سد رشد قیمت نفت

قیمت نفت با آغاز تهاجم دوم آمریکا و اسرائیل به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، با جهش قیمتی روبه‌رو شد. روند افزایشی قیمت نفت منجر به رسیدن قیمت نفت به سطح بیش از ۱۱۴ دلار شد. با این حال، سوال مهم این است که قیمت این کالای استراتژیک تا چه سطحی بالا خواهد رفت؟ آیا روند افزایش قیمت در آینده نیز ادامه خواهد یافت؟ رابین جی. بروکس، اقتصاددان ارشد اندیشکده بروکینگز در یک یادداشت به بررسی این سوالات پرداخته است. رابین بروکس اشاره کرده که قیمت‌ها به طور عمومی آینده‌نگر هستند؛ اگرچه تصور فعالان بازار از آینده ممکن است اشتباه از آب دربیاید، اما این به این معنا نیست که قیمت نفت به صورت پیوسته صعودی خواهد بود. در ادامه این مطلب، متن یادداشت بروکس آمده است.

یکی از چیزهایی که پس از حمله روسیه به اوکراین یاد گرفتم این است که بخش جهانی نفت که شامل شرکت‌های نفتی غربی، مالکان کشتی و کشورهای تولیدکننده نفت می‌شود از هر نوع اختلال در مدل کسب‌وکار خود بیزار است. در سال ۲۰۲۲، این موضوع را به ندرت می‌شد آشکارا بیان کرد، چون ممکن بود به‌عنوان مماشات در برابر تجاوز روسیه تلقی شود. در عوض، پیش‌بینی‌های آخرالزمانی مطرح شد که می‌گفتند اگر گروه هفت (G۷) سقف قیمتی بر نفت روسیه اعمال کند، قیمت نفت به ۳۸۰ دلار خواهد رسید. این سقف اعمال شد و آن پیش‌بینی‌ها کاملا اشتباه از آب درآمدند. زیرا در واقع پیش‌بینی نبودند؛ بلکه نوعی لابی‌گری صنعتی از طریق ترساندن بودند.

در چه شرایطی نفت به بیش از ۱۵۰ دلار می‌رسد؟

این پیش‌بینی‌ها این بار هم در قالب پیش‌بینی‌های آخرالزمانی درباره قیمت نفت مطرح شده‌اند؛ یعنی همان رفتار همیشگی بخش جهانی نفت. اکنون یک هفته از اجرای محاصره گذشته و قیمت‌ها به میزانی که پیش‌بینی می‌شد جهش نکرده‌اند. در عوض، وارد مرحله مذاکره درباره شرایط بازگشایی تنگه هرمز شده‌ایم. این روند پیچیده است و با عقب‌گردهایی همراه خواهد بود. اما هر دو طرف در حال گفت‌وگو هستند، که بی‌نهایت بهتر از جنگ است و تا حد زیادی نتیجه محاصره آمریکا است. دیدگاه من همچنان این است که آتش‌بس برقرار خواهد ماند و جنگ به پایان رسیده است. این نسخه سال ۲۰۲۶ از همان پیش‌بینی ۳۸۰ دلاری است و از سوی همان افراد مطرح می‌شود. در یک ماه گذشته با این استدلال مخالفت کرده‌ام. برای اینکه قیمت نفت به ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار برسد، باید یا فرض کنید حجم صادرات نفت از کشورهای حاشیه خلیج فارس تقریبا به صفر می‌رسد، یا کشش قیمتی تقاضا به‌طور غیرواقعی پایین باشد. اقتصاد جهانی بسیار قوی‌تر و مقاوم‌تر از چیزی است که لابی‌گران بخش نفت ادعا می‌کنند.

