کارهای مهارتی و فنی فرصتهای تازهای ایجاد کردهاند، اما بعید است بتوانند به تنهایی اوضاع سخت بازار کار را دگرگون کنند
سبقت «یقه آبیها» از «یقه سفیدها» ؟
تصمیم شغلی ایمان سمیر میتواند انتخابی هوشمندانه باشد. رونق جهانی هوش مصنوعی، عطش شدیدی برای زیرساخت و انرژی ایجاد کرده و تقاضا برای کارگرانی که آموزش دیدهاند تا این سولههای عظیم و پرصدا (شامل قفسههای سرور و سیستمهای خنککننده) را سرپا نگه دارند، افزایش یافته است. این وضعیت در کل اقتصاد نیز طنینانداز شده است. آجی راجادهیاکشا، رئیس جهانی بخش تحقیقات در بارکلیز، میگوید: «کارگران ساختمانی مراکز داده را میسازند، صنعت برق توربینها را نصب میکند و شرکتهای مخابراتی تجهیزات شبکه را مستقر میکنند.» او میافزاید که این ممکن است «بزرگترین چرخه سرمایهگذاری صنعتی» در ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم باشد.
سیاستمداران مشتاق هستند که تب و تاب مراکز داده را به عنوان یکی از جنبههای نوزایی گستردهتر در مشاغل مهارتی و با دستمزد بالا نشان دهند که نیازی به مدرک دانشگاهی ندارند. آنها این جریان را بخشی از بازگشت دوبــاره سیاستهای صـــنعتی میدانند؛ رویکردی که هدف آن رونق تولید داخلی، سرمـــایهگـذاری عمومی در زیـــرســـاخــتهای غیرنظامی و تقویت دوباره توان نظامی است.
تابستان گذشته کاخ سفید مدعی شده بود که شاهد افزایشی تاریخی در دستمزد کارگران یقه آبی (کارگران فنی و خدماتی) بوده است.
کـــییــــر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، هدفگذاری قدیمی برای فرستادن نیمی از جوانان به دانشگاه را کنار گذاشته است. او میخواهد با اعمال محدودیت بر مهاجرت، فضا را برای آموزش کارآموزان بومی باز کند.
در آلمان نیز فریدریش مرتس امیدوار است تزریق بودجه به پروژههای راه، پل، انرژی و دفاع، باعث حفظ مشاغل فنی با دستمزد بالا شود؛ آن هم در دورانی که استخدام در صنعت خودروسازی رو به کاهش است.
با این حال، هنوز نشانهای نیست که این «رونق مشاغل کارگری» بتواند روند نزولی و طولانیمدت کارهای مهارتی و دستی را در کل بازار کار تغییر دهد.
بخش تولید در آمریکا پس از یک دوره کوتاه رونق بعد از کرونا، از سال ۲۰۲۳ به دلیل پیشرفت خودکارسازی و اخیرا فشار هوش مصنوعی، در حال از دست دادن نیروهای خود است. گزارشهای رسمی نشان میدهند از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، ۶۸ هزار شغل در این بخش نابود شده است. در همین بازه، اشتغال در معادن و صنایع نفت و گاز ۱۳هزار مورد کاهش یافت. حتی بخش ساختوساز که از ساخت مراکز داده سود میبرد، تنها ۱۴هزار شغل جدید ایجاد کرده است.
در آلمان نیز استخدامهای اخیر در بخش صنایع دفاعی نتوانسته است جای خالی ۵۰۰هزار شغل تولیدی را که از زمان پاندمی از بین رفتهاند، پر کند.
در بریتانیا، تعداد شاغلان بخش تولید و ساختمان نسبت به سال ۲۰۱۹ کمتر شده است، هرچند مشاغلی با حقوق پایینتر مثل حملونقل رشد داشتهاند. البته انتظار میرود افزایش بودجه دفاعی پس از اجرایی شدن قراردادها، به شهرهای محروم جانی تازه بدهد.
در این میان، برخی بخشها به شدت با کمبود نیروی ماهر و پیر شدن بدنه کارگری دست و پنجه نرم میکنند. جیم فارلی، مدیرعامل فورد، با گلایه از کمبود مدارس فنی در آمریکا گفته که این شرکت ۵ هزار جایگاه خالی برای تخصص مکانیک دارد. او تاکید کرده: «ما در این کشور با بحران جدی روبهرو هستیم.»
