در گفتوگو با فعالان اقتصادی بررسی شد؛
جاماندگی از فناوری صنعتی
فرشته رضایی: «فناوری» روز دنیا به متغیر تعیینکننده بقای صنعت تبدیل شده است. اگرچه در دهههای گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در ایجاد ظرفیتهای صنعتی صورت گرفته و بسیاری از صنایع از نظر کمّی به بلوغ رسیدهاند، اما سطح بهکارگیری تکنولوژی روز دنیا در تولید صنعتی کشور با استانداردهای جهانی فاصله معناداری دارد. فاصلهای که مستقیما بر رقابتپذیری، کیفیت تولید، صادرات و حتی گردش نقدینگی بنگاهها اثر منفی گذاشته است.
بخش قابلتوجهی از ماشینآلات فعال در صنایع کشور عمری بیش از استانداردهای فنی دارند و نرخ نوسازی سرمایه ثابت صنعتی در سالهای اخیر به شدت کاهش یافته است. فعالان صنعتی میگویند میانگین نوسازی ماشینآلات صنعتی در دنیا بین ۷ تا ۱۰ سال است، اما در بسیاری از کارخانهها و واحدهای تولیدی کشور این عدد به بیش از دو دهه میرسد. نتیجه این وضعیت، افت بهرهوری، افزایش مصرف انرژی، کاهش کیفیت محصول و از دست رفتن بازارهای رقابتی است.
از سوی دیگر، محدودیت دسترسی به فناوریهای نوین، چه به دلیل تحریمها و چه به واسطه بیثباتی سیاستهای ارزی و تجاری، باعث شده صنایع کشور در موج جدید تحول دیجیتال، هوشمندسازی و استفاده از کلان دادهها و هوش مصنوعی عقب بمانند. این عقبماندگی تنها یک چالش فناورانه نیست؛ بلکه به گرهی مالی برای بنگاهها تبدیل شده است. واحدهایی که با فناوری قدیمی تولید میکنند، هزینه تمامشده بالاتری دارند، حاشیه سودشان محدودتر است و در نتیجه با بحران سرمایه در گردش مواجه میشوند.
در چنین شرایطی، رقابت با تولیدکنندگان منطقهای و جهانی بهطور فزایندهای دشوار شده است. چرا که «رونق تولید» بیش از آنکه به ظرفیت اسمی وابسته باشد، به توان نوسازی، جذب فناوری و پیوند با زنجیره ارزش جهانی گره خورده است. اگر سیاستگذار صنعتی نتواند مسیر نوسازی فناوری، تسهیل واردات ماشینآلات و تقویت سرمایهگذاری فناورانه را هموار کند، شکاف فناوری در صنعت ایران نه تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه به یکی از موانع اصلی رشد اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد. چند فعال صنعتی وضعیت برخورداری صنایع از تکنولوژی روز دنیا را در رشتههای مختلف تولیدی برای «دنیای اقتصاد» بازگو کردهاند که در ادامه نظراتشان آمده است.
عقب ماندگی در زنجیره تولید مس
وحید اسلامیان، رئیس انجمن مس ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت استفاده از فناوری در زنجیره تولید مس کشور، بیان کرد: اگر بخواهیم صادقانه وضعیت فعلی صنعت مس را با روندهای جهانی مقایسه کنیم، باید بپذیریم که در برخی بخشها پیشرفتهایی داشتهایم، اما در مجموع با عقبماندگی در حوزه فناوری مواجه هستیم؛ چالشی که تقریبا در تمامی حلقههای زنجیره، از بالادست تا پاییندست، قابل مشاهده است.
وی افزود: در حوزه بالادستی، یعنی اکتشاف و استخراج، یکی از چالشهای اصلی ما فرسودگی تجهیزات معدنی و محدودیت دسترسی به فناوریهای روز دنیا است. بخش قابلتوجهی از ماشینآلات و تجهیزات مورد استفاده در معادن مس، نیازمند نوسازی یا جایگزینی با فناوریهای جدید هستند. این در حالی است که برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و رسیدن به اهداف تولیدی، ناگزیر از بهروزرسانی این تجهیزات و استفاده از دانش فنی روز دنیا هستیم.
