رکود تورمی در بازارهای جهانی

 افزایش بهای انرژی نه‌تنها به‌عنوان یک عامل اقتصادی، بلکه به‌عنوان یک محرک روانی در بازارها عمل کرده و بر سایر دارایی‌ها نیز اثرگذار بوده است. در نتیجه، کاهش قیمت طلای جهانی و فلزات گران‌بها از پیامدهای مستقیم این تحولات ارزیابی می‌شود. هرچند در بازار داخلی، گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا با رشد قیمتی همراه شد، اما گواهی سپرده نقره به دلیل حباب بسیار بالا، وارد روند نزولی شد. در بازار فیزیکی نیز تیرآهن شرکت ذوب‌آهن اصفهان با رقابت قیمتی بالایی مورد دادوستد قرار گرفت که نشان‌دهنده تداوم تقاضای موثر در بخش‌هایی از بازار کالایی است. با این حال در سایر تالارهای بازار فیزیکی معاملات قابل‌توجهی به ثبت نرسیده است. علاوه بر این، با هدف قرار گرفتن بیش از ۱۸ شرکت بورسی با ارزشی بالغ بر هزار همت، نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه محصولات در بورس کالا افزایش یافته و این موضوع می‌تواند در هفته‌های آینده به یکی از عوامل تعیین‌کننده در روند قیمت‌ها تبدیل شود.

بازارهای جهانی در هفته‌ای که گذشت!

بازارهای جهانی طی هفته گذشته در یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین مقاطع خود طی سال‌های اخیر قرار دارند؛ مقطعی که در آن عوامل ژئوپلیتیک، اقتصادی و رفتاری به‌طور همزمان‌ بر جهت حرکت دارایی‌ها اثر گذاشته‌اند و فضای تصمیم‌گیری را برای سرمایه‌گذاران با ابهام قابل‌توجهی همراه کرده‌اند. برخلاف بسیاری از دوره‌های گذشته که متغیرهای اقتصادی مانند رشد، تورم یا سیاست‌های پولی نقش غالب را ایفا می‌کردند، در شرایط فعلی این تحولات ژئوپلیتیک، به‌ویژه تنش‌های فزاینده در خاورمیانه، هستند که به عامل اصلی تعیین‌کننده روند بازارها تبدیل شده‌اند.

در کانون این تحولات، نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه انرژی قرار دارد. تنش‌های سیاسی و نظامی در منطقه‌ای که یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان محسوب می‌شود، باعث شده بازار نفت با شوک عرضه بالقوه مواجه شود. همین موضوع موجب افزایش شدید قیمت نفت در هفته‌های اخیر شده و بهای نفت به سطوحی بالاتر از ۱۱۰ دلار رسیده است. این جهش نه‌تنها نشان‌دهنده نگرانی‌های فوری درباره کمبود عرضه است، بلکه انتظارات تورمی را نیز در سطح جهانی افزایش داده است. افزایش هزینه انرژی به‌طور مستقیم هزینه تولید را برای بنگاه‌ها بالا می‌برد و از سوی دیگر، قدرت خرید مصرف‌کنندگان را کاهش می‌دهد؛ ترکیبی که می‌تواند رشد اقتصادی را تحت فشار قرار دهد.

بازارهای سهام جهانی در واکنش به این شرایط، رفتار پر نوسانی از خود نشان داده‌اند. در هفته‌های گذشته، بسیاری از شاخص‌های مهم با افت قابل‌توجهی مواجه شدند و برخی حتی وارد محدوده اصلاح شدند. با این حال، در مقاطعی شاهد بازگشت‌های کوتاه‌مدت نیز بوده‌ایم که بیشتر ناشی از امیدهای مقطعی به کاهش تنش‌ها یا تعدیل انتظارات بازار بوده است. در مجموع، فضای حاکم بر بازار سهام را می‌توان فضای بی‌تصمیمی توصیف کرد؛ به این معنا که سرمایه‌گذاران بیش از آنکه بر مبنای روندهای بنیادی بلندمدت تصمیم‌گیری کنند، به اخبار لحظه‌ای و تحولات سیاسی واکنش نشان می‌دهند. در این میان، سهام شرکت‌های فناوری و رشد به‌دلیل حساسیت بیشتر به نرخ بهره و ارزش‌گذاری‌های بالا، تحت فشار بیشتری قرار گرفته‌اند، در حالی‌ که برخی سهام ارزشی عملکرد نسبی بهتری داشته‌اند.

در کنار این تحولات، موضوع تورم و سیاست‌های پولی نیز به یکی از محورهای اصلی عدم قطعیت تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، چشم‌انداز کاهش تورم را که پیش‌تر شکل گرفته بود، با تردید مواجه کرده است. در نتیجه، انتظارات بازار درباره مسیر نرخ‌های بهره تغییر کرده و احتمال تداوم سیاست‌های پولی انقباضی یا حتی افزایش مجدد نرخ بهره مطرح شده است. این در حالی است که برخی نهادهای مالی همچنان به کاهش نرخ بهره در ادامه سال امیدوارند. این اختلاف دیدگاه‌ها باعث شده بازارها، به‌ویژه بازار اوراق قرضه، با نوسانات قابل‌توجهی مواجه شوند. افزایش بازده اوراق نشان‌دهنده آن است که سرمایه‌گذاران یا انتظار تورم بالاتر دارند یا برای نگهداری این دارایی‌ها به بازده بیشتری نیاز دارند، که در هر دو حالت به ضرر بازار سهام تمام می‌شود.

در همین فضا، رفتار دارایی‌های امن نیز تا حدی غیرمنتظره بوده است. به‌طور سنتی، در شرایط تنش و نااطمینانی، طلا به‌عنوان پناهگاه امن مورد توجه قرار می‌گیرد، اما در شرایط فعلی این روند به‌صورت کامل مشاهده نمی‌شود. یکی از دلایل این موضوع، تقویت دلار آمریکا و افزایش بازده اوراق قرضه است که جذابیت طلا را کاهش داده‌اند. در واقع، دلار در شرایط کنونی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار شده و به‌عنوان مقصد اصلی سرمایه‌های محتاط عمل می‌کند. این تقویت دلار، علاوه بر تاثیر بر بازار طلا، فشار مضاعفی بر اقتصادهای نوظهور و بازارهای کالایی جهان وارد کرده است.

نکته قابل‌توجه دیگر، تغییر در رفتار سرمایه‌گذاران است. داده‌ها نشان می‌دهد که تمرکز بازار به‌شدت به سمت معاملات کوتاه‌مدت و ابزارهای مشتقه سوق پیدا کرده است. این تغییر رفتار نشان‌دهنده کاهش افق سرمایه‌گذاری و افزایش اهمیت نوسانات کوتاه‌مدت است. در چنین شرایطی، بازارها بیشتر مستعد حرکات سریع و گاه غیرمنطقی می‌شوند، زیرا تصمیمات سرمایه‌گذاران بیش از پیش تحت تاثیر اخبار و احساسات قرار می‌گیرد.

با در نظر گرفتن مجموع این عوامل، می‌توان گفت بازارهای جهانی در حال حاضر در یک وضعیت گذار قرار دارند؛ وضعیتی که در آن مسیر آینده به‌شدت به تحولات ژئوپلیتیک و واکنش سیاستگذاران بستگی دارد. اگر تنش‌های فعلی کاهش یابد و قیمت انرژی تثبیت شود، می‌توان انتظار داشت که بازارها به سمت ثبات بیشتر و حتی رشد حرکت کنند. در مقابل، تشدید بحران و تداوم افزایش قیمت‌ها می‌تواند اقتصاد جهانی را به سمت رکود تورمی سوق دهد؛ سناریویی که برای بازارهای مالی بسیار چالش‌برانگیز خواهد بود.

در نهایت، مهم‌ترین ویژگی بازارها در این مقطع، عدم قطعیت بالا و وابستگی شدید به اخبار است. سرمایه‌گذاران در چنین فضایی ناگزیرند با احتیاط بیشتری عمل کنند و سناریوهای مختلف را در تصمیم‌گیری‌های خود لحاظ کنند. تا زمانی که تصویر روشنی از وضعیت ژئوپلیتیک و مسیر تورم به دست نیاید، انتظار می‌رود نوسانات بالا و نبود روند مشخص، ویژگی غالب بازارهای جهانی باقی بماند.

سبزپوشی طلا

به‌رغم آنکه بازار جهانی طلا وارد روندی نسبتا نزولی شده و دلار نیز نوسان شدیدی را تجربه نکرده است، گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا با رشد قیمتی حدود ۳ درصد همراه شد. هر گواهی طلا در قیمت ۲‌میلیون و ۳۷ هزار تومان به کار خود پایان داد که معادل طلای ۲۴ عیار با نرخ حدود ۲۳‌میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است.

به نظر می‌رسد ترکیبی از عوامل از جمله تحولات منطقه‌ای، افزایش ریسک‌های سیاسی و همچنین فاصله قیمتی میان نرخ بازار و ارزش ذاتی، باعث بازگشت تقاضا به این بازار شده است. در حال حاضر، قیمت هر اونس طلای جهانی در محدوده ۴ هزار و ۶۷۲ دلار قرار دارد و دلار آمریکا نیز حدود ۱۵۷ هزار و ۶۰۰ تومان معامله می‌شود. بر این اساس، ارزش ذاتی گواهی سپرده طلا حدود ۲‌میلیون و ۳۶۸ هزار تومان برآورد می‌شود.

این در حالی است که قیمت معاملاتی این گواهی در روزهای قبل کمتر از ارزش ذاتی بوده و همین موضوع باعث ایجاد یک گپ میان ارزش و قیمت برای سرمایه‌گذاران شده است. با افزایش تقاضا در روز جاری، این فاصله تا حد زیادی جبران شد و قیمت‌ها به سطوح منطقی‌تری نزدیک شدند.

صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا نیز عملکرد مثبتی داشتند و عمدتا در محدوده مثبت ۳ تا ۴ درصد نوسان کردند. حباب منفی این صندوق‌ها که در روزهای گذشته به سطوح قابل‌توجهی رسیده بود، تا حدی تخلیه شد و بازار به تعادل نسبی نزدیک‌تر شد.

در مقابل، بازار نقره شرایط متفاوتی را تجربه کرد. گواهی سپرده نقره با کاهش قیمت همراه شد و قیمت هر او نس نقره در بازارهای جهانی در محدوده ۷۳ دلار قرار گرفت که نسبت به سطوح پیش از آغاز تنش‌ها کاهش قابل‌توجهی نشان می‌دهد. حباب مثبت بالای گواهی نقره موجب شد تقاضا از این بازار فاصله بگیرد.

با این حال، صندوق‌های مبتنی بر نقره به‌طور میانگین رشد حدود یک درصدی را تجربه کردند، هرچند همچنان حباب قیمتی در این صندوق‌ها بالا ارزیابی می‌شود و می‌تواند در صورت اصلاح بازار، به کاهش قیمت‌ها منجر شود.

رقابت بالای تیرآهن

در بازار فیزیکی بورس کالا نیز معاملات با تمرکز بر تالار صنعتی دنبال شد. مهم‌ترین رویداد این بخش، رقابت قابل‌توجه برای خرید تیرآهن شرکت ذوب‌آهن اصفهان بود که با رقابت قیمتی حدود ۲۴ درصدی همراه شد. این موضوع نشان‌دهنده تداوم تقاضای قوی در بخش ساخت‌وساز و پروژه‌های عمرانی است.

در تالار پتروشیمی نیز محصول آمونیاک تولیدی شرکت‌های پتروشیمی کرمانشاه و خراسان با رقابت بیش از ۱۳ درصدی معامله شد. این رقابت نشان‌دهنده اهمیت این محصول در زنجیره تولید و همچنین نگرانی‌ها درباره عرضه در آینده است.

در سایر تالارها از جمله سیمان و فرآورده‌های نفتی، حجم معاملات چندان چشم‌گیر نبود که می‌تواند به دلیل شرایط نامطمئن بازار و انتظار برای روشن‌تر شدن وضعیت عرضه و تقاضا باشد.

حملات به پتروشیمی‌ها

در صبح روز شنبه ۱۵ فروردین، گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن چند مجتمع پتروشیمی منتشر شد. بر اساس این گزارش‌ها، پتروشیمی‌های بوعلی، امیرکبیر، مارون، بندر امام خمینی و غدیر از جمله واحدهایی بودند که مورد حمله قرار گرفتند. این واحدها از تولیدکنندگان اصلی محصولاتی مانند پلی‌اتیلن، PVC، بنزن و اتیلن هستند و نقش مهمی در تامین نیاز بازار داخلی و صادراتی دارند.

در صورت بروز اختلال در فعالیت این واحدها، عرضه این محصولات در بورس کالا با کاهش مواجه خواهد شد که می‌تواند به افزایش قیمت‌ها و ایجاد نوسان در بازار منجر شود. علاوه بر این، شرکت فجر انرژی خلیج‌فارس نیز که تامین‌کننده یوتیلیتی برای بسیاری از این پتروشیمی‌هاست، هدف قرار گرفته و این موضوع می‌تواند اثرات زنجیره‌ای بر کل صنعت داشته باشد.

برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۱۸ شرکت بورسی در این حملات آسیب دیده‌اند که ارزش بازار آنها حدود هزار و ۱۷۰ هزار‌میلیارد تومان برآورد می‌شود. این در حالی است که کل ارزش بازار سرمایه حدود ۱۳ هزار هزار‌میلیارد تومان است؛ بنابراین، این رویداد می‌تواند تاثیر قابل‌توجهی بر شاخص‌های بازار سرمایه و همچنین روند عرضه در بورس کالا داشته باشد.

در مجموع، این تحولات نشان می‌دهد که بازار سرمایه و بازارهای کالایی بیش از هر زمان دیگری در معرض ریسک‌های سیستماتیک قرار دارند. تداوم این شرایط می‌تواند به افزایش نوسانات، تغییر در الگوی عرضه و تقاضا و همچنین افزایش نقش متغیرهای سیاسی در تعیین قیمت‌ها منجر شود.