علی قمصری از استقرار خود در نیروگاه دماوند خبر داد؛
ساز ایرانی سپر برق تهران
قمصری مساله حمله به زیرساختها را از هر گونه تقابل نظامی مستقل میداند و میگوید بازسازی زیرساختها سالها طول میکشد و باید قبل از فاجعه انسانی به فکر بود. او تاکید کرد هنرمندان و دوستداران موسیقی برای دیدار و همراهی به نیروگاه دماوند نزدیک نشوند و صرفا از رسانهها این پویش را دنبال کنند، چرا که این مکان اولین هدف اعلام شده برای حمله است.این آهنگساز نوشته است: «همیشه هنرمندی مستقل، در کنار مردم و معترض در برابر جفاها بودهام و در طول عمرم لیستی بلندبالا از ممنوعیتهای کاری و مسافرتی و محدودیتها در نتیجه مواضعم به ویژه در ۱۴۰۱، داشته ام، در دی ماه نیز سوگواریام برای عزیزان کشته شده را با صدای بلند اعلام کردم. اما روحیهی اعتراضیام نمیتواند مانع وطن دوستیام باشد.»در ادامه این پیام آمده است: «در این روزها با حملهی جبرانناپذیر به زیرساختهای حیاتی کشور مانند پلها و کارخانههای صنعتی مواجهیم. اتفاقی که ایران و مردمش را برای تبدیل به عصر حجر، هدف گرفته است.آرزو دارم قبل از اینکه مرحله جدیتر جنگ زیرساختی، چراغ خانههای کشورم را خاموش کند، چراغ زندگی خودم خاموش شود. و آرزو دارم چشمانم هیچ گاه جدا شدن حتی یک وجب از خاکمان را نبیند.
من، همیشه بر سه اصل باور دارم: حلال خواری در زندگی شخصی، اعتراض با تکیه به ارادهی خویش، بیاعتمادی به دخالت خارجی. »علی قمصری نوشته است: «همان طور که در عمرم هیچ فرصتی را برای اجرای رایگان برای مردم و عشق ورزی خالص به اقوام از دست ندادهام و همیشه زیستم برای هم نوا بودن با شرایط اقشار مختلف، متوسط و به دور از مال اندوزی بوده، اگر مسالهی خاموشی برق جدیتر شود کاری خواهم کرد که برق چهل درصد تهران به جانم گره بخورد.
چون نیروگاه برق یعنی برق و آب و زندگی و خواهیم دید که میتوانم با کمک هنرمندان روی از بین نرفتن برق چهل درصد تهران موثر باشم.»او توضیح داد:«هدف جنگ به هیچ عنوان نجات نیست وای کاش مردم به این موضوع آگاه باشند برای من تقسیم کردن کودکان به خودی و غیر خودی معنا ندارد. کودک، بیگناهترین و زیباترین هدیهی یزدان بزرگ است.»در بخش پایانی این یادداشت آمده است: «پس از سوگواری برای کشته شدگان دی ماه، ریخته شدن خون دختران میناب، سوگواریام را دوچندان کرد.
پس بر خود واجب میدانم اگر درباره دی ماه سخن گفتم و سوگوار کشته شدگان شدم، دربارهی میناب سکوت نکنم. مردم ایران، با تکیه بر تاریخ چند هزار سالهشان بیشک به هوشیارانهترین شکل از این بحران دشوار عبور خواهند کرد. ما یک رسانه کاملا صادق و بیطرف در جهان، بیشتر نداریم… قلبمان.در هر برهه، قلبمان راه درست را به ما گوشزد میکند. رسانههای تندرو نمیتوانند ما را از قلبمان دور کنند. حتی همان انسانی که در آن رسانه حضور دارد نیز قلب دارد و حتما بالاخره صدای قلبش را خواهد شنید…آسیب دیدهایم. اما بلند میشویم…»