آیا قیمت‌های آتی دستکاری شده‌اند؟

نفت اساسا در بازار قراردادهای آتی معامله می‌شود و افراد بسیار کمی به‌صورت «فیزیکی» (یعنی خرید و فروش بشکه واقعی) معامله می‌کنند. وقتی قیمت‌های آتی کاهش یافت، کسانی که پیش‌بینی‌های آخرالزمانی کرده بودند، ادعا کردند بازار «کاغذی» اختلالات واقعی را در قیمت لحاظ نمی‌کند و دستکاری شده است و به‌جای آن، باید به «برنت تحویلی» (قیمت نقدی نفت) توجه کرد. اما قیمت برنت تحویلی به تازگی به‌شدت و حتی بیشتر از قیمت قرارداد آتی ماه آتی کاهش یافت، بنابراین دیگر سیگنال متناقضی وجود ندارد. تفاوت خاصی بین نفت «فیزیکی» و «کاغذی» وجود ندارد؛ هر دو با سیگنال مذاکرات کاهش یافته‌اند.

هر زمان بازارها مسیر مورد انتظار بسیاری را دنبال نمی‌کنند، فریاد «دستکاری بازار» بلند می‌شود. این اتفاق اکنون هم در حال رخ دادن است و جای تعجب ندارد. دیدگاه من این است که این بحث تا حد زیادی بی‌اهمیت شده، زیرا فاصله بین قیمت برنت تحویلی و قرارداد آتی ماه نزدیک به‌شدت کاهش یافته است. تقریبا به جایی بازگشته‌ایم که بازار فیزیکی و کاغذی یکسان هستند. نکته مهم این است که بخش زیادی از این کاهش فاصله به دلیل افت قیمت برنت تحویلی بوده است. این برخلاف روایت رایجی است که می‌گوید کمبود فیزیکی باعث افزایش مداوم قیمت برنت می‌شود و قراردادهای آتی مجبور به دنبال کردن آن هستند. این ادعا در هفته‌های اخیر به‌وضوح رد شده است. فصل پایانی این درگیری هنوز نوشته نشده است. اگر مذاکرات صلح شکست بخورد، ممکن است قیمت نفت برای مدتی افزایش یابد. اما می‌دانیم که مجموعه‌ای از افسانه‌ها رد شده‌اند، از جمله این ادعا که قیمت «فیزیکی» نفت نسبت به اخبار مصون است.  

ایران تنگه هرمز را بسته است و آمریکا نیز ایران را محاصره کرده است. این یک رویارویی کلاسیک و طولانی است و مشخص نیست چقدر طول می‌کشد. اما یک نکته باید برای همه روشن باشد: کوچک‌ترین نشانه پیشرفت در مذاکرات صلح باعث سقوط قیمت نفت می‌شود، و این فقط مربوط به قراردادهای آتی نیست. قیمت نفت برنت تحویلی و قرارداد آتی ماه بعدی، هر دو چند هفته پیش با توقف درگیری‌ها و آغاز مذاکرات به‌شدت کاهش یافتند. ما هنوز در این مرحله مذاکرات هستیم که احتمالا با توافقی برای بازگشایی تنگه پایان می‌یابد. تنها عدم قطعیت زمان آن است، نه اصل وقوع آن.