در بریتانیا که تقاضا برای ساخت مراکز داده بسیار بالاست، رقابت شدیدی برای جذب نیرو جریان دارد. نیل کرادن، مدیر یک شرکت کاریابی در حوزه زیرساخت، میگوید مشتریان او برای استخدام تعداد معدود تکنسینهای متخصص برق اضطراری با هم میجنگند.
آنها حالا سراغ کهنهسربازان ارتش یا مهندسان بیمارستان میروند که مهارتهای مشابه دارند، یا اینکه مجبورند خودشان از صفر به کارآموزان آموزش بدهند.
با وجود تمام این تحولات، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به احیای گسترده آن دسته از مشاغلی که مورد علاقه سیاستمداران و اتحادیهها است، تردید دارند؛ منظور همان کارهای پایدار در کارخانهها با حقوق خوب است که امنیت مالی خانواده را تضمین و محلهها را آباد میکرد.
بلافاصله پس از پاندمی، کارگران در بریتانیا و آمریکا که کمترین حقوق را داشتند، شاهد رشد سریعتر حقوقشان نسبت به کارکنان بخش اداری بودند. اما تورم و هزینههای زندگی، فشار زیادی به طبقه متوسط وارد کرد. حالا در آمریکا، فارغالتحصیلان دانشگاهی دوباره از نظر درآمدی از افراد با تحصیلات کمتر پیشی گرفتهاند.
کریستوفر پیساریدس، اقتصاددان بازار کار، معتقد است تولیدکنندگان اکنون به نیروی کار کمتر اما ماهرتر متکی هستند و این روند تغییر نخواهد کرد. او میگوید: «نمیتوان به کارگران همان دستمزد ۱۰ سال پیش را داد. چون قیمت محصول نهایی آنقدر گران میشود که دیگر کسی خریدار آن نخواهد بود.»
پیساریدس اضافه میکند افرادی که قبلا صنعت تولید را مسیر شغلی طبیعی خود میدیدند، حالا به مشاغل بیثبات در بخش خدمات مثل پیک یا خدمات نظافت روی آوردهاند. او میگوید: «این نوع مشاغل رشد میکنند، نه کارهای کارگری سنتی. اینها مشاغل غیررسمی هستند؛ جایی که شما فقط یک تیشرت میپوشید و ریسک شغلی بیشتری را تحمل میکنید.»این واقعیت تلخ و شکننده در مشاغل غیردانشگاهی، برخلاف این تصور عمومی است که میگوید مهارتهای دستی در برابر هوش مصنوعی مقاومتر از مشاغل اداری هستند. جفری هینتون که به پدرخوانده هوش مصنوعی معروف است، اخیرا توصیه کرده بود: «آموزش ببینید تا لولهکش شوید. افرادی مثل دستیاران حقوقی به زودی دیگر مورد نیاز نخواهند بود.»
اما تحلیلهای انجام شده توسط نهادهای معتبر در بریتانیا، نشان میدهد که مهارتهای دانشگاهی به این زودیها کنار نمیروند. این بررسیها نشان میدهد که ۸۰ درصد از نقشهای کلیدی برای توسعه هشت بخش صنعتی مهم دولت (از تولید پیشرفته تا انرژی پاک)، حداقل به مهارتهایی در سطح دانشگاه نیاز دارند.
دبی فیلیپس، مدیر عملیات مراکز داده در شرکت اکوئینیکس، میگوید تقاضا برای پیمانکاران در سایتهای این شرکت بسیار «نوسانی» است؛ او توضیح میدهد: «ممکن است برای چهار ماه به ۳۰۰ نفر نیاز داشته باشید و بعد از آن، این تعداد به شدت کاهش یابد.»
پل نواک، دبیرکل کنگره اتحادیههای کارگری بریتانیا، معتقد است دولت برای ایجاد اشتغال باکیفیت، باید به جای جذب شرکتهای بزرگ فناوری، اولویت را به انرژیهای پاک و صنایع سنتی بدهد.
از نظر او، گسترش شرکتهایی مثل تیکتاک در بریتانیا «تنها برای تعداد انگشتشماری شغل ایجاد میکند، مالیات کمی میپردازد و ارزش افزوده چندانی ندارد.»
منبع: Financial Times