بهشتیپور در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» تشریح کرد؛
مسیریابی مذاکرات با فرمول گامبهگام
اخیرا بحث حل گامبهگام مسائل بین ایران و آمریکا مطرح شده است. به نظر شما منظور از این طرح چیست؟
درحالحاضر بحث بر سر این است که راه دیپلماسی هم خیلی به نفع ایران است و هم به نفع آمریکا و منطقه و شاید فقط اسرائیل از جنگ در منطقه استقبال کند. چون بنیامین نتانیاهو اصولا بقای خود را در ادامه جنگ در منطقه میبیند. منتهی در مسائل بین ایران و آمریکا چندین سرفصل مورد اختلاف است که برخی میگویند باید کل آنها را بهیکباره حلوفصل کرد و برخی نیز معتقد هستند که باید مرحلهبهمرحله و گامبهگام جلو رفت. یعنی اول موضوع هستهای را حلوفصل کرد و راهکاری مورد قبول طرفین برای آن پیدا کنند و سپس به مسائل منطقهای بپردازند و دریابند که در منطقه چطور میتوان از طریق پیمانهای منطقهای بین ایران، عربستان، مصر، ترکیه، عراق و دیگر کشورهای ذینفع یک پیمان منطقهای امضا کرد که زمینه ثبات برقرار شود و بحث مداخله ایران در این کشورها موضوعیتش از بین برود. البته بدون آنکه در ضدیت با آمریکا یا اسرائیل یا کشور ثالث دیگری باشد. این مستلزم آن است که اول چند کار اساسی انجام دهند و سپس به این نقطه برسند. لذا منظور از گامبهگام این است که اگر توانستیم نخست موضوع هستهای را حل کنیم و وقتی اعتمادسازی به وجود آمد، وارد مرحله بعد شد و همکاریهای منطقهای را استارت زد.
آیا در بحث گامبهگام موضوع موشکی ایران نیز محل بحث قرار خواهد گرفت؟
در موضوع موشکها ایران اصلا حاضر به مذاکره نیست، زیرا موشکها تنها ابزار دفاعی ایران هستند و جایی است که موازنه قدرت در منطقه را ایجاد کرده است. به بیان دیگر اگر ایران خلع سلاح شود، موازنه قدرت در سطح منطقه غرب آسیا بر هم میخورد. لذا ایران پشت میز مذاکراتی که بخواهد قدرت دفاعی آن را محدود کند، حاضر نخواهد شد. بلکه میتواند در چارچوب همکاریهای منطقهای با کشورهای منطقه همکاری کند.
به نظر شما آمریکای ترامپ با چنین روندی موافق خواهد بود؟
اینکه تا چه حد طرف آمریکایی حاضر به پذیرش این روند باشد یک موضوع دیگر است. روانشناسی عملکرد ترامپ نشان میدهد که دقیقا بر اساس کتابی که نوشته سعی دارد با موضعگیریهای متناقض و بعضا متضاد، طرف خود را در جایگاهی قرار دهد که متوجه نشود که ترامپ دقیقا چه میخواهد و چه هدفی را دنبال میکند. در آن کتاب نیز توضیح داده شده که اگر میخواهید با یک طرفی مذاکره کنید، باید سعی کنید به گونهای موضعگیری کنید که برای طرف مقابل ابهام ایجاد شود. ابهام در موضعگیری از نگاه ترامپ یک موفقیت محسوب میشود. در مقابل ترامپ معتقد است که باید تهدید چاشنی مذاکرات باشد. یعنی چون وارد مذاکره شدهای نباید تهدید را کنار بگذاری. او معتقد است در حین معامله نیز باید طرف مقابل را تهدید کرد و از ضررهای احتمالی ترساند. تاکتیک ابهام و استراتژی حمله و مذاکره، دو گزینهای است که ترامپ همواره دنبال کرده است.
اگر این رویکرد ترامپ را مدنظر قرار دهیم ایران باید چگونه رفتار کند؟
با شخصیتی مانند ترامپ که بسیار خودشیفته است و به دنبال آن است که از او تعریف شود و از تحقیر متنفر است، باید از تحقیر کردن اجتناب کنیم و اگر واقعا میخواهیم با او وارد گفتوگو شویم، باید سعی کنیم که از قضیه کیش شخصیت او بهره ببریم. حداقل کار هم این است که او را تحقیر نکنیم و تلاش کنیم با شخص ترامپ تماس حاصل کرده و وارد گفتوگو شویم. زیرا این آدم بسیار دوست دارد که در سطح خبر و بینالملل مطرح باشد و حتی برای این امر به کارهای غیرعادی هم روی میآورد. در خصوص این عدمقطعیت در مورد ترامپ باید از جنبه خودشیفتگی او استفاده کنیم و بتوانیم این فرد را به جایی بکشانیم که بتوان با او توافق کرد.
اگر ترامپ به توافق پایبند نباشد باید چهکار کرد؟
چون این احتمال وجود دارد باید توافق طوری نگاشته شود که در صورت وقوع این سناریو ضرر نکنیم. یعنی همه تخممرغهایمان را نباید در سبد این توافق قرار دهیم. اینجاست که بحث توافق گامبهگام مطرح میشود، زیرا وقتی طرف عدم قطعیت دارد و نمیتوان به او اعتماد کرد، بهترین کار این است که با او گامبهگام پیش رفت و اگر یک گام موفقیتآمیز بود، گام بعدی را برداشت.
دبیر شورای عالی امنیت ملی روز گذشته اعلام کرده است که برخلاف فضاسازی جنگ رسانهای تصنعی، شکلگیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است. منظور وی از شکلگیری ساختار چیست؟
در این خصوص فقط حدسوگمانهایی را میتوان مطرح کرد. احتمالا یک بخش آن مربوط به مسائل هستهای و تعیین تکلیف حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده است. کار ساختاری میتواند شامل تعیینتکلیف این موضوع هم با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد، هم با آمریکا و هم با روسیه. در برخی رسانهها آمده که ممکن است ایران موافقت کند که این میزان اورانیوم به صورت امانت به روسیه منتقل شود. قبلا در زمان احمدینژاد قرار بود ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم به صورت امانت به ترکیه منتقل شود. امروز هم شاید طرحی شبیه به آن مطرح است. این بحث هم شاید مطرح باشد که در همکاریهای منطقهای یک تقسیم کار بین آقای لاریجانی و آقای عراقچی صورت گرفته باشد که بهخوبی نیز در حال پیش بردن این روند هستند. در یک روز لاریجانی به روسیه و عراقچی به ترکیه رفت و وزیر خارجه ترکیه نیز گفته بود که با استیو ویتکاف صحبت کرده است.