بزرگترین صنعتگر روسیه از چشمانداز تاریک کشورش پرده برداشت
انقلاب۱۹۱۷ در کمین کرملین؟
این نخستین بار پس از فروپاشی شوروی است که یک الیگارش روس با چنین جزئیاتی از چشمانداز تاریک کشورش پرده برمیدارد. ملنیچنکو که همواره طبق قاعده نانوشته کرملین یعنی «کسب درآمد و دوری از سیاست» عمل کرده، اکنون به دلیل عمیق شدن خودکامگی و سقوط کشور زبان به سخن گشوده است.
نشانههای بازگشت تبعات جنگ به داخل خاک روسیه غیرقابل کتمان است؛ حملات پهپادی اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه به صفهای سوخت منجر شده، شبهجزیره کریمه منزوی گشته و بسیج اجباری ارتش به نارضایتیها دامن زده است.
این واقعیتها، ادعاهای پوتین مبنی بر پیشرفت موفقیتآمیز «عملیات ویژه» را به چالش میکشد؛ چرا که جامعه روسیه بیش از پیش احساس میکند کشور به بنبست رسیده است.
این صنعتگر عملگرا با ترسیم سناریوهای بلندمدت، به غرب هشدار میدهد که آرزوی سقوط روسیه به ورطه هرجومرج، خودکفایی بیرحمانه یا وابستگی خطرناک را نداشته باشد؛ چرا که تقابل جنگسالاران برای کنترل سلاحهای هستهای، جهانی ناامنتر خواهد ساخت. او سه سناریوی تیره پیشروی آینده روسیه میبیند: نخست، سلطه چین بر روسیه به عنوان منبع ارزان مواد اولیه؛ دوم، تبدیل شدن به کشوری وابسته، فقیر و منزوی در حاشیه اروپا؛ و سوم، گرایش به الگوی کرهشمالی یعنی ایجاد یک «قلعه بسته تحت محاصره» و در وضعیت جنگ دائمی با جهان. راهکار ملنیچنکو برای خروج از این وضعیت، منسجم اما مصلحتجویانه است. او از غرب میخواهد که جنگ را تا نقطه اوج پیش نبرند و با اعطای «حق حاکمیت» (مشابه اصل عدم مداخله چین)، راه همزیستی با روسیه را بیابند. در داخل نیز، او بهطور ضمنی خواهان تفویض قدرت و پایان دادن به حکومت تکنفره پوتین است، هرچند صراحتا از دموکراسی نام نمیبرد.
با این حال، هرگونه اصلاح ساختاری در روسیه با سد محکم «سکوروکراتها» (امنیتیسالاران) برخورد خواهد کرد؛ یعنی همان قدرتمندانی که نرمال شدن روسیه را به ضرر منافع خود میدانند. پوتین اکنون در میان سهراهیِ ادامه جنگ فرسایشی، تشدید تنش با ناتو (حتی تا مرز استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی) یا تن دادن به اصلاحات گرفتار شده که هر سه هزینهای گزاف دارند. تاریخ روسیه در جنگ ۱۹۰۵ با ژاپن نشان میدهد که چگونه عقبماندگی ناشی از استبداد، تزار را مجبور به عقبنشینی و پذیرش اصلاحات (مانیفست اکتبر) کرد؛ اما سرکوب بعدی آن اصلاحات، در نهایت به انقلاب ۱۹۱۷ و سقوط کامل رژیم انجامید؛ درسی تاریخی که نشان میدهد روسیه امروز، بیش از هر چیز به اصلاحاتی ماندگار نیاز دارد.