خط اعتباری برای امارات

خطوط اعتباری محدودی که آمریکا به بانک‌های مرکزی قابل اعتماد اعطا کرده، در بازگرداندن اعتماد به بازارها در شرایط پرتنش نقشی حیاتی داشته‌اند. اما هر تصمیمی برای نجات چند کشور موردعلاقه یا الصاق شروط ژئوپلیتیک به این وام‌ها، اعتماد به پشتیبان دلاری را که در دو بحران جهانی اخیر از وقوع فاجعه جلوگیری کرد، خدشه‌دار خواهد کرد. دستورکار تجاری دمدمی‌مزاجانه دونالد ترامپ و کمک مالی غافلگیرکننده به آرژانتین در سال گذشته باید همه را به تأمل وادارد و رئیس جدید فدرال‌رزرو ممکن است با تصمیمی فوری روبه‌رو شود که بسیار ظریف‌تر از کاهش نرخ بهره در مواجهه با تورم فزاینده است.

آنچه درباره درخواست امارات نگران‌کننده است، این است که این کشور نزدیک به ۳۰۰‌میلیارد دلار ذخایر ارزی و حدود ۲.۳تریلیون دلار در صندوق ثروت ملی خود دارد. این مبالغ باید بیش از حد برای دفاع از نظام میخکوبی ارز خود به دلار یا تامین ارز آمریکایی برای بانک‌هایی که احتمالا با کمبود مواجه شوند، کافی باشد. شاید همان‌طور که مقاماتش اصرار دارند، این صرفا یک اقدام احتیاطی اضافی در شرایطی باشد که یک‌پنجم نفت و گاز جهان در دام یک محاصره گرفتار شده است. اما شاید همچنین اذعانی باشد به اینکه شرایط پیش از آنکه بهتر شود، احتمالا وخیم‌تر خواهد شد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، بدون اشاره به جزئیات گفت که «بسیاری از متحدان ما در خلیج فارس و آسیا» درخواست کمک داده‌اند. این کشورها چه کسانی می‌توانند باشند؟ عربستان سعودی با کسری‌های بودجه بزرگ وارد این بحران شد و شوک‌های طولانی جنگ می‌تواند پولی را که از سوی خاورمیانه برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی وعده داده شده بود، با خطر روبه‌رو کند. در آسیا، بازارهای مالی کره‌جنوبی، اندونزی و فیلیپین از افزایش سریع قیمت نفت آسیب دیده‌اند.

شوک‌های جهانی از این دست اغلب به هجوم برای پناه بردن به امنیت دلار منجر می‌شوند و آشفتگی بازار تنها زمانی وخیم‌تر می‌شود که بانک‌های خارجی برای پاسخگویی به تقاضا مجبور به فروش اوراق خزانه‌داری آمریکای خود شوند. پس از فروپاشی بنگاه برادران لمن در سال ۲۰۰۸ و شیوع کووید-۱۹، فدرال‌رزرو خطوط اعتباری اضطراری را به تعداد محدودی از بانک‌های مرکزی اعطا کرد که اساسا دلار را با معادل آن در ارزهای آنها مبادله می‌کرد. وقتی آرامش بازگشت، وام‌گیرندگان اصل و فرع را به فدرال‌رزرو بازپرداختند.

این پشتیبان‌ها دلیل دیگری است بر اینکه چرا دلار همچنان ارز ذخیره اصلی جهان باقی مانده است. با همه مباحثی که درباره پیشی گرفتن یوآن از دلار مطرح می‌شود، خطوط سوآپ چین عمدتا به شرکای تجاری‌ای تمدید شده که قادر به بازپرداخت بدهی‌های خود به صادرکنندگان آن کشور نیستند. سرمایه‌گذاران و بانک‌های مرکزی همچنان دلار را انتخاب می‌کنند، زیرا می‌دانند که یوآن در زمان بروز بحران کمکی نخواهد کرد. این تقاضای پایدار جهانی، حتی در بحبوحه کندوکاو برای یافتن جایگزین‌ها، هزینه‌های وام‌گیری آمریکا را پایین‌تر از سطحی که می‌بود نگه می‌دارد.

اما فدرال‌رزرو نوعا طرف‌های معامله خود را صرفا بر اساس تهدید بالقوه برای سیستم مالی آمریکا و درحالی‌که ریسک‌ها را برای ترازنامه خود به حداقل می‌رساند، انتخاب می‌کند. در سپتامبر ۲۰۰۸، این شامل بانک‌های مرکزی اروپا، بریتانیا، سوئیس و ژاپن بود. یک ماه بعد، خطوط اعتباری به چهار اقتصاد نوظهور تمدید شد: مکزیک، برزیل، کره‌جنوبی و سنگاپور که فدرال‌رزرو آنها را «اقتصادهای بزرگ و دارای اهمیت سیستمی» تشخیص داد. مقامات فدرال‌رزرو بعدها توضیح دادند که با وزارت امور خارجه مشورت کرده بودند، اما اساسا انتخاب‌های خود را بر اساس هرج‌ومرج گسترده‌تر بالقوه در بازار انجام دادند.

به نظر نمی‌رسد نگرانی‌ها درباره ثبات سیستم در صدر اولویت‌های ترامپ باشد. آرژانتین سابقه طولانی در نکول بدهی دارد و به عنوان سی‌وپنجمین شریک تجاری بزرگ آمریکا، به سختی ریسکی مستقیم محسوب می‌شود. اما رئیس‌جمهور آن، خاویر میلِی، که با جدیت حامیان جنبش «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) را مجذوب خود کرده، رئیس‌جمهور را متقاعد کرد که با نزدیک شدن به انتخابات کلیدی پارلمانی، یک خط سوآپ ۲۰‌میلیارد دلاری تمدید کند. خزانه‌داری آمریکا از صندوق تثