نسخه۲۰۲۵ «UNDP» برای تابآوری شهروندان هنگام بحران در امیرآباد تهران آزمایش شد؛ گزارش «دنیایاقتصاد» از شیوه محلی «امداد و نجات در جنگ»
محلهمحوری در ایام جنگ
- یک خانه در هر محله چگونه میتواند «کنترل بحران در لحظه حمله هوایی» را برای ساکنان بهدست بگیرد؟
- روایتی از «جنگ ۴۰روزه» در نشست فعالان اجتماعی
راضیه احقاقی : مردم ایران ظرف کمتر از یکسال تجربه دو جنگ را پشت سر گذاشتند و اگرچه در شرایط کنونی خبری از حملات هوایی نیست، اما سایه جنگی مجدد بر زندگی شهروندان سایه افکنده است. بروز جنگ 12روزه و جنگ اسفند نشان داد که شهرهای کشور در مقابل بحرانهای اینچنینی آنچنان که باید تابآور نیستند. مردم در زمان بحران تنها میشوند و در چنین موقعیتهایی است که نهادهای محلی میتوانند نقشی مهم در مسیر تابآوری جمعی ایفا کنند.
جنگ 12روزه عدم تابآوری شهرها و بهخصوص تهران در مقابل بحران را عیان کرد؛ درحالیکه بخش عمدهای از شهروندان در این جنگ سرگردان بودند، در برخی محلات که از گذشته انجمنهای محلی فعال وجود داشت، فرصتی فراهم شد که شهروندان دست در دست یکدیگر داده و برای عبور از بحران برنامهریزی کنند. در چنین شرایطی در زمان آتشبس پس از پایان جنگ 40روزه اسفند به همت مجموعهای از فعالان اجتماعی، مدیران محلی و پژوهشگران اجتماعی نشستی با عنوان «نقش جوامع محلی در تقویت تابآوری در شرایط جنگ و پساجنگ» در محله اکباتان تهران تشکیل شد. در این نشست حسین ایمانیجاجرمی، جامعهشناس و رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، از تنها ماندن شهروندان در دوره جنگ و لزوم تابآور شدن جوامع محلی گفت و در ادامه برخی فعالان محلی اقدامات خود را در مسیر تابآور کردن محلات خود با یکدیگر به اشتراک گذاشتند. محله امیرآباد یکی از محلاتی است که پس از جنگ 12روزه خود را برای بحران آماده کرد و همین آمادگیها به کمک ساکنان این منطقه در جنگ اسفند آمد. البته فعالیت گروههای محلی در امیرآباد سابقه طولانی دارد و درواقع همین سابقه و تجربه بود که زمینهساز موفقیت این نهاد محلی در ساماندهی سریع و تابآورسازی در مقابل جنگ شد.

پنجویژگی جامعه تابآور
حسین ایمانیجاجرمی، جامعهشناس و رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، از لزوم ایفای نقش توسط جوامع محلی برای تابآور کردن در شرایط جنگ و پساجنگ میگویند. وی اضافه میکند: در جنگ مردم عادی تنها میمانند، در جنگ اسفند ما مردم عادی نمیدانستیم که بهترین اقدام برای حفظ امنیت، خروج از شهر تهران بهعنوان شهری بود که آماج حملات هوایی قرار داشت یا ماندن در خانههایمان؟ هیچ اطلاعی نداشتیم که قرار است حمله هوایی به ما اطلاع داده شود و اگر اطلاع داده شود، چه اقداماتی برای محافظت از خود انجام دهیم؟ در شرایط فعلی نیز اگرچه آتشبس شده، اما مشخص نیست که این آتشبس تا چه زمانی برقرار میماند و به این ترتیب با عدم قطعیتی جدی روبهرو هستیم. عدم قطعیت برای اغلب انسانها غیرقابل تحمل است و هر کسی نمیتواند این شرایط را تاب بیاورد. در چنین شرایطی است که وجود نهادهای محلی قوی میتواند به کمک مردم بیاید. تجربه جنگ 12روزه باعث شد تا برخی نهادهای محلی درصدد برآیند تا خود را برای مقابله با چنین بحرانهایی آماده کنند و همین آمادگی به کمک مردم این محلات در جنگ اسفند آمد. بازگویی چنین تجربیاتی و تلاش برای مدلسازی آن، راهکاری در جهت افزایش تابآوری در دوره جنگ و پساجنگ شمرده میشود.
