پتانسیل رشد بورس
چشمانداز آینده بورس
مهدی کریمی، کارشناس بازار سرمایه گفت: در 11 بهمنماه در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» تاکید شد که بازار در شرایط بسیار ارزندهای قرار دارد. اکنون نیز که دوباره به این موضوع بازمیگردیم، میتوان گفت همان شرایط همچنان برقرار است. ارزش دلاری بازار نسبت به دو هفته قبل اندکی افزایش یافت، اما مجددا کاهش پیدا کرد و به محدوده کف قبلی نزدیک شد. در این فاصله، اتفاق مهمی که رخ داد افزایش حدود چهار تا پنجدرصدی نرخ دلار نیما بود که به محدوده ۱۳۵ هزار تومان رسید. بر این اساس، بازار سرمایه نسبت به دلار نیما حدود ۱۵ درصد پایینتر از کف شهریورماه قرار دارد. مجموعه این نکات نشان میدهد که بازار از منظر ارزندگی مشکلی ندارد و مساله اصلی را باید در جای دیگری جستوجو کرد. مشکل اصلی بازار، شرایط سیاسی است. در حال حاضر، بخش قابلتوجهی از فعالان اقتصادی و عموم مردم انتظار افزایش ریسک و تشدید تنش را دارند. طی روزهای اخیر و در هفته گذشته، یک دور مذاکرات میان ایران و آمریکا انجام شد. هرچند نفس مذاکرات میتواند اتفاق مثبتی تلقی شود، اما مواضعی که از سوی طرفین اتخاذ شد و همچنین نبود هرگونه اقدام عملی جدید که بتواند به حل بنبست موجود منجر شود، باعث شده است بازارها چشمانداز مثبتی پیشروی خود نبینند.
برای درک بهتر شرایط، بازگشت به مقطع شهریور و مهرماه و زمان فعال شدن مکانیسم اسنپبک ضروری است. در آن مقطع که تحریمها مجددا بازگشت، ایران آمادگی داشت امتیازات قابلتوجهی ارائه دهد، اما طرفهای غربی این مسیر را نپذیرفتند و در نهایت مذاکراتی شکل نگرفت و تحریمها بازگشت. اکنون در شرایطی قرار داریم که فشارهای اقتصادی بهمراتب شدیدتر شده، تورم در سطوح بالاتری قرار دارد و از منظر اجتماعی نیز شرایط داخلی کشور سختتر از گذشته است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح میشود که آیا طرف غربی حاضر خواهد شد از خواستههای خود عقبنشینی کند؟ به نظر میرسد پاسخ به این سوال مثبت نباشد.
بر این اساس، اگر قرار باشد مذاکرات به نتیجهای منجر شود، لازم است راهحلها و مسیرهای جدیدی مطرح و دنبال شود تا شاید امکان گشایش فراهم شود. در غیر این صورت، بازارها بهدرستی شرایط را تحلیل میکنند و وزن چندانی برای مذاکرات قائل نمیشوند، چراکه هنوز نشانهای از یک تحول جدید و موثر مشاهده نمیشود.
در حال حاضر میتوان چند سناریو را برای آینده متصور شد. بدترین سناریو، ورود کشور به یک تشدید تنش نظامی طولانیمدت یا آسیب دیدن زیرساختهای حیاتی است. در چنین شرایطی، تقریبا هیچ داراییای به جز داراییهای دلاری نظیر ارز و طلا گزینه مناسبی نخواهد بود و سایر داراییها بهطور قطع بازنده خواهند شد. سناریوی دوم که احتمال وقوع آن نیز کم نیست، تداوم فشار تحریمهای اقتصادی و استمرار وضعیت نامطمئن فعلی است؛ وضعیتی که با فشار اقتصادی بیشتر همراه خواهد بود. در این حالت نیز دلار و طلا بالاتر از ارزشهای مبتنی بر تورم معامله میشوند، اما این داراییها نیز محدودیت قیمتی خواهند داشت و نمیتوان انتظار رشد بیوقفه از آنها داشت. در چنین فضایی، بازار سهام در مقایسه با دلار و طلا برنده نخواهد بود، هرچند برخی نمادها و صنایعی که از بنیاد قوی برخوردارند میتوانند عملکردی بهتر از متوسط بازار داشته باشند و حضور گزینشی در بازار سهام همچنان قابلتصور است.
سناریوی سوم، رسیدن مذاکرات به نتیجه یا وقوع تحولاتی است که بتواند چشمانداز مثبتی ایجاد کند. در این شرایط، بدون تردید بازار سهام، بازار برنده خواهد بود. با این حال، حتی در دو سناریوی دوم نیز صنایعی وجود دارند که میتوانند بازدهی مناسبی نصیب سرمایهگذاران کنند. در حال حاضر، تعداد قابلتوجهی از نمادهای بازار سهام دارای نسبت قیمت به سود آیندهنگر برای سال ۱۴۰۳ در محدوده ۳ یا حتی کمتر هستند؛ وضعیتی که در تاریخ بازار سرمایه بهندرت مشاهده شده است.
