چرا سرمایهگذاران عوامل اثرگذار اقتصادی را نادیده گرفتند؟
ریسک سیاسی بازار سهام را به حاشیه رانده است
مسعود مهدیان، کارشناس بازار سرمایه به ارزیابی وضعیت بورس تهران پرداخت و گفت: معاملات دومین روز هفته، با برتری مطلق فروشندگان و تشکیل صفهای فروش سنگین در کلیت بازار آغاز شد. شاخص کل بورس با از دست دادن حمایت تکنیکال مهم خود در محدوده ۳میلیون و ۹۳۰ هزار، با ریزش بیش از ۱۰۰هزار واحدی به سطح ۳میلیون و ۸۸۰ هزار واحد رسید و عملا این سطح حمایتی را نیز از دست داد.
در این میان، سایر مولفههای معاملاتی بازار نیز وضعیت نامطلوبی را به نمایش گذاشتند؛ بهگونهای که ارزش معاملات خرد سهام در سطحی بسیار پایین و در حدود ۷ هزار میلیارد تومان قرار گرفت و کاهش قابلتوجهی نسبت به روزهای گذشته ثبت کرد. همزمان خروج مستمر نقدینگی از بازار سهام همچنان ادامه دارد. عامل اصلی این وضعیت، همانطور که برای فعالان بازار روشن است، چیزی جز شکلگیری فضای نگرانی ناشی از شرایط بحرانی، تشدید تنشها و افزایش ریسکهای سیستماتیک نیست.
در چنین فضایی، سرمایهگذاران عملا وزن و اهمیتی به «خبردرمانی» نمیدهند و بازار از این مقوله فاصله گرفته است. حتی انتشار اخباری در خصوص دور دوم مذاکرات نیز نتوانسته تغییری در رفتار بازار ایجاد کند و سرمایهگذاران همچنان در وضعیت اضطراب و نگرانی به سر میبرند. آنچه بازار به دنبال آن است، نه اخبار مقطعی، بلکه مشاهده تحولات مثبت سیاسی و عملیاتی شدن واقعی آنها است. در چنین شرایطی، واکنش طبیعی سرمایهگذاران، افزایش هیجان فروش و تلاش برای خروج سریعتر از بازار سرمایه و تبدیل داراییها به گزینههای امنتری همچون طلا و ارز است. آنچه بهوضوح در رفتار بازار قابل مشاهده است، نگرانی شدید سرمایهگذاران از وضعیت اقتصادی کشور است؛ موضوعی که بهطور مستقیم بر بورس تهران نیز اثرگذار بوده است.
رفع نگرانی، در گام نخست نیازمند ثبات در روابط سیاسی و سپس ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی است. از این منظر، رفتار این روزهای سرمایهگذاران، هرچند تلخ و نگرانکننده، اما از منظر عقلایی و مبتنی بر مدیریت ریسک قابل درک است. این در حالی است که بورس تهران از منظر ارزندگی، در یکی از ارزانترین سطوح تاریخی خود قرار دارد. ارزش بازار سرمایه به محدودههایی کمتر از ۸۰میلیارد دلار رسیده و از منظر تکنیکال نیز اصلاحی سنگین را پشت سر گذاشته است. با این حال، افزایش نرخ ارز در بازار دوم و حتی بحث ارزندگی بنیادین بازار نیز نتوانسته محرکی برای ایجاد تقاضا باشد. شدت ریسکهای سیاسی و تنشهای ژئوپلیتیک بهقدری بالاست که سایر مولفههای اثرگذار، از جمله عوامل بنیادی، عملا از سوی سرمایهگذاران نادیده گرفته میشوند. در چنین شرایطی، نقش نهادهای مسوول و سیاستگذار اهمیت ویژهای پیدا میکند.
انتظار میرود مسوولان ذیربط، با استفاده از ابزارهای در دسترس، هماهنگی در تصمیمگیری و اجرای قوانین و دستورالعملهای متناسب با شرایط بحرانی، بهصورت جدیتر به حمایت از بازار سرمایه ورود کنند و صرفا نظارهگر آب شدن سرمایههای مردم نباشند. استفاده هدفمند از منابع حمایتی میتواند تا حدودی تعادل را به بازار بازگرداند، چراکه با توجه به از دست رفتن حمایتهای تکنیکال، این نگرانی وجود دارد که در روزهای آینده ارزش صفهای فروش افزایش یابد و جمعآوری آنها دشوارتر شود. بنابراین تنها دو عامل میتواند اثرگذاری عملی داشته باشد: نخست، کاهش واقعی ریسکهای سیستماتیک و دوم، حمایتهای هدفمند بازارساز.