اسلامیان با اشاره به اهداف تعیینشده در برنامه هفتم پیشرفت، گفت: بر اساس این برنامه، تولید کاتد مس کشور باید از حدود ۳۰۰ هزار تن فعلی به رقمی بین ۸۰۰ هزار تا یکمیلیون تن در سال افزایش یابد. تحقق چنین هدفی بدون توسعه زیرساختها، سرمایهگذاری و بهکارگیری فناوریهای نوین عملا امکانپذیر نیست. ما در بازه زمانی محدودی باید تاسیسات، تجهیزات و ظرفیتهای فرآوری و ذوب را به سطحی برسانیم که پاسخگوی این افزایش تولید باشد. علاوه بر این، در بخش میانی زنجیره، یعنی فرآوری و تغلیظ نیز وضعیت مشابهی حاکم است. اگرچه برخی واحدها طی سالهای گذشته بهروزرسانیهایی انجام دادهاند، اما همچنان فاصله معناداری با استانداردهای جهانی وجود دارد. در حوزه پاییندستی نیز، اگر هدف توسعه صنایع مسی با ارزش افزوده بالاتر باشد، چارهای جز ورود فناوری، دانش فنی و تجهیزات مدرن نداریم.
رئیس انجمن مس ایران، تحریمها را یکی از عوامل اصلی جاماندگی دانست و گفت: محدودیتهای ناشی از تحریم، دسترسی ما به تجهیزات پیشرفته، فناوریهای نو و حتی خدمات فنی و مهندسی را با مشکل مواجه کرده است. البته باید پذیرفت که در سالهای گذشته، نگاه حاکمیتی به بخش معدن و صنایع معدنی به اندازه امروز جدی نبود و اهمیت این بخش، همتراز با صنایعی مانند نفت و گاز دیده نمیشد. در سالهای اخیر این نگاه در حال تغییر است و توجه به نقش راهبردی مواد معدنی، از جمله مس، بیشتر شده است. با این حال، همچنان نسبت به بسیاری از کشورهای رقیب در منطقه عقبتر هستیم.
استفاده از ماشینآلات دست دوم در بخش معدن
علی لواف فعال بخش معدن در گفتوگو با «دنیای اقتصاد»، با اشاره به وضعیت فناوری در بخش معدن کشور، بیان کرد: اگر بخواهیم جایگاه ایران را از نظر استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا در بخش معدن بررسی کنیم، باید با صراحت بگوییم که با عقبماندگی جدی مواجه هستیم؛ چالشی که تقریبا در همه بخشهای معدنی، از اکتشاف و استخراج گرفته تا حملونقل و فرآوری، قابل مشاهده است. این عقبماندگی حتی در سادهترین بخشها مانند ماشینآلات حملونقل معدنی نیز دیده میشود. امروز بسیاری از معادن کشور بهخاطر محدودیتهای ناشی از تحریمها از ماشینآلات دستدوم استفاده میکنند. ما امکان خرید مستقیم از شرکتهای بزرگ و معتبر دنیا مانند کوماتسو یا کاترپیلار را نداریم و ناچار به واردات ماشینآلات کارکرده هستیم که هم بهرهوری پایینتری دارند و هم هزینه نگهداری آنها بالاست.
لواف افزود: این مشکل فقط به ماشینآلات سنگین محدود نمیشود. حتی در اقلام مصرفی مانند لاستیکهای معدنی نیز شاهد استفاده گسترده از محصولات ارزانقیمت و بیکیفیت هستیم که عمر مفید بسیار پایینی دارند. وقتی این شرایط را در کنار سایر تجهیزات حفاری، بارگیری و استخراج قرار میدهیم، به وضوح مشخص میشود که ساختار سختافزاری معادن ما فرسوده و ناکارآمد است. این فعال بخش معدن با اشاره به ضعف ایران در حوزه فناوریهای نوین گفت: یکی از مهمترین ضعفهای ما، عدم استفاده از هوش مصنوعی و فناوریهای دیجیتال در معادن است. درحالیکه شرکتهای بزرگ معدنی جهان مانند ریوتینتو و بیاچ پی سالهاست روی هوش مصنوعی، تحلیل داده، بهینهسازی مصرف سوخت و افزایش بهرهوری ماشینآلات سرمایهگذاری کردهاند، ما هنوز در این حوزهها قدمهای جدی برنداشتهایم. همچنین در بسیاری از معادن بزرگ دنیا، از فناوریهای ماهوارهای و سیستمهای هوشمند برای اکتشاف ذخایر جدید، پایش زمین و حتی مدیریت ناوگان حملونقل استفاده میشود.
لواف با اشاره به دلایل این وضعیت گفت: یکی از دلایل مهم، پایین بودن نسبی هزینههای نیروی انسانی و انرژی در کشور است. وقتی هزینه سوخت و نیروی کار در مقایسه با استانداردهای جهانی پایینتر است، انگیزه معدنکار برای سرمایهگذاری در تجهیزات پیشرفته و فناوریهای نو کاهش پیدا میکند. این در حالی است که در کشورهایی مانند استرالیا، برزیل یا آفریقای جنوبی، هزینه بالای نیروی انسانی و الزامات سختگیرانه ایمنی، شرکتها را ناچار کرده به سمت اتوماسیون و فناوریهای نو حرکت کنند.
وی افزود: موضوع ایمنی نیز یکی از حلقههای مفقوده معادن ما است. بسیاری از تجهیزات ایمنی مدرن که در معادن بزرگ جهان به صورت الزامی استفاده میشود، در معادن ایران یا وجود ندارد یا استفاده از آن بسیار محدود است. در نگاه کوتاه مدت، شاید استفاده نکردن از این تجهیزات هزینهها را کاهش دهد، اما در بلندمدت، حوادث، کاهش بهرهوری و فرسایش نیروی انسانی، خسارتهای سنگینی به بخش معدن وارد میکند. تجربه بحران انرژی در کشور، که به تعطیلیهای مکرر و خسارتهای سنگین اقتصادی منجر شده، نمونه روشنی از تبعات عدم سرمایهگذاری بهموقع در فناوری و زیرساخت است. اگر امروز به فکر نوسازی و استفاده از فناوریهای نوین در بخش معدن نباشیم، در آیندهای نهچندان دور ممکن است به واردکننده مواد معدنی و محصولات بالادستی تبدیل شویم؛ موضوعی که برای کشوری با این حجم از ذخایر معدنی، یک چالش جدی محسوب میشود.

ضرورت نوسازی تجهیزات قدیمی فولاد
وحید یعقوبی، فعال صنعت فولاد، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت فناوری تولید فولاد در کشور و مقایسه آن با استانداردهای جهانی، بیان کرد: بیش از نیم قرن از آغاز فعالیت فولادسازی در ایران میگذرد، اما واقعیت این است که بخش عمده واحدهای فولادی موجود، بهویژه واحدهای بزرگ و مدرن، از دهه ۱۳۹۰ به بعد احداث شدهاند و از این منظر میتوان صنعت فولاد ایران را صنعتی نسبتا جوان دانست. جوان بودن این صنعت به آن معنا است که فناوری مورد استفاده در بسیاری از واحدهای فولادی کشور، جزو تکنولوژیهای قدیمی و فرسوده نیست. برای مثال، در بخش تولید آهن اسفنجی، عمده واحدهای فعال از فناوری «میدرکس» استفاده میکنند که یکی از فناوریهای رایج و به روز در سطح جهانی به شمار میرود. این فناوری هم از نظر بهرهوری تولید و هم از نظر مصرف انرژی، در سطح قابلقبولی قرار دارد و امکان رقابت با بسیاری از تولیدکنندگان جهانی را فراهم میکند.
یعقوبی با اشاره به وجود واحدهای قدیمیتر در زنجیره فولاد کشور تصریح کرد: البته نمیتوان منکر این واقعیت شد که برخی واحدهای فولادی کشور قدمت بالایی دارند و نیازمند بازسازی و نوسازی فناوری هستند. این واحدها طی سالهای اخیر فرآیند بازسازی و به روزرسانی کوره بلند خود را آغاز کردهاند و تلاش دارند با فناوریهای جدیدتر تطبیق پیدا کنند. این اقدامات نشان میدهد که حتی واحدهای قدیمی نیز ضرورت نوسازی فناوری را پذیرفتهاند.
