امیدی شبیه انقلاب‌های داستانی

اما در کنار این اتفاقات سرگرم‌کننده، بد نیست جایگاه این سال در تاریخ را هم بررسی کنیم و اینکه چگونه زندگی واقعی گاهی بازتاب تاریک‌ترین جنبه‌های ادبیات می‌شود.

بسیاری از جوانانی که با داستان‌های پادآرمان‌شهری دهه ۲۰۱۰ بزرگ شدند، حالا احساس دژاوو دارند؛ گویی زندگی روزمره‌شان تحقق همان پیشگویی‌های تاریک است.

کافی است به صفحه نمایش‌ها نگاه کنیم: مراسم‌های پرزرق‌وبرق، از عروسی‌های میلیاردی تا جشن مت گالا، همزمان با بحران‌های فزاینده فقر و بی‌عدالتی جهانی.

بسیاری این وضعیت را با شهروندان کاپیتول در مجموعه «بازی‌های گرسنگی» اثر سوزان کالینز مقایسه کرده‌اند؛ نه فقط به خاطر مدهای اغراق‌آمیز، بلکه به دلیل نقش شرکت‌های عظیم در تشدید بحران‌ها.

کالینز گفته بود: «روایت داستان در جهانی آینده‌نگر به تو آزادی می‌دهد درباره چیزهایی که در زمان حال آزارت می‌دهد حرف بزنی.»

و واقعا، با وجود انتشار نخستین جلد در ۲۰۰۸، موضوع نابرابری طبقاتی در سال ۲۰۲۵ واقعی‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.

شباهت‌ها تنها به اقتصاد محدود نمی‌شود. فضای سیاسی امروز نیز یادآور رژیم‌های سرکوبگر در داستان‌های پادآرمان‌شهری است. ناامیدی سیاسی و اقتصادی باعث شده حتی نسل جوان هم حسرت «دوران ساده‌تر» را بخورد؛ نتیجه‌اش افزایش گرایش‌های محافظه‌کارانه در شبکه‌های اجتماعی است؛ از «مردان آلفا» تا «همسران سنتی».

این روند یادآور آینده تخیلی «سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت اتوود است؛ جهانی با سرکوب زنان، سلطه ایدئولوژیک و مقاومت.

 هیچ پادآرمان‌شهری بدون فناوری کامل نمی‌شود. با گسترش هوش مصنوعی، بسیاری واقعیت امروز را شبیه رمان علمی‌تخیلی می‌دانند. در ۲۰۲۴، جفری هینتون پس از ترک گوگل درباره خطرات استفاده سودمحور شرکت‌ها از هوش مصنوعی هشدار داد؛ همان «اخطار دانشمند» معروف در داستان‌ها.

حتی جهان «ماشین‌های اندیشمند» در رمان دان اثر فرانک هربرت دیگر چندان دور از ذهن نیست.

در سطح فردی، گسترش ابزارهایی مانند چت‌جی‌پی‌تی فرهنگ «راحتی» را تقویت کرده و به گفته منتقدان، تفکر انتقادی را کاهش داده است.

همراه با اتاق‌های پژواک آنلاین، این وضعیت باعث کاهش سواد رسانه‌ای و افزایش آسیب‌پذیری در برابر تبلیغات شده؛ موضوعی که در رمان جدید مجموعه «عطش مبارزه» نیز بر تحریف واقعیت به‌عنوان ابزار کنترل تاکید می‌کند.

با این حال، همه چیز تاریک نیست. پیروزی تاریخی زهران ممدانی به‌عنوان نخستین شهردار مسلمان و جنوب‌آسیایی‌تبار نیویورک نشانه‌ای از نارضایتی نسل جوان از فقدان نمایندگی سیاسی تلقی شد. مانند انقلاب‌هایی که در داستان‌های پادآرمان‌شهری می‌بینیم، این رخداد یادآور این است که هنوز می‌توان تاریخ تازه‌ای نوشت، و شاید این بار، پایان داستان را خود ما تعیین کنیم.