 بازارها آینده‌نگر هستند. در واقع، این دقیقا ذات بازارهاست. اگر فکر می‌کنید چیزی در آینده بالا می‌رود چون امروز به‌درستی قیمت‌گذاری نشده، آن را می‌خرید و منتظر افزایش قیمت می‌مانید. این‌گونه پول درمی‌آورید. اما بسیاری از بحث‌ها درباره تنگه هرمز خلاف این منطق است. مرتب می‌شنوم که افراد ادعا می‌کنند هر روزی که تنگه بسته بماند قیمت نفت به‌طور تدریجی و روزبه‌روز بالا می‌رود. این استدلال برایم گیج‌کننده است، زیرا اگر بازارها آینده‌نگر باشند، افزایش تدریجی قیمت نفت نمی‌تواند وجود داشته باشد. بازارها بهترین حدس خود را درباره مدت بسته ماندن تنگه می‌زنند و سپس قیمت‌ها را همین امروز به سطحی می‌رسانند که تقاضا با عرضه محدود هماهنگ شود. به همین دلیل قیمت نفت هفته‌ها پیش به‌شدت افزایش یافت و به همین دلیل در سطح بالایی باقی مانده است. البته ممکن است بسته ماندن تنگه طولانی‌تر از انتظار اولیه بازارها باشد. با گذشت زمان، بازارها برآورد خود را به‌روزرسانی می‌کنند، اما همان‌طور که در هفته‌های اخیر دیده‌ایم، این روند می‌تواند در هر دو جهت حرکت کند. هر نشانه‌ای از پیشرفت در مذاکرات صلح باعث سقوط قیمت نفت می‌شود. مسیر یک‌طرفه‌ای برای افزایش قیمت نفت وجود ندارد. در نهایت، همه اینها به این برمی‌گردد که قیمت نفت تا چه حد افزایش می‌یابد و اینکه آیا اختلال در تنگه هرمز از هفته‌ها پیش کاملا در قیمت‌ها لحاظ شده یا نه.

یک دیدگاه در بسیاری از تحلیل‌ها درباره محاصره دیده می‌شود که مرا به ماه‌های ابتدایی پس از تهاجم روسیه به اوکراین یادآوری می‌کند. در آن زمان، ولادیمیر پوتین اغلب به‌عنوان یک نابغه در رسانه‌های غربی تصویر می‌شد، درحالی‌که محاصره یا تحریم‌ها غیرعملی تلقی می‌شدند. همین الگو اکنون نیز تکرار می‌شود. بخشی از دلیل آن این است که داده‌های خوبی درباره ایران در دسترس نداریم، درحالی‌که درباره سایر کشورها داده‌های زیادی وجود دارد. بنابراین به‌راحتی می‌توان درباره آسیب دیدن اقتصاد جهانی صحبت کرد، درحالی‌که نمی‌دانیم در ایران چه می‌گذرد. این شکاف اطلاعاتی باعث تحریف درک ما می‌شود. نبود داده به معنای خوب بودن شرایط نیست.

عربستان چقدر از جنگ آسیب دید؟

عربستان سعودی بزرگ‌ترین صادرکننده نفت در خلیج فارس است و به نظر می‌رسد به نحوی آسیب ندیده است که عرضه خود را تا سطح زیادی کاهش داده باشد. قیمت نفت برنت و حجم صادرات با هم ضرب می‌شوند و به درآمد سالانه صادراتی عربستان تبدیل می‌شود. در حالت پیش از جنگ، قیمت برنت ۶۰ دلار و حجم صادرات ۷‌میلیون بشکه در روز است که درآمد سالانه ۱۵۰‌میلیارد دلار را نشان می‌دهد. در وضعیت فعلی، قیمت برنت ۱۱۰ دلار و صادرات ۵‌میلیون بشکه در روز است که درآمد ۲۰۰‌میلیارد دلار ایجاد می‌کند. تولید ناخالص داخلی اسمی عربستان در سال‌های اخیر حدود یک تریلیون دلار بوده، بنابراین این افزایش معادل ۵ درصد GDP است. اگر قیمت برنت ۱۰۰ دلار باشد، این سود به۳ درصد GDP کاهش می‌یابد. قیمت باید تا ۸۰ دلار سقوط کند تا عربستان با صادرات ۵‌میلیون بشکه در روز همان درآمد قبل از جنگ را به دست آورد. بنابراین نیازی به خطوط سوآپ آمریکا نیست. عربستان به‌تنهایی می‌تواند منطقه را تثبیت کند و با مشکلات مالی کوتاه‌مدت کنار بیاید. خطوط سوآپ آمریکا بیشتر حمایتی نمادین را نشان می‌دهند تا یک ضرورت واقعی برای اقتصاد عربستان.