در کشوری مانند ایران که درآمد نفتی باعث ایجاد دولت قوی شده، مردم عادت کردهاند که دولت پیشبرنده تمام امور باشد و همزمان در هر حوزهای دخالت کند. دولت بسیاری از اختیارات و وظایف را از شهرداریها بهعنوان دولت محلی گرفته و همزمان در بسیاری امور دخالت دارد که در آنها کارآیی ندارد. آموزش، درمان، بهزیستی، نهادهای بشردوستانه و... همه و همه در ایران دولتی هستند و به این ترتیب در کشور با دولتی بزرگ مواجه هستیم که از قضا این دولت در زمان بحرانی نظیر جنگ کارآمد نیست. عدم کارآمدی دولت در زمان جنگ در تعطیلی بسیاری از امور از جمله تعطیلی آموزش، در مدارس و دانشگاهها، تعطیلی بسیاری از دستگاههای اداری دولتی به استثنای مراکزی که خدمات پایه ارائه میکنند، نمایان بود.
ظرف سالهای اخیر در مقابل این مدل دولتگرایی دیدگاه جدیدی به نام توسعه جماعتی مطرح شده است که در آن شهروندان به جای آنکه منتظر بمانند تا سیاستمداری پای کار پیدا شود، به فکر آنها باشد و برای آنها برنامه خوبی داشته باشد که احتمال بسیار کمی نیز در خصوص آن وجود دارد، تلاش میکنند تا بر تکیه بر ظرفیت، توانایی و قابلیتهای مردم درصدد رفع چالشهای جامعه برآیند. البته این به مفهوم سلب مسوولیت از نهادهای مسوول نیست، بلکه به این معنی است که حضور مردم در حل چالشها به مراتب ثمربخشتر است.
جاجرمی به افزایش ریسکهای زندگی در دنیای کنونی و بهخصوص برای مردم کشور تاکید کرد و گفت: انواع و اقسام ریسکها، بر زندگی امروزه سایه افکنده، تغییرات اقلیمی، جنگ، شوک نوسان بهای انرژی، بیکاری و… . این شوکها زندگی شهروندان را سخت کرده و تحتالشعاع قرار داده است. در چنین شرایطی بهرهگیری از دیدگاه جماعتگرایی میتواند به شدت کمککننده باشد. در سال2025 برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) راهنمایی برای جماعتهای تابآور در زمان بحران منتشر کرد؛ در این گزارش تاکید شد که ما در دنیایی زندگی میکنیم که از هر 23نفر، یک نفر نیازمند کمک است. افزایش بحران و ریسکهای زندگی در سالهای اخیر باعث شده تا شاخص توسعه انسانی که بر اساس سواد، بهداشت، آموزش، مشارکت اجتماعی و... سنجیده میشود و برای سالها رو به رشد بوده، برخلاف گذشته کاهشی شود.
جاجرمی گفت: ما انسانها در دنیایی پر از غریبه زندگی میکنیم، در چنین دنیایی اگر شما افراد مشخصی را هر روز در مسیر پیادهروی یا پارک محلی ببینید، این افراد برای شما تبدیل به غریبه آشنا میشوند. اگر در ادامه شروع به صحبت با این غریبههای آشنا کنید، آنها به آشنا تبدیل میشوند و جماعتی از انسانهایی ساخته میشود که با یکدیگر آشنا هستند؛ افرادی که ساکن یک محله هستند و دغدغه مشترک دارند. زمانی که فردی برای معرفی خود میگوید من بچه نازیآباد، اکباتان، امیرآباد یا... هستم، به این مفهوم است که مردم آن محله از مکان زندگی خود یک هویت گرفتهاند، در اینجاست که جماعتهای محلی شکل میگیرند. یک جماعت برای آنکه تابآور شود، باید 5ویژگی داشته باشد. اولین ویژگی جماعت تابآور «جذبکنندگی» است، به این مفهوم که بتواند ضربات را تحمل کند و به شرایط قبل بازگردد. خصوصیت دوم «انطباقپذیری» با شرایط است؛ بهعنوان نمونه اگر در بحران آب و برق قطع شود، مردم چه میزان برای آن آمادگی و تابآوری دارند.
خصوصیت سوم «دگرگونشوندگی» به مفهوم انعطافپذیر بودن است؛ یعنی افراد شرایط را رصد کنند، نقاط قوت و ضعف خود را بدانند و بتوانند با شرایط تطبیق یابند؛ بهعنوان نمونه اگر اینترنت قطع شود، شهروندان برای برقراری ارتباط پایدار چه کاری میتوانند انجام دهند. خصوصیت چهارم «پیشگیریکننده بودن» است، پیشگیری با درس گرفتن از گذشته ممکن میشود؛ موضوعی که در میان ما چندان به آن توجهی نمیشود. پنجمین خصوصیت یک جماعت تابآور نیز «پیشبینیپذیر بودن» آن است؛ جامعه تابآور قدرت پیشبینی داشته و برای اتفاقات فردا، هفته بعد، 6ماه بعد و... سناریو داشته و برای آن آمادگی دارد. جاجرمی گفت: یک خطای بزرگ دولت در ایران آن است که به شورای محلی و شهرداریهای محلات منطبق با انتخاب مردم اجازه شکلگیری و فعالیت نداد و در عوض دستگاههای بوروکراتیکی را ایجاد کرد که کارمندان حقوقبگیری دارد که میخواهند امور را در ساعات اداری از 8صبح تا 2ظهر برطرف کنند. این در حالی است که حل چالشهای محلاتی نیاز به حضور 24ساعته دارد؛ اما سازمانهایی با فعالیت 24ساعته در بوروکراسی قابل شکل گرفتن نیست و باید در بخش مدنی و غیردولتی ساخته شوند. در قانون اساسی کشور نیز موضوع شورای محلات ذکر شده است و اگر این شورایاریها و انجمن محلات که پیش از انقلاب57 وجود داشت، زنده شود، میتوان از قدرت جماعت در محلات برای تابآوری استفاده کرد.
در حال حاضر، افرادی در برخی محلات موسسات محلی را ایجاد کرده و درصدد حل چالش محلات خود هستند؛ اما زمانی این موضوع تسریع میشود که موانع قانونی و اداری برداشته شود و شهرداری و شورای محله برای همه شهرها تاسیس شود.
هدف تنها «بقا» در شرایط جنگ نیست
در ادامه این همایش، زهرا محمدینژاد از ساکنان و فعالان محله امیرآباد شمالی از تجارب آموخته از جنگ 12روزه و اقدامات انجامشده برای تابآور کردن این محله برای بحران بعدی گفت؛ وی تاکید کرد: برای مواجهه با بحرانها، نباید منتظر وقوع آنها ماند، بلکه باید در زمان آرامش و ثبات، برای روزهای سخت برنامهریزی کرد. تجربه جنگ ۱۲روزه و غافلگیری در آن شرایط، به ما آموخت که محله به یک «نقطه تمرکز» نیاز دارد. ما با همتی که از حمایت و مشارکت صمیمانه مردم محله برخاست، توانستیم خانهای را تهیه کنیم که از این پس، نقش «خانه مادربزرگ» را ایفا میکند؛ جایی که در زمان بحران، هم پناهگاهی امن و هم کانون تصمیمگیری و مدیریت وضعیت است.
مردم محله امیرآباد تلاش کردند تا با پیشبینی آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، از حالت انفعال خارج شوند و با آمادگی کامل، از همسایگان و محله در برابر بحرانهای احتمالی محافظت کنند. یکی از اقداماتی که پس از جنگ 12روزه در محله امیرآباد انجام شد، تشکیل «صندوق تجهیزات پزشکی» به کمک مردم با هدف کاهش فشار به بیمارستانها و دسترسی سریعتر مردم محلی به تجهیزات ضروری درمانی بود. در این صندوق مجموعهای از وسایل حیاتی همانند دستگاههای اکسیژنساز، کپسول اکسیژن، دستگاه ساکشن، تجهیزات کنترل قند خون، ویلچر و وسایل کمکی دیگر (که از طریق اهدای خود مردم تامین شده) را در اختیار داریم تا در صورت نیاز، یک واحد امدادی کوچک و سریع در دل محله داشته باشیم. این فعال محلی تاکید کرد: ما میدانیم که در زمان بحران، «انسانها» مهمترین دارایی هستند. به همین دلیل، فهرستی از متخصصان و کارشناسان ساکن در محله تهیه کردهایم؛ از پزشکان و پرستاران گرفته تا مهندسان عمران، کارشناسان مخابرات، متخصصان صنایع غذایی و مدیریت آب و حتی تکنسینهای فنی مثل برقکارها و لولهکشها. ما این شبکه را سازماندهی کردهایم تا هر کسی در جایگاه خود، آماده کمک به محله باشد. از طرف دیگر، از آنجا که میدانیم در شرایط جنگی، ممکن است ارتباطات دیجیتال و اینترنت قطع شود، پیشبینی کردیم که چطور باید با هم در تماس باشیم. لیست شماره تماسها و آدرس خانهها را با هم تبادل و برای هر کوچه، سه نفر را بهعنوان «تسهیلگر» انتخاب کردیم تا در صورت قطع ارتباطات، پیامها را بهصورت حضوری و مستقیم بین خانهها و مرکز مدیریت بحران جابهجا کنند.
به گفته محمدینژاد، در خانه مادربزرگ، ذخایری از آب آشامیدنی و مواد ضروری برای روزهای سخت تهیه شده و برای تامین وعدههای غذایی افراد کمبرخوردار در صورت قطعی برق برنامهریزی شده است. «ما تلاش کردیم تا در کنار کمکهای امدادی، اقتصاد محله را هم تقویت کنیم. با کمک کسبه عزیز محله، گروهی را تشکیل دادیم تا در شرایط بحرانی، با هم همکاری کنیم. هدف ما این است که در سختیها، زنجیره تامین کالا در محله قطع نشود و معتمدان و فعالان اقتصادی بتوانند نقش خود را ایفا کنند.» وی ادامه داد: تجربه جنگ اخیر به ما نشان داد که نوجوانان و جوانان، در برابر فشارهای روانی و افسردگی، بسیار آسیبپذیر هستند. ما در خانه مادربزرگ، نگاه خود را تغییر دادیم؛ این خانه که پیشتر برای بانوان و سالمندان بود، حالا فضایی پویا و جذاب برای جوانان شده است. با برگزاری فعالیتهای فرهنگی، ورزشی و آموزشی، تلاش میکنیم محیطی امن برای سلامت روان نسل جوان ایجاد کنیم. به اعتقاد محمدینژاد، هر خانهای باید بتواند اولین اقدامات امدادی را انجام دهد. به همین دلیل، آنها با کمک کارشناسان حوزه سلامت و ستاد بحران، کلاسهای آموزش «مراقبتهای پزشکی اولیه و امدادگری در منزل» را برگزار کردهاند تا همه آمادگی برخورد با شرایط اضطراری را داشته باشند.
هدف تنها «بقا» در شرایط سخت نیست. ما میخواهیم فراتر از اینها، حتی در دشوارترین سناریوها، یاد بگیریم که چگونه در کنار هم باشیم. فعالیتهای خودجوش و ساختارمند ما بهگونهای طراحی شده است که ساکنان محله بتوانند در کنار هم خاطراتی ناب و لحظاتی شاد را تجربه کنند. ما باور داریم که حفظ پویایی، نشاط و پیوندهای انسانی در میان همسایگان، ارزشمندترین دارایی ما در برابر هر بحرانی است.
تابآوری در رهگذر آموزش
در این نشست، احمد قویدل، عضو شورای راهبردی شبکه کمک، با انتقاد از نگاه مقطعی به مفهوم تابآوری گفت این مفهوم «بستهای نیست که در زمان جنگ باز شود»، بلکه فرآیندی است که به تمرین، آموزش و تداوم ارتباطات اجتماعی نیاز دارد. او تاکید کرد که تجربههای پس از زلزله و سیل نشان داده است که بدون پیشینه اجتماعی، نمیتوان از مردم انتظار مقاومت سازمانیافته داشت. قویدل با اشاره به ضرورت بازتعریف نقش دولت و جامعه افزود: ساختارهای رسمی باید به سمت تقویت اجتماعات محلی حرکت کنند؛ چراکه بدون مشارکت مردم، هیچ سیاست توسعهای به نتیجه پایدار نخواهد رسید. او توسعه پایدار را صرفا حفاظت از منابع طبیعی ندانست و آن را پیوندی میان سیاستگذاری دولت و کنش فعال اجتماعی توصیف کرد. او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربههای تاریخی نهادسازی در ایران، از جمله سازمان انتقال خون، تاکید کرد که موفقیت این نهادها زمانی حاصل شد که بر ظرفیت اجتماعی مردم تکیه کردند. به گفته او، فرهنگهایی مانند اهدای خون نتیجه «فرهنگسازی مستمر» بودهاند، نه اقدامات مقطعی.
مسیر محلی کمکهای جهانی در جنگ
تقریبا 4سال از آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین میگذرد؛ جنگی که مرگبارترین نزاع اروپا پس از جنگ جهانی دوم بود. در رهگذر این جنگ نهادهای محلی مردمنهادی در مسیر تابآورسازی جامعه شکل گرفتند؛ نهادهایی که در هفتهها و ماههای ابتدایی جنگ عمدتا بر «آمادهسازی شهروندان برای واکنش به حملات هوایی» متمرکز بودند، اما با گذشت زمان از این سطح عبور کرده و درصدد برآمدند تا برنامههایی برای «پویایی شهروندان مختلف و حفظ روحیه آنها» در خلال جنگ، «استمرار آموزش به کودکان، نوجوانان و جوانان»، «آموزش به شهروندان درخصوص چگونگی برخورد با افرادی که از جنگ بازمیگردند»، «دسترسی به خدمات اجتماعی در خلال جنگ»، «کمک به آوارگان جنگی برای بازسازی زندگی در مکانی جدید» « ایجاد چارچوبی پایدار برای بازسازی پس از جنگ» و... داشته باشند. این اقدامات نه تنها تابآوری را تقویت میکند، بلکه جوامع را نیز قادر میسازد تا از درون بازسازی کنند و در بهبود طولانیمدت اوکراین نقش داشته باشند. این نهادها توسط جوامع محلی در خلال جنگ شکل گرفتند یا پیش از آغاز جنگ با محوریت دیگری فعال بودند و متناسب با شرایط جدید کشور، تغییر فعالیت دادند.
شکلگیری و فعالیت این سازمانهای مردمنهاد در اوکراین در خلال جنگ مسیری را ایجاد کرد که سازمان ملل متحد از مسیر این سازمانها، کمکهای بشردوستانه را به مردم برساند. براساس گزارش سازمان ملل متحد از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد از بیش از ۵۰۰ سازمان جامعهمحور در سراسر اوکراین حمایت کرده است، این نهادهای مردمنهاد مستقیما به نیازهای مردم آسیبدیده از جنگ رسیدگی میکنند و جوامع را برای ایجاد تابآوری و انسجام توانمند میسازند.
اولنا کوخار، دبیر سازمان جامعهمحور «جامعه اوکراینی تمرینکنندگان گفتوگو» (UCoDP)، میگوید: مردم اوکراین طی 4سال سپریشده از جنگ با روسیه به شکل مستمر با اضطراب حمله هوایی، قطع برق و انفجار زندگی میکنند. زمانی که در کشوری زندگی کنید که دائما در معرض اخبار ناراحتکننده از خطوط مقدم، انفجار در شهرها و تخریب زیرساختهای کشور قرار دارد، رویاپردازی درخصوص آینده دشوار میشود و امکانپذیر نیست. در این شرایط، شما سعی میکنید روی مواردی تمرکز کنید که به شما و دیگران برای عبور از بحرانهای فعلی کمک کند.
از زمان حمله روسیه در فوریه2022، چالشهای اوکراین چندبرابر شده است. در این شرایط سازمانهای مردمنهادی تشکیل شدهاند که درصدد تابآور کردن مردم در مقابل جنگ برآمدهاند، یکی از این سازمانها UCoDP است که دهها پروژه را از شرق تا غرب اوکراین رهبری کرده است تا شهروندان را نسبت به آسیبهای ناشی از درگیری حساس کند و آنها را به مهارتهایی برای ایجاد تابآوری و تحول در درگیری در دوران بسیار دشوار مجهز کند.
اولنا کوخار اضافه میکند: برنامههای ابتدایی این نهاد در ماههای ابتدایی شکلگیری به ایجاد واکنش اضطراری در مقابل بحرانها متمرکز بود؛ اما در ادامه و پس از آنکه موفقیتهایی در زمینه آموزش جامع افراد و داوطلبان محلی دست یافتیم بر ایجاد چارچوبی پایدار برای بازسازی پس از جنگ نیز متمرکز شدیم. همچنین این نهاد برنامههایی برای آموزش مردم، خانواده و اعضای جامعه برای چگونگی برخورد با افرادی که از جنگ بازمیگردند، دارد.