از منظر صنایع، پالایشگاهها و صنعت سیمان، بهویژه شرکتهای سیمانی شمال شرق و شمال غرب کشور که مزیت صادراتی دارند، در شرایط مناسبی قرار گرفتهاند. صنعت زراعت و مواد غذایی نیز افزایش نرخهای بیش از ۱۰۰ درصدی بهصورت نقطهبهنقطه را تجربه کرده و انتظار میرود از بهمنماه بهتدریج اثر این افزایش نرخها در جهش درآمد شرکتها نمایان شود. علاوه بر این، برخی شرکتهای فولادی و شمشساز با اهرم عملیاتی بالا، فلزات رنگی، شرکتهای تامین سرمایه، برخی بانکهای کوچک و خصوصی، صنعت دارو و پخش و همچنین برخی نمادهای بزرگ در حوزه همراهسازان میتوانند چشمانداز مثبتی داشته باشند. صنایع اوره و پالایش، وزن بسیار بالایی در ترکیب بسیاری از هلدینگهای بزرگ بازار دارند. بنابراین زمانی که چشمانداز سودآوری این دو صنعت مثبت ارزیابی میشود، به این معناست که هلدینگها و در نتیجه کلیت بازار سرمایه نیز از منظر بنیادی در شرایط ارزندهای قرار دارند و در صورتی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی اندکی کاهش یابد، این پتانسیل میتواند بالفعل شود.
صنایع مستعد رشد
عرفان کاظمزاده، کارشناس بازار سرمایه گفت: پس از رشدی که بازار سرمایه در پی جهش نرخ ارز تجربه کرد، با تشدید تنشهای سیاسی، تردید سرمایهگذاران نسبت به حضور در بازار سهام افزایش یافته است. این در حالی است که حتی با وجود همین رشد اخیر بازار، همچنان بسیاری از صنایع و نمادهای بورسی در محدودههای جذاب ارزندگی قرار دارند. بهراحتی میتوان شرکتهایی را در بازار یافت که نسبت قیمت به سود آنها در محدوده سه تا چهار قرار دارد، سود نقدی مناسبی تقسیم میکنند و در صنایعی فعالیت دارند که نهتنها نامطلوب نیستند، بلکه از ظرفیتهای رشد و پتانسیلهای عملیاتی برخوردارند. چنین نسبتهای ارزشگذاری در شرایط فعلی بازار بهوفور قابل مشاهده است.
با این حال، تا زمانی که تنشهای سیاسی و بحرانهای حاکم بر فضای کشور کاهش نیابد، نمیتوان انتظار رشد پایدار و معنادار از بازار سرمایه داشت. مساله اصلی، تداوم فضای عدم قطعیت در اقتصاد ایران است؛ فضایی که محدود به بازار سرمایه نیست و کل ساختار اقتصادی کشور را تحتتاثیر قرار داده است. پرسش اساسی این است که این وضعیت عدم قطعیت و همچنین بحرانهای سیاسی موجود تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چه زمانی میتوان انتظار بازگشت ثبات نسبی را داشت. اگر این متغیرهای سیاسی و ریسکهای سیستماتیک را موقتا کنار بگذاریم و صرفا به خود بازار و متغیرهای درونزا نگاه کنیم، تصویر متفاوتی مشاهده میشود. در صنایعی مانند پتروشیمی، سیمان و کاشی و سرامیک، نمونههای متعددی از سهام بهشدت ارزنده وجود دارد. در این صنایع، فراوانی سهمهای ارزنده بهگونهای است که این سوال بهدرستی مطرح میشود که چرا با وجود چنین شرایط بنیادی مناسبی، تقاضای قدرتمندی برای این نمادها شکل نمیگیرد.
به نظر میرسد پاسخ این پرسش را باید در سطح ریسک تحمیلی به کشور جستوجو کرد؛ ریسکی که بهعنوان یک سایه سنگین بر فضای اقتصاد و بازار سرمایه گسترده شده است. این ریسک باعث شده است نسبتهای قیمت به سود مورد انتظار یا همان P/E انتزاعی بازار، از آنچه در مدلهای تحلیلی، فایلهای اکسل و برآوردهای بنیادین محاسبه میشود، فاصله بگیرد و عملا سرمایهگذاران برای جبران نااطمینانی، ارزشگذاریهای محافظهکارانهتری را در نظر بگیرند. در غیر این صورت، از منظر بنیادی، این صنایع همچنان جزو صنایع مستعد، پربازده و دارای ظرفیتهای قابلتوجه هستند و میتوان در آنها سهام بسیار مناسبی شناسایی کرد.