وی ادامه داد: در مجموع، از نظر فناوری تولید، نمیتوان گفت صنعت فولاد ایران با عقبماندگی جدی نسبت به جهان مواجه است. بهویژه آنکه طی سالهای اخیر، بسیاری از اقلام، قطعات و تجهیزات مورد نیاز تولید فولاد که پیشتر وارداتی بودند، با راهبرد بومیسازی و توسعه فناوری داخلی، در داخل کشور تولید شدهاند. یکی از مصادیق بارز این روند، کاتالیستهای مورد استفاده در فرآیند تولید آهن اسفنجی است. یکی از مهمترین دستاوردهای این رویکرد، کاهش قابل توجه ارزبری تولید فولاد در کشور بوده است. به طور مشخص، در سال ۱۳۸۰ میزان ارزبری تولید هر تن فولاد حدود ۲۳۰ دلار برآورد میشد، اما این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۰ دلار کاهش یافته است. به بیان دیگر، با اجرای راهبرد بومیسازی، حدود ۱۹۰ دلار از ارزبری تولید هر تن فولاد کاسته شده که عددی بسیار معنادار در مقیاس ملی است.
وی در ادامه به ضرورت توسعه فناوریهای نوین اشاره کرد و گفت: با وجود این دستاوردها، نباید از تحولات جهانی صنعت فولاد غافل شویم. امروز صنعت فولاد دنیا به سمت تحول دیجیتال، هوشمندسازی و استفاده گسترده از هوش مصنوعی حرکت کرده است. این فناوریها در حوزههایی مانند معادن، خطوط تولید، مدیریت مصرف انرژی و افزایش بهرهوری نقش کلیدی ایفا میکنند و ما نیز باید در این حوزهها فعالتر ظاهر شویم. بدون تردید، توسعه این فناوریها نیازمند ارتباط مستمر با زنجیره جهانی تکنولوژی و تامینکنندگان اصلی دانش فنی است. در شرایط فعلی کشور و با وجود محدودیتهای بینالمللی، این ارتباطات بهسادگی قابل تحقق نیست، اما این مساله نباید مانع برنامهریزی و حرکت به سمت آینده شود.
فاصله لوازم خانگی با استانداردهای جهانی
علیرضا محمدی دانیالی عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت نوسازی و سطح فناوری در صنعت لوازم خانگی کشور، اظهار کرد: اگر بخواهیم با نگاهی واقعبینانه وضعیت صنعت لوازم خانگی ایران را از منظر برخورداری از فناوری روز دنیا بررسی کنیم، باید بپذیریم که این صنعت در حال حاضر بیش از آنکه در مسیر توسعه و نوسازی باشد، درگیر حفظ وضع موجود است؛ وضعیتی که در بلندمدت نمیتواند ضامن بقا و رقابتپذیری این صنعت باشد.وی افزود: صنعت لوازم خانگی ذاتا صنعتی تکنولوژیمحور است؛ از طراحی محصول گرفته تا ماشینآلات تولید، دانش فنی، مدیریت زنجیره تامین و حتی خدمات پس از فروش، همگی به طور مستقیم با سطح فناوری ارتباط دارند. متاسفانه بخش قابلتوجهی از واحدهای فعال در این صنعت، بهویژه واحدهای کوچک و متوسط، به فناوریهای روز دنیا دسترسی ندارند و با ماشینآلاتی فعالیت میکنند که نیازمند بازسازی و نوسازی جدی است.
