پرداختن به رمان کلاسیک در دانشکده اقتصاد

در این مدرسه بازرگانی فرانسوی، این بحث دیگر فقط ادبی نیست؛ بلکه بخشی از برنامه رسمی آموزش مدیریت و اخلاق حرفه‌ای است.

درس «درس‌هایی از متون بزرگ ادبی: مدیریت، کسب‌وکار و رهبری» که توسط استاد ادبیات آگات مزادری-گوژ تدریس می‌شود، آثار کلاسیکی مثل ادیسه هومر، گوژپشت نوتردام ویکتور هوگو و فرانکنشتاین مری شلی را به‌عنوان «مطالعه موردی مدیریتی» بررسی می‌کند.

دانشجویان باید قدرت، مسوولیت، رهبری و اخلاق را نه در اسلایدهای پاورپوینت، بلکه در رفتار شخصیت‌های ادبی تحلیل کنند. به گفته مسوولان دانشگاه، این درس بخشی از استراتژی کلان هوش مصنوعی آنهاست: آموزش کار با هوش مصنوعی همراه با تقویت توانایی‌های انسانی، تفکر انتقادی، همدلی و خودآگاهی.

چرا فرانکنشتاین مهم است؟ به باور استادان، بشر امروز مانند ویکتور فرانکنشتاین در حال خلق موجوداتی است که به‌تدریج از خالق خود مستقل می‌شوند؛ فقط این بار نام آنها «هوش مصنوعی» و «ربات» است.

دانشجویان یاد می‌گیرند پیش از سپردن تصمیم به ماشین، قضاوت انسانی داشته باشند. به بیان ساده: اول فکر کن، بعد برون‌سپاری کن.

در کلاس‌ها حتی قهرمانان اسطوره‌ای نیز زیر سوال می‌روند. دانشجویان درباره اولیس - قهرمان «اودیسه» - بحث می‌کنند: او استراتژیست بزرگی بود، اما در نهایت تنها به خانه برگشت. پس آیا مدیری خوب است که پروژه را نجات می‌دهد اما تیمش را از دست می‌دهد؟ این نگاه به دانشجویان کمک کرده هنگام استفاده از ابزارهایی مثل چت‌بات‌ها، از تایید بیش‌ازحد و خطای اعتماد جلوگیری کنند.

بحث‌ها فقط نظری نیست. دانشجویان نمونه‌های واقعی را هم بررسی می‌کنند؛ از جمله جنجال «حالت تند» چت‌بات گروک که کاربران آن را برای انتشار تصاویر آزاردهنده به کار گرفتند. سوال دوباره تکرار می‌شود: مقصر کیست؟ فناوری؟ کاربران؟ یا سازندگان؟ دانشجویان به این جمع‌بندی می‌رسند: فناوری ذاتا شرور نیست؛ اما جاه‌طلبی انسان می‌تواند آن را خطرناک کند. پیام «فرانکنشتاین» بعد از دو قرن هنوز کاربردی است: مشکل این نیست که تکنولوژی هیولا می‌سازد؛ مساله این است که رهبران آن تصمیم می‌گیرند خودشان هیولا نشوند.