المانیتور به بازخوانی نقش بازیگران داخلی در پازل جدید بیروت پرداخته است
لبنان در برزخِ «آتشبس» یا «صلح دائمی»؟
«بئاتریس فرحات» در گزارش دیروز شنبه در المانیتور نوشت، هفته گذشته، «ندا حماده معوض»، سفیر لبنان در ایالات متحده، و «یشیل لیتر»، همتای اسرائیلی او، برای گفتوگو در وزارت امور خارجه در واشنگتن دیدار کردند تا زمینه را برای مذاکرات مستقیم فراهم کنند. این اولین تبادل نظر مستقیم بین دو طرف در دهههای گذشته بود. با این حال، وضعیت پس از جنگ به چشمانداز تصمیمگیری پراکنده لبنان بستگی دارد؛ جایی که بازیگران متعددی برنامههای خود را پیش میبرند.

1. رئیسجمهور جوزف عون
از زمان به قدرت رسیدن در ژانویه۲۰۲۵، عون بارها متعهد شده است که برای تضمین کنترل تسلیحات توسط دولت تلاش کند و با درخواستهای غربی و عربی برای کاهش نفوذ حزبالله در این کشور همسو باشد. عون در موارد متعدد آمادگی کشورش را برای مذاکره با اسرائیل برای پایان دادن به خصومتها در این کشور ابراز کرده است. ارتش اسرائیل پس از حمله موشکی حزبالله در ۲ مارس، حملات خود را در سراسر لبنان گسترش داد. اسرائیل با در پیش گرفتن «دکترین ضاحیه» نظامی و غیرنظامی را هدف قرار میداد. حتی قبل از درگیریهای شدید اخیر، اسرائیل بهرغم آتشبس نوامبر۲۰۲۴ برای پایان دادن به دور قبلی درگیریها، تقریبا هر روز حملاتی را در جنوب لبنان و دره بقاع شرقی انجام میداد. اسرائیل ادعا کرد که این حملات تلاشهای حزبالله برای تجدید تسلیحات را هدف قرار داده است. عون روز جمعه در سخنانی خطاب به گروهی از قانونگذاران، آتشبس اخیر را به عنوان «دروازهای برای ادامه مذاکرات» ستود و افزود: «مذاکرات مستقیم ظریف و حیاتی هستند و مسوولیت ملی باید در مرحله آینده یکپارچه شود». رئیسجمهور لبنان فرمانده کل نیروهای مسلح لبنان است، اما او اختیار تصمیمگیری در مورد جنگ و صلح را ندارد؛ زیرا این امر در صلاحیت کابینه است.

2- نواف سلام، نخستوزیر
نواف سلام، نخستوزیر، به عنوان منتقد اصلی حزب الله ظاهر شده است. او بارها تصمیم این گروه را برای نبرد با اسرائیل محکوم کرده و اخیرا حزب الله را به کشاندن کشور به یک جنگ منطقهای متهم کرده است. در زمان سلام، دولت فشار خود را بر حزبالله افزایش داده و در ۲ مارس، در پاسخ به حمله موشکی حزبالله به اسرائیل، فعالیتهای این گروه را غیرقانونی اعلام کرد. مواضع او باعث شد که هواداران حزبالله بارها او را به جاسوسی برای اسرائیل و خائن بودن متهم کنند. دولت هرگونه مذاکره با اسرائیل را طبق قانون اساسی لبنان مدیریت خواهد کرد. با این حال، اختلافات درون کابینه بین وزرای همسو با حزبالله و متحدان آنها و دیگران، هرگونه توافق بلندمدت را تضعیف میکند.

3. نبیه بری، رئیس پارلمان
نبیه بری از سال۱۹۹۲ بهعنوان رئیس پارلمان خدمت کرده و همین باعث شده او به یکی از دیرپاترین روسای مجلس در لبنان تبدیل شود. او همچنین رهبری جنبش شیعه امل، متحد اصلی حزب الله در این کشور را بر عهده دارد. اگرچه بری و حزبش ایدئولوژیها و مواضع مشترکی با حزبالله دارند، اما این سیاستمدار کهنهکار اغلب نقش دیپلماتیکتری ایفا میکند و سعی در ایجاد تعادل بین احزاب رقیب در لبنان دارد. او در مذاکرات از طرف حزبالله صحبت و بهعنوان میانجی بین این گروه و بازیگران خارجی عمل میکند، از جمله در جریان مذاکرات با میانجیگری ایالات متحده که منجر به آتشبس نوامبر۲۰۲۴ شد. هفته گذشته، بری، متحد نزدیک خود، علی حسن خلیل، نماینده مجلس، را به عربستان سعودی فرستاد. اگرچه اطلاعات کمی در مورد دستور کار خلیل وجود دارد؛ اما بری ممکن است در تلاش باشد تا از طریق ریاض نفوذ خود را افزایش دهد؛ زیرا ریاض به دنبال بازیابی نقش خود بهعنوان یک عامل قدرت در این کشور است. عربستان سعودی در دهه۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ نفوذ زیادی در لبنان داشت، اما نفوذ این کشور با ظهور حزبالله کاهش یافت.

