دنیای اقتصاد-یاسین نمکچیان:شنبهشب خبر فوت بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس برجسته ایرانی، منتشر شد و علاقهمندان فرهنگ و هنر این سرزمین را در بهت فرو برد. این در حالی است که در روزهای اخیر بخشهایی از مصاحبهها و حرفهای قدیمی این چهره تاثیرگذار به ناگهان در شبکههای مجازی وایرال شده و واکنشهای گسترهای را به وجود آورده بود. آنچه بر بهرام بیضایی گذشت حکایت تلخی است از برخوردهای سلیقهای و دوگانه با مفاخر این مملکت. بهرام بیضایی چند بار از ایران رفت اما دوباره برگشت تا درنهایت سال ۱۳۸۹ ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد چون اجازه ندادند فیلم بسازد. بارها در مصاحبههای متفاوت گفته بود راهی برای گذران زندگی نداشته و مجبور شده تن به مهاجرت اجباری بدهد. وقتی تصمیم گرفت برود که از لحاظ معیشتی با چالش جدی روبهرو شد و به قول خودش نتوانست خانوادهاش را اداره کند. دیگر دریچهای به رویش باز نمانده بود اما با این حال عاشق ایران بود و از دور به تماشای وطن مینشست و در حسرت بازگشت دوباره میسوخت. کسی مانع ورودش به ایران نبود اما چگونه میتوانست برگردد. میگفت چه تضمینی وجود دارد اجازه بدهند کار کنم. این را بارها گفته بود اما حتی یک نفر چنین تضمینی نداده بود که برگردد و زیر آسمان اینجا کار کند و باقی عمر را بگذراند. طنین صدایش در لابهلای خبرها میپیچد که میگفت تنها اسم ایرانی بودن کافی نیست تا کسی را به ایرانی بودن تبدیل کند، هزاران سال تاریخ و فرهنگ غنی ایران است که ما را ایرانی میسازد و مسوولیتی بزرگ بر دوش ما میگذارد.