بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه‌ ۲۰۳۰

برای مثال، نیروی دریایی ایالات متحده دکترین «عملیات دریایی توزیع‌شده» (DMO) را اتخاذ کرده است که به کشتی‌هایش اجازه می‌دهد با پراکندگی بیشتری عمل کنند، درحالی‌که همچنان به آنها اجازه می‌دهد آتش را متمرکز کنند. نیروی هوایی ایالات متحده دکترین «عملیات رزمی چابک» (ACE) را توسعه داده که بر اساس آن، دسته‌های کوچک هواپیما در عملیات‌های سیار شرکت می‌کنند و برای مدت کوتاهی از پایگاه‌های هوایی ساده عملیات انجام می‌دهند و سپس برای بارگیری مجدد و تامین مجدد [تسلیحات] به پایگاه‌های عملیاتی اصلی بازمی‌گردند. «سپاه تفنگ‌داران دریایی ایالات متحده» بسیاری از واحدهای خود را در «هنگ‌های رزمی ساحلی» که قادر به پشتیبانی از «عملیات پایگاه پیشرفته اعزامی» هستند، سازماندهی مجدد کرده است که پرسنل پیاده‌نظام دریایی را با تجهیزات مربوط به نبرد هوایی و دریایی ترکیب می‌کند و آنها را برای عملیات موقت در موقعیت‌های مقدم قرار می‌دهد.

بااین‌حال، اصلاحات در استراتژی و نیروها در بسیاری از موارد مبهم و تدریجی بوده و به‌جای جامع بودن، به رویه یا سازمان موجود پیوند خورده است. به‌استثنای «هنگ‌های رزمی ساحلی سپاه تفنگ‌داران دریایی»، این نیروها از هرگونه سازماندهی مجدد اساسی گسترده‌تر در نیروها برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر حملات موشکی یا تطبیق با روش‌های عملیاتی جدید اجتناب کرده‌اند. به‌عنوان‌مثال، ترکیب ناوگان نیروی دریایی تنها به طور جزئی تحت‌تاثیر انتقال به DMO قرار گرفته است و مفهوم ACE نیروی هوایی با تغییرات افزایشی مشابهی در عناصر لجستیکی (و عملا بدون هیچ تغییری در نیروی رزمی) همراه بوده است. بدون انجام اقدامات اضافی، بعید است که نیروی هوایی بتواند مفهوم ACE را برای محافظت از نیروهای بزرگی که احتمالا در صورت جنگ با چین ضروری خواهند بود، گسترش دهد. اقدامات نسبتا آسان و کم‌هزینه‌ برای بهبود تاب‌آوری، مانند مقاوم‌سازی پایگاه‌های هوایی، وقتی با اولویت‌های بوروکراتیک همسو نیستند، به‌طور جدی دنبال نشده‌اند.

به‌هرحال هیچ حوزه مشخصی به‌طورقطع وجود ندارد. درعین‌حال، این نیروها همچنان به‌جای سیستم‌های ارزان‌تر و «قابل‌خراب‌کاری»‌تر (در اصطلاح پنتاگون) که ممکن است در یک درگیری آسیایی به طور منطقی‌تری در معرض خطر قرار گیرند، به پلتفرم‌های بزرگ، نفیس و گران‌قیمت متکی هستند. نیروی دریایی هنوز به‌شدت به ناوهای هواپیمابر بزرگ اما آسیب‌پذیر متکی است و نیروی هوایی در حال آماده‌شدن برای تولید جنگنده نسل بعدی تسلط هوایی خود است که «صدها ‌میلیون دلار» برای هر واحد هزینه خواهد داشت و آن را چندین برابر گران‌تر از «اف ۳۵» می‌کند و درعین‌حال، به همان اندازه در برابر حمله به پایگاه خود آسیب‌پذیر است.