4. حزبالله
حزبالله حتی پس از دو دور جنگ با اسرائیل در عرض دو سال، همچنان قویترین بازیگر غیردولتی در لبنان است. از زمان تاسیس آن در اوایل دهه ۱۹۸۰ برای مبارزه با اشغال لبنان توسط اسرائیل، این گروه دههها نفوذ در کشور داشته و به تنهایی در مورد جنگ و صلح تصمیم میگیرد. سلاحهای حزبالله بهعنوان چالش اصلی مذاکرات یا آتشبس دائمی مطرح شده است. این گروه بارها دولت را بهدلیل تلاش برای مهار نفوذش، از جمله تلاش برای حذف سلاحهایش، محکوم کرده است. حزبالله زرادخانه خود را بهعنوان وسیلهای اساسی برای مقاومت میداند که ریشه در تاریخ درگیری و رنج جامعه شیعه جنوب از دست اسرائیل دارد. حزبالله در بیانیهای در روز جمعه اعلام کرد که درحالیکه مراقب نقض آتشبس توسط اسرائیل است، «انگشت خود را روی ماشه» نگه خواهد داشت. این گروه بر «تعهد خود به گزینه رویارویی و دفاع مداوم از کشور و پایبندی به تعهد خود مبنی بر «نبرد تا آخرین نفس» تاکید کرد.»

5. نیروهای سیاسی
احزاب سیاسی از طریق قانونگذاران و وزرای خود از نفوذی در سطح تصمیمگیری برخوردارند و میتوانند پایگاههای مردمی خود را بسیج کنند و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند. حزبالله توسط تعدادی از احزاب سیاسی لبنان حمایت میشود. علاوه بر جنبش امل بری، «حزب سوسیال ناسیونالیست سوریه» نیز از نظر تاریخی با این گروه شیعه بر سر خصومت مشترکشان با اسرائیل همسو بوده است. «جنبش میهنی آزاد مسیحی»، که زمانی با حزبالله متحد بود، اخیرا مواضع مبهمتری اتخاذ کرده و از این گروه بهدلیل ورود به جنگ و روابطش با ایران انتقاد کرده است. ولید جنبلاط، رهبر دروزیها و رئیس سابق حزب سوسیالیست مترقی، نیز اخیرا مواضع حزب را تغییر داده است. بهدلیل پویاییهای منطقهای فعلی، به نظر میرسد که او در کنار دولت قرار گرفته و بارها خواستار خلع سلاح حزبالله شده است. چندین حزب سیاسی مدتهاست که با حزبالله و سلاحهای آن مخالف هستند و برای کنترل دولتی بر سلاحهای موجود در کشور تلاش میکنند، از جمله «نیروهای مسیحی لبنان» به رهبری سمیر جعجع و «حزب کتائب» به رهبری سامی جمیل.

6. رودولف هیکل، فرمانده ارتش
ارتش لبنان که بهدلیل تجهیزات قدیمی و نداشتن پدافند هوایی، قابلیتهای محدودی دارد، در حاشیه جنگ بین اسرائیل و حزبالله قرار دارد. طبق آتشبس نوامبر۲۰۲۴، نیروهای لبنانی در کنار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب مستقر شدند و وظیفه برچیدن پایگاههای نظامی حزبالله در منطقه را بر عهده داشتند. همچنین به ارتش دستور داده شد تا حزبالله را خلع سلاح و بر اساس طرحی که سپتامبر گذشته پیش از آغاز خصومتها در ماه مارس تهیه شده بود، کنترل دولتی بر تسلیحات کشور را برقرار کند. با این حال، رودولف هیکل، فرمانده نیروهای مسلح لبنان، در هفتههای اخیر مورد انتقاد قرار گرفته و متهم به متوقف کردن روند خلع سلاح شده است. هیکل تاکید کرده که تسریع روند مصادره سلاحها میتواند منجر به درگیریها و بحرانهای داخلی شود. بنابراین، به نظر میرسد ارتش با احتیاط بین جناحهای رقیب در کشور و همچنین حمایت خارجی که به شدت به آن متکی است، در تعامل است.