محمدی دانیالی با اشاره به محدودیتهای بینالمللی تصریح کرد: یکی از ریشههای اصلی نبود فناوری روز در صنعت لوازم خانگی، قطع یا محدود شدن ارتباط با زنجیره جهانی صنعت است. در سالهای اخیر، نهتنها امکان خرید مستقیم ماشینآلات پیشرفته و فناوریهای نوین با دشواری مواجه شده، بلکه حتی ارتباطات ساده فنی، مانند تبادل اطلاعات، مکاتبات ایمیلی یا همکاریهای آموزشی و مهندسی نیز با موانع جدی روبهرو بوده است. صنعتی که ارتباطش با دنیا قطع شود، ناگزیر از حرکت با سرعتی بسیار کندتر از رقبا خواهد بود.
او افزود: بحرانهای ارزی، سیاستهای سختگیرانه در تخصیص ارز، فرآیندهای طولانی و بعضا نامطمئن تامین مالی، همگی فشار مضاعفی بر واحدهای تولیدی وارد کردهاند. در چنین شرایطی، طبیعی است که اولویت بسیاری از بنگاهها نه نوسازی و سرمایهگذاری بلندمدت، بلکه صرفا ادامه فعالیت و جلوگیری از توقف تولید باشد. این وضعیت اگرچه در کوتاهمدت قابل درک است، اما در بلندمدت صنعت را با خطر جدی مواجه میکند.
محمدی دانیالی در ادامه گفت: در صنعت لوازم خانگی ایران، بیش از ۶۰۰ شرکت با اندازهها و توانمندیهای متفاوت فعالیت میکنند. نیازهای فناوری این شرکتها یکسان نیست، اما یک واقعیت مشترک وجود دارد و آن هم نبود امکان نوسازی ماشینآلات و بهروزرسانی دانش فنی است. در بسیاری از واحدها، ماشینآلات قدیمی همچنان مورد استفاده قرار میگیرد و فرآیندهای تولید با استانداردهای نسلهای جدید فاصله دارد. او با اشاره به پیامدهای این وضعیت گفت: وقتی از فناوریهای روز دنیا استفاده نمیشود، این مساله مستقیما بر کیفیت محصول، بهرهوری تولید و در نهایت رقابتپذیری اثر میگذارد. شاخصهای صنعتی نیز نشان میدهد که صنعت ما از نظر سرعت رشد و بهرهوری، فاصله قابل توجهی با کشورهای پیشرو دارد. نمیتوان با تجهیزات نسلهای قدیمی، در یک رقابت جهانی که مبتنی بر سرعت، کیفیت و نوآوری است، موفق عمل کرد.
وی افزود: جهان امروز وارد نسلهای جدید انقلاب صنعتی شده است؛ هوش مصنوعی، روباتیک، اتوماسیون پیشرفته و مدیریت دادهمحور، ستونهای اصلی تولید در دنیا هستند. درحالیکه بسیاری از صنایع جهانی در حال حرکت به سمت نسل چهارم و حتی پنجم انقلاب صنعتی هستند، بخشی از صنایع ما همچنان درگیر فناوریهای نسل اول و دوم است. این شکاف فناورانه، به چالشی ملی در حوزه توسعه صنعتی تبدیل شده است. برای عبور از این وضعیت، صرفا نوسازی ماشینآلات کافی نیست. مدیریت صنعتی، مدلهای تجاری و نگاه به بازار نیز باید به روز شود. بنگاهها نباید بازار خود را به یک یا دو کشور محدود کنند، بلکه باید در یک فضای رقابتی جهانی حضور فعال داشته باشند؛ چه در واردات فناوری و مواد اولیه و چه در صادرات محصول نهایی.
محمدی دانیالی در پایان گفت: ایران مزیتهای رقابتی مهمی دارد؛ نیروی کار نسبتا ارزان، دسترسی به انرژی با هزینه پایینتر و بازار داخلی قابلتوجه. اما این مزیتها در غیاب فناوری روز و مدیریت مدرن، به تنهایی نمیتوانند ضامن توسعه باشند. اگر نوسازی و بازسازی صنعت لوازم خانگی بهصورت جدی در دستور کار قرار نگیرد و ارتباط موثر با شبکه جهانی صنعت برقرار نشود، استمرار تولید با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. آیندهنگری، سرمایهگذاری در فناوری و رهایی مدیران از روزمرگی، شرط بقای این صنعت در سالهای پیش رو است.