد؛ پیش از آن، مدیریتهای پژوهش و فناوری به این میزان فعال نبودند. در این دو دهه پیشرفت قابلتوجهی حاصل شده، اما همچنان فاصله وجود دارد تا این پیوند بهصورت ساختاری و کامل برقرار شود. بخش مهمی از کامل نشدن پروژههایی که به مرحله پایلوت میرسند نیز ناشی از همین موضوع است؛ زیرا این طرحها عمدتاً در بخشهای پژوهش و فناوری تعریف میشوند و اتصال ساختاری آنها با بخش عملیات زمانبر است.
زیرساخت داده در شرکتهای نفتی چقدر آماده است؟ آیا استانداردسازی، یکپارچهسازی و حاکمیت داده بهعنوان پروژه استراتژیک دیده میشود یا هنوز موضوعی فنی و حاشیهای تلقی میشود؟
متاسفانه در چهارچوب بخشهای صنعت نفت هنوز نمیتوان گفت که موضوع زیرساخت داده، استانداردسازی و حاکمیت داده بهعنوان پروژه راهبردی در سطح کلان صنعت نفت تعریف شده باشد. همانطور که عرض کردم، ظرفیتهایی در معاونت برنامهریزی وزارت نفت و در سطح چهار شرکت اصلی ایجاد شده و اقدامات خوبی نیز در برخی بخشها، مانند مدیریت اکتشاف و در سطح شرکت ملی گاز ایران، انجام شده است؛ اما اینکه این موضوع بهصورت یک طرح یا ایده راهبردی در مقیاس کل صنعت نفت دیده شده باشد، با اطلاعاتی که بنده دارم هنوز نمیتوان با قاطعیت چنین ادعایی کرد.
اطلاعی که دارم این است که معاونت برنامهریزی وزارت نفت در حال تدوین اسناد و الزامات لازم در این زمینه است و امیدواریم با توجه به اهمیت موضوع و سرعت تحولات این حوزه، این چهارچوبها هرچه سریعتر نهایی و اجرایی شود. اخیراً نیز در پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت تلاش کردهایم با همکاری و هدایت معاونت برنامهریزی وزارت نفت، به توسعه زیرساختهای این حوزه کمک کنیم. امیدواریم این تلاشها به نتیجه برسد؛ زیرا بخش عمدهای از این موضوع، آمادهسازی صنعت برای پذیرش فناوری در حوزه زیرساختهاست، البته در کنار سایر الزامات ضروری. امیدواریم پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت بتواند در این زمینه نقش اساسی و موثری ایفا کند. به هر حال، هدایت این موضوع در سطح وزارت نفت بر عهده معاونت برنامهریزی است و مجموعههای مختلف نیز در حال همکاری مستمر هستند تا بتوانیم زیرساختهای اولیه را، هم به لحاظ مدیریتی و هم از نظر فیزیکی و فنی، برای بهرهبرداری هرچه بهتر و گستردهتر از این ظرفیت فراهم کنیم.
با توجه به حساسیت زیرساختهای انرژی، ریسکهای امنیت سایبری ناشی از استفاده گسترده از هوش مصنوعی چقدر جدی است و چه چهارچوبهایی برای مدیریت این ریسک باید تعریف شود؟
پس از تجربههای مختلف در حوزه نفوذ و خرابکاری در شبکههای گوناگون سایبری، بهویژه در جریان جنگ تحمیلی ۱۲روزه اخیر، مشخص شد که این ریسکها کاملاً جدی هستند و لازم است از ظرفیتهای مناسب در کشورمان در حوزه فناوری برای مدیریت و امنیت شبکهها استفاده شود. به نظرم در حوزه انرژی، این حساسیت بهمراتب بیشتر است. زیرساختهایی که در بخش انرژی، بهویژه در صنعت نفت، توسعه یافتهاند، نقش زیربنایی در زندگی روزمره مردم و در کارکرد صنایع حیاتی دارند. هرگونه اختلال در این شبکهها میتواند امور روزمره مردم و فعالیت کسبوکارها را تحت تاثیر قرار دهد.
خبر خوب این است که ظرفیتهای مناسبی در فضای شرکتهای دانشبنیان و استارتآپها در حوزه راهبری و امنیت شبکه شکل گرفته است. حتی در مواردی که برخی بخشها با مخاطره مواجه شدند، همین ظرفیتهای داخلی نقش موثری در مدیریت بحران و مقابله با تهدیدها ایفا کردند. در حوزه مدیریت این ریسکها نیز، در چهارچوب نظام راهبری که معاونت برنامهریزی در صنعت نفت و نیز حوزههای فناوری اطلاعات و ارتباطات، چه در وزارتخانه و چه در شرکتهای عملیاتی، دنبال میکند، تمهیدات لازم در حال پیشبینی است. همکارانی که در این حوزه فعالیت میکنند، چهارچوبهایی برای مدیریت این ریسکها تعریف کردهاند و با همکاری و هماهنگی ظرفیتهای ملی در زمینه مدیریت و امنیت شبکه، در حال فراهمسازی زیرساختهای لازم برای ارتقای تابآوری و امنیت این بخش هستند.
نقش شرکتهای دانشبنیان و استارتآپهای ایرانی را در این حوزه چطور ارزیابی میکنید؟ آیا صنعت نفت آماده همکاری واقعی با آنهاست، یا هنوز نگاه پیمانکاری سنتی غالب است؟
در این حوزه خاص فناوری، منظورم حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و بهطور مشخص کاربردهای آن در صنایع مختلف از جمله صنعت نفت و گاز، مانند تحول دیجیتال، هوشمندسازی و کاربردهای هوش مصنوعی است. واقعیت مهم که باید به آن توجه کنیم این است که این عرصه فناوری، به دلایل مختلف، بیشتر در میان شرکتهای فناور، دانشبنیان و استارتآپها گسترش یافته است. برخلاف بسیاری از حوزههای تکنولوژیک که از گذشته با آنها آشنا بودهایم، مانند فناوریهای حوزه نفت و گاز، سلامت یا صنعت خودرو، که عمدتاً بهصورت زیربنایی وابسته به مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها بودهاند، حوزه آیتی و مباحث مرتبط با هوش مصنوعی بیشتر در بستر شرکتهای دانشبنیان و استارتآپها توسعه پیدا کرده است. یکی از دلایل اصلی این موضوع، چرخه عمر کوتاه این فناوریهاست که امکان توسعه سریع کسبوکار را فراهم میکند؛ و همین اتفاق نیز رخ داده است. بسیاری از کسبوکارهای این حوزه بر اساس نیازهای موجود شکل گرفتهاند و بهسرعت رشد کردهاند.
بنابراین اگر بخواهیم استراتژی درستی برای تحولات راهبردی در حوزه تحول دیجیتال، هوشمندسازی و هوش مصنوعی در صنعت نفت داشته باشیم، باید نگاه جدی به شرکتهای دانشبنیان و استارتآپها داشته باشیم. در صنعت نفت، در همکاری با دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز تحقیقاتی تجربه و آمادگی بیشتری داشتهایم و به دلیل تسهیلات و مقررات قانونی موجود، تعریف پروژه برای دانشگاهها معمولاً سادهتر بوده است. در مقابل، واگذاری کار به شرکتها و کسبوکارهای خصوصی مسیر دشوارتری داشته است. بااینحال باید توجه کنیم که این فناوریهای مهم اکنون بهطور گسترده در میان شرکتها و استارتآپهای ایرانی توسعه یافتهاند و لازم است ظرفیت بهرهگیری از آنها را ایجاد کنیم. خوشبختانه صنعت نفت در سالهای گذشته با تاسیس پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت، گام مهمی در این مسیر برداشته است. پارکها کریدورهایی هستند که میتوانند نیازهای فناورانه را به شرکتهای دانشبنیان و واحدهای فناور عضو پارکهای علم و فناوری متصل کنند.
در پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت، تحت سیاستگذاری و هدایت معاونت مهندسی و معاونت برنامهریزی وزارت نفت، تلاش کردهایم در حوزه هوشمندسازی و تحول دیجیتال نقشآفرینی کنیم و امیدواریم بتوانیم ظرفیت شرکتهای فناور و دانشبنیان کشور را از طریق این کریدور به صنعت نفت متصل کنیم. در پارک نفت به شرکتهای متقاضی فناوری در صنعت نفت کمک میکنیم مسائل را بهدرستی تعریف و نیازهای فناورانه را بهصورت شفاف ارائه کنند. سپس تلاش میکنیم این نیازها را در قالب شرح خدمات مشخص دریافت و به شرکتهای دانشبنیان و استارتآپهای ایرانی واگذار کنیم. تاکنون نیز در چند طرح موثر، پارک نفت نقش حمایتی و اجرایی داشته و میزان تعریف پروژهها از سوی شرکتهای وابسته به وزارت نفت برای پارک نفت روبه افزایش است. امیدواریم بتوانیم این ماموریت را بهخوبی ادامه دهیم و نقش موثری در پیوند میان صنعت نفت و زیستبوم نوآوری کشور ایفا کنیم.
اگر قرار باشد در پنج سال آینده نقشه راه عملی برای توسعه هوش مصنوعی در صنایع نفت و گاز تدوین شود، سه اولویت استراتژیک که باید فوراً اجرا شود، چیست؟
اولویت جدی در این حوزه، توجه به لایه زیرساخت است؛ یعنی زیرساخت داده و حکمرانی داده و اطلاعات در صنعت نفت باید در قالب اسناد مشخص و مجموعهای از اقدامات روشن مورد توجه قرار گیرد. لازم است زیرساختهای مورد نیاز برای یکپارچهسازی دادهها، حکمرانی دادهها، نحوه دسترسی، تجمیع و ساماندهی پایگاههای اطلاعاتی بهگونهای فراهم شود که امکان بهرهبرداری موثر از آنها در مسیر هوشمندسازی و استفاده از هوش مصنوعی وجود داشته باشد.
لایه دوم را میتوان لایه کسبوکار نامید. در این بخش باید تمرکز لازم بر توسعه و حمایت از کسبوکارهای فعال در این حوزه صورت گیرد تا بر بستر زیرساختهای ایجادشده، پروژههای کاربردی با بازگشت نسبتاً سریع تعریف شود. صنعت نفت میتواند از برخی ظرفیتهای هوش مصنوعی و تحول دیجیتال که همین اکنون نیز امکان بهرهبرداری از آنها فراهم است، استفاده کند و از طریق اجرای پروژههای موفق، برای سایر بخشهای صنعت الگوسازی کند. بنابراین پس از توسعه زیرساختها، شکلدهی و حمایت از کسبوکارها اولویتی مهم بهشمار میآید.
اولویت سوم را در حوزه منابع انسانی یا سرمایه انسانی مورد نیاز برای راهبری تحول دیجیتال و بهرهبرداری از ظرفیتهای هوش مصنوعی میدانم. توسعه این سرمایه انسانی از اهمیت زیادی برخوردار است. صنعت نفت در طول سالهای متمادی متکی بر فناوریهای سنتی بوده و عملیات نفت که برای کشورمان راهبردی و حیاتی است، عمدتاً از سوی نیروهای مهندسی و متخصصان فنی اداره شده است. اکنون که دو حوزه فناوری با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند، لازم است در بخش راهبری تحولات دیجیتال نیز توجه جدی به آموزش، توانمندسازی و توسعه نیروی انسانی صورت گیرد تا این گذار بهصورت موثر و پایدار انجام شود.