سه سوال از کادر فنی تیم ملی
فقط بدشانسی بود؟ واقعا؟
چرا نیوزیلند را نبردی؟
ایران حقیقتا در گروه خوبی قرار گرفته بود و جز این، چیدمان مسابقات هم برایش مطلوب بود؛ دو بازی نسبتا آسان در مسابقات اول و سوم و سختترین دیدار در میانه. وقتی قرعه نشان داد تیم ملی در بازی نخست باید به مصاف نیوزیلند برود، همه آماده صعود شدند. اساسا با اتکا به همین جدول بود که شخص امیر قلعهنویی هم قول حداقل کسب ۴ امتیاز را داد. طبیعی بود که همه منتظر بردن تیم ۸۶ رنکینگ فیفا باشند و پس از آن با روحیهای که از این موفقیت به دست آمده، تیم ملی حداقل میتوانست یک امتیاز از دو دیدار برابر بلژیک و مصر بگیرد. همه اینها یعنی واقعا نبردن نیوزیلند جای توجیه و توضیح ندارد. تیمی از دست ایران در رفت که هر دو بازی بعدی را به مصر و بلژیک باخت و جمعا هشت گل خورد. ایران در آن بازی به معنای واقعی کلمه سردرگم بود، دو بار از شکست گریخت و عجیب آن که در بخش پایانی مسابقه کاملا به نظر میرسید از آن تساوی رضایت دارد. شاید هم تیم ملی در جامجهانی فقط خودش را برای دفاع آماده کرده بود و در چنین مسابقهای که به جای «واکنش» نیاز به «کنش» داشت، بدون طرح و نقشه به زمین رفت. هر چه بود، این فرصت تکرارنشدنی به آسانی پر کشید.
چرا نقشه را عوض نکردی؟
دشوارترین بازی ایران در جامجهانی، طبیعتا برابر بلژیک بود؛ از تیمهای رنک بالا که در گلدان اول به عنوان سرگروه به مسابقات راه یافت. چندان عجیب نبود که تیم ملی در این مسابقه با پلن ابتدایی دفاع کردن به میدان برود. دفاع فشرده و چند لایه ملیپوشان اتفاقا بد هم جواب نداد و بازی تا دقیقه ۶۰ با نتیجه مساوی پیش رفت. البته که در ثبت این نتیجه، درخشش علیرضا بیرانوند هم تاثیر زیادی داشت و حتی اگر بلژیکیها موفق به عبور از مدافعان پرشمار تیم ملی میشدند، پشت سد بیرو میماندند. چیزی که در این بازی جای تعجب داشت اما، تغییر نکردن نقشه ایران پس از اخراج بازیکن حریف بود. چگونه میتوان در زمان ۱۱ به ۱۰، دقیقا با همان پلن ۱۱ به ۱۱ بازی کرد؟ پس نقش آن اخراج چه بود؟ تیم حریف حدود نیمساعت با یک بازیکن کمتر به کار ادامه داد، اما ایران طرحی برای حمله نداشت. روی کین، کارشناس تلویزیونی مسابقه پس از بازی گفت: «ایران بعد از ۱۰ نفره شدن بلژیک نمیدانست چه باید بکند!» خندهدار است که در همین زمان، ملیپوشان مشغول اتلاف وقت بودند، طوری که سعید عزتاللهی موقع تعویض، دیر از زمین خارج شد و طبق قانون فیفا، امیرحسین حسینزاده که قرار بود جای او به زمین بیاید، تا اولین توقف مسابقه بیرون ماند!
چرا جسور نبودی؟
بازی با مصر هم برای ایران «خاص» بود. تیم ملی میتوانست برای برد به زمین برود و به این ترتیب، سرنوشتش را به دست تقدیر نسپارد. اتفاقا مصر هم با برنامهریزی قبلی برای دوم شدن در گروه و برخورد با استرالیا به زمین آمده بود. نمایش ایران در پنج دقیقه پایانی هم به وضوح نشان داد اگر بیشتر و زودتر روی دروازه مصر حمله میشد، برتری اصلا دور از دسترس نبود. با این حال تیم ملی انتخاب دیگری داشت. مرور عملکرد شاگردان قلعهنویی مثلا در بازه زمانی دقایق ۴۶ تا ۸۵ به وضوح نشان میدهد آنها در حال اداره مسابقه بودند و شاید تصور میکردند با مساوی هم صعود کنند؛ اتفاقی که در نهایت رخ نداد. تیمی که قرار بود بنا به وعده سرمربیاش دو مرحله در جامجهانی صعود کند، باید خیلی جسورتر از این ظاهر میشد، اما امیر استراتژی دیگری برگزید تا حالا ناچار باشد مدام در مورد بدشانسی و چند سانتیمتر این طرف و آن طرف حرف بزند.