7. مذاکرهکنندگان بالقوه
دیپلماتها نیز مطمئنا در مذاکرات بین اسرائیل و لبنان نقشی ایفا خواهند کرد. ندا حماده که در ژوئن 2025 بهعنوان سفیر در ایالات متحده منصوب شد، سهشنبه گذشته نماینده لبنان در مذاکرات با طرف اسرائیلی در واشنگتن بود. او در بیانیهای این جلسه را «سازنده» توصیف کرد و گفت که تاریخ و مکان دور دوم مذاکرات بعدا اعلام خواهد شد. در همین حال، سایمون کرم، سفیر سابق لبنان در ایالات متحده، در مذاکرات غیرنظامی با اسرائیل در دسامبر گذشته در ناقوره شرکت داشت.
آتشبس؛ دیپلماسی آمیخته با خشونت
دکتر «رمزی بارود» در یادداشتی در «میدل ایست مانیتور» نوشت، اگرچه آتشبس لبنان در 12بامداد جمعه 28فروردینماه اعلام شد، اما واقعیت بسیار متفاوت است. این آتشبس نه محصول دیپلماسی آمریکا بود و نه محاسبات استراتژیک اسرائیل. این آتشبس در نتیجه فشار مداوم ایران حاصل شد. واشنگتن، تلآویو و متحدان آنها -از جمله برخی در داخل خود لبنان - همچنان این واقعیت را انکار میکنند. اذعان به نقش ایران به معنای پذیرش این است که یک سابقه تاریخی ایجاد شده است: برای اولین بار، نیروهای مخالف ایالات متحده و اسرائیل موفق شدهاند شرایطی را به هر دو تحمیل کنند.
این یک گسست استراتژیک است. اما این تنها تغییر اساسی در حال وقوع نیست: رویکرد اسرائیل به جنگ و دیپلماسی نیز در حال تغییر است. پس از شکست در کسب پیروزی از طریق خشونت فراگیر، اسرائیل بهطور فزایندهای برای تحمیل نتایج سیاسی به دیپلماسی قهری روی آورده است؛ یعنی دستیابی به آنچه را که در میدان نبرد نتوانسته است تحمیل کند، بتواند از طریق دیپلماسی تحمیل کند. «دیپلماسی» اسرائیل با معنای متعارف این اصطلاح مطابقت ندارد. این نه مذاکره بین افراد برابر است و نه پیگیری واقعی صلح. بلکه دیپلماسی آمیخته با خشونت است: ترور، محاصره اقتصادی، اجبار سیاسی و دستکاری سیستماتیک اختلافات داخلی در جوامع مخالف. این دیپلماسی بهعنوان امتداد جنگ با ابزارهای دیگر است. به همین ترتیب، تصور اسرائیل از «میدان نبرد» اساسا متفاوت است. هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی نه تصادفی است و نه صرفا «خسارت جانبی»، بلکه در نفس خود یک استراتژی اساسی است. هیچ جا این موضوع به اندازه غزه واضح نیست.
از لبنان در سال۲۰۰۶ تا جنگهای مکرر علیه غزه (۲۰۰۹-۲۰۰۸، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴، ۲۰۲۱ و نسلکشی مداوم از سال ۲۰۲۳)، اسرائیل در دستیابی به پیروزیهای استراتژیک قاطع شکست خورده است. اسرائیل نه تنها نتوانسته به اهداف نظامی اعلامشده خود دست یابد، بلکه نتوانسته قدرت آتش قاطع - حتی نسلکشی - را به دستاوردهای سیاسی پایدار تبدیل کند. نتانیاهو میداند که این جنگها را نمیتوان به طور نامحدود ادامه داد. با این حال، پایان دادن به آنها بدون پیروزی، عواقب حتی بزرگتری را به همراه خواهد داشت: فروپاشی دکترین بازدارندگی اسرائیل و به طور بالقوه، از هم پاشیدن پروژه گستردهتر تسلط منطقهای این رژیم.