«دنیای اقتصاد» به بررسی وضعیت خودروسازان مونتاژی در سایه جنگ پرداخت
بحران تامین قطعات خودرو
خودروسازان چینی که طی دو دهه گذشته بهتدریج جایگزین شرکای فرانسوی در صنعت خودروی ایران شدند و سهم قابلتوجهی از بازار را در اختیار گرفتند، حالا با تشدید تنشهای منطقهای و اختلال در زنجیره تامین، از نقطه اتکای تولید به پاشنه آشیل این صنعت تبدیل شدهاند. صنعت خودروی کشور بهخصوص در بیش از یک دهه گذشته به خودروسازان موسوم به «خصوصی» یا همان مونتاژکاران، وابسته شده است، شرکتهایی که در عمل بازوی تولید و عرضه برندهای چینی در بازار ایران به شمار میروند. این وابستگی در شرایط عادی، بهعنوان یک مزیت نسبی برای عبور از تحریمها و تداوم عرضه خودرو تلقی میشود این در شرایطی است که از ابتدای سال گذشته همراه با تنشهای سیاسی و اقتصادی در کشور و اکنون نیز با تشدید تنشهای منطقهای و بسته شدن تنگه هرمز و اختلال جدی در زنجیره تامین، همین نقطه قوت به پاشنه آشیل صنعت خودرو تبدیل شده است. در این زمینه برخی از دست اندرکاران صنعت خودرو اعتقاد دارند که مونتاژکاران چینی در ایران به خط پایان نزدیک شدهاند؛ خطی که چشمانداز روشنی برای عبور از آن دیده نمیشود.
در دو دهه گذشته، خودروسازان چینی به تدریج جای پای خود را در بازار ایران محکم کردند. از همکاریهای اولیه با شرکتهای کوچک گرفته تا مشارکتهای گسترده با مونتاژکاران بزرگ. بدین ترتیب چینیها توانستند سهم قابلتوجهی از بازار را به خود اختصاص دهند. این روند بهویژه پس از تشدید تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا سرعت گرفت؛ جایی که خودروسازان اروپایی و حتی برخی شرکای آسیایی ایران را ترک کردند، اما چینیها باقی ماندند. آنها نهتنها بازار را ترک نکردند، بلکه با استفاده از شبکههای پیچیده تجاری، مسیرهای دور زدن تحریم را نیز توسعه دادند و عملا به بازیگر اصلی بازار خودرو ایران تبدیل شدند.
با این حال، شرایط کنونی این موضوع را اثبات میکند که حتی این انعطافپذیری نیز محدودیتهایی دارد. جنگ در خاورمیانه و بهویژه بسته شدن تنگه هرمز، معادلات تجارت خودرو را بهطور کامل تغییر داده است. تنگهای که یکی از مهمترین شریانهای حملونقل دریایی جهان محسوب میشود، اکنون به یک گلوگاه استراتژیک تبدیل شده که بسته شدن آن، زنجیره تامین جهانی را مختل کرده است. برای خودروسازان چینی که بخش قابلتوجهی از صادرات خود را از طریق این مسیر انجام میدهند نیز این موضوع اتفاق خوبی تلقی نمی شود.
بر اساس دادههای موجود، خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ درصد از کل صادرات خودروهای سواری چین را جذب کرده است. این سهم قابلتوجه نشان میدهد که منطقه برای خودروسازان چینی نهتنها یک بازار مکمل، بلکه یک مقصد استراتژیک برای جبران رکود داخلی بوده است. برندهایی مانند چری، چانگان و سایک در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای برای توسعه حضور خود در این منطقه انجام دادهاند. اما اکنون، با اختلال در مسیرهای حملونقل و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، این بازار در معرض خطر قرار گرفته است.
این شرایط تنها محدود به بازار ایران نیست. در کل منطقه خاورمیانه، خودروسازان بزرگ با چالشهای مشابهی مواجه شدهاند. کاهش تولید برخی برندهای مطرح جهانی به دلیل اختلال در زنجیره تامین و افزایش هزینههای حملونقل، نشانهای از عمق بحران است. اما تفاوت اصلی ایران با سایر بازارها در این است که ساختار خودروسازان مونتاژی کشور بهشدت به واردات قطعات و مونتاژ وابسته است. به عبارت دیگر، درحالیکه خودروسازان جهانی ممکن است بتوانند با تغییر مسیرهای لجستیک یا استفاده از ظرفیتهای داخلی بخشی از بحران را مدیریت کنند، مونتاژکاران ایرانی چنین انعطافی ندارند.
زنجیرهای که از هم گسست
به نظر میرسد آنچه این روزها فعالیت مونتاژکاران را تحتتاثیر خود قرار داده، اختلال در تامین قطعات است. خودروهای مونتاژی در ایران عمدتا بر پایه واردات کیتهای CKD و SKD تولید میشوند؛ قطعاتی که از چین یا سایر کشورها وارد شده و در داخل مونتاژ میشوند. با بسته شدن تنگه هرمز، این جریان نیز هم اکنون با محدودیتهایی روبهروست. به گفته یک فعال صنعت خودرو با توجه به محدودیتهایی که هم اکنون در تنگه هرمز اعمال شده، نهتنها زمان حملونقل افزایش یافته، بلکه هزینهها نیز بهطور چشمگیری بالا رفته و در بسیاری از موارد، ارسال قطعات عملا متوقف شده است.
در همین حین گزارشهای میدانی نشان میدهد که خطوط تولید برخی از مونتاژکاران تقریبامتوقف شده و موجودی قطعات آنها با محدودیتهای جدی مواجه شده است. این در حالی است که حتی پیش از بحران اخیر نیز بسیاری از این شرکتها با چالش تامین قطعه مواجه بودند. تحریمهای نفتی، محدودیتهای بانکی و مشکلات نقلوانتقال ارز، همواره تامین قطعات چینی را با دشواری همراه کرده بود. اکنون این مشکلات با یک شوک ژئوپلیتیک ترکیب شده و شرایطی بیسابقه ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، چالش تنها به بخش تولید محدود نمیشود. بازار خدمات پس از فروش نیز بهشدت تحتتاثیر قرار دارد. گزارشها حاکی از آن است که نمایندگیها در تامین قطعات یدکی برای بسیاری از خودروها بهخصوص خودروهای آسیبدیده از جنگ ناتوان شدهاند. برخی خودروها به دلیل نبود قطعه،تقریبا غیرقابل تعمیر شدهاند. این موضوع نهتنها نارضایتی مشتریان را افزایش داده، بلکه اعتبار برندهای چینی در بازار ایران را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. تامین قطعات خودروهای چینی البته موضوع مربوط به جنگ اخیر نیست بلکه سالهاست که محصولات چینی با مشکل تامین قطعه مواجه هستند این در شرایطی است که سال گذشته این موضوع تشدید شد و با تهاجم اخیر دشمن نیز به اوج خود رسیده است.
بدین ترتیب با توجه به ماجرای فعالیت خودروسازان چینی در ایران باید گفت که حضور تولیدکنندگان این کشور در ایران همواره با یک پارادوکس همراه بوده است. از یکسو، آنها بهعنوان تنها شریک قابل اتکا در شرایط تحریم شناخته میشدند و توانستند خلأ خروج شرکتهای غربی را پر کنند. از سوی دیگر، همین وابستگی بیش از حد حالا بازار خودرو را با محدودیتهایی روبهرو کرده و اکنون ریسکهای حضور چینیها در بازار کشورمان بهطور کامل نمایان شده است.در واقع، مدل کسبوکار مونتاژکاران ایرانی بر پایه دسترسی مستمر به قطعات وارداتی شکل گرفته است. این مدل در شرایطی که زنجیره تامین جهانی پایدار باشد، میتواند کارآمد باشد. اما در مواجهه با شوکهای خارجی، بهشدت آسیبپذیر است. محدودیت فعالیت کشتیها در تنگه هرمز نشان داد که این مدل تا چه اندازه شکننده است و چگونه میتواند در مدت کوتاهی چالشبرانگیز شود.
این وضعیت همچنین پرسشهایی جدی درباره آینده همکاری با خودروسازان چینی مطرح میکند. اگرچه این شرکتها در گذشته نشان دادهاند که در شرایط دشوار نیز حاضر به ادامه فعالیت در ایران هستند، اما شرایط فعلی متفاوت است. افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی، کاهش دسترسی به بازارهای منطقهای و اختلال در زنجیره تامین، همگی عواملی هستند که میتوانند تصمیمگیری شرکتهای چینی را تحتتاثیر قرار دهند.
چشمانداز مبهم
با توجه به موارد عنوان شده، آینده حضور خودروسازان چینی در ایران با ابهام جدی مواجه است. سال گذشته برخی نشانهها حاکی از آن بود که این شرکتها در حال بازنگری در استراتژیهای خود هستند. کاهش سطح فعالیت، تعلیق برخی پروژههای جدید و محدود کردن عرضه محصولات، از جمله اقداماتی بود که در ماههای پایانی سال و بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه به خوبی قابل مشاهده بود. از سوی دیگر به نظر میرسد که بازار ایران نیز جذابیت گذشته را برای این شرکتها ندارد. کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان، افزایش هزینههای تولید و ریسکهای سیاسی، همگی عواملی هستند که سودآوری فعالیت در ایران را تحت فشار قرار دادهاند. در چنین شرایطی، ادامه حضور در این بازار ممکن است برای برخی شرکتها توجیه اقتصادی نداشته باشد.
بهخصوص برخی از شرکتها که سودای حضور در بازار آمریکا را در سر میپرورانند.اما جدای از بازار ایران بحران اخیر در شرایطی تاثیرات گستردهای بر صنعت خودروی جهان داشته است که خودروسازان چینی نیز از تبعات آن در امان نبودند. وابستگی بالای آنها به بازارهای صادراتی، بهویژه در خاورمیانه، باعث شده که اختلال در این منطقه تاثیر مستقیمی بر عملکرد آنها داشته باشد. همانطور که عنوان شد ایران بهعنوان یکی از مهمترین بازارهای این شرکتها، به نظر میرسد تا مدتها از دسترس خارج باشد. به گفته یک فعال صنعت خودرو برای مونتاژکاران ایرانی، این وضعیت بهمعنای ورود به یک دوره رکود عمیق است. توقف تولید، کاهش عرضه و افزایش نارضایتی مشتریان به دلیل عدم تامین قطعه یا خدمات پس از فروش همگی نشانههایی از این رکود هستند. در کوتاهمدت، بعید به نظر میرسد که این شرکتها بتوانند فعالیت خود را به سطح پیش از بحران بازگردانند. در میانمدت نیز، ادامه این وضعیت میتواند به خروج تدریجی برخی از آنها از بازار منجر شود. آیا«ایستگاه آخر» برای مونتاژکاری چینیها در ایران کم کم به واقعیتی ملموس تبدیل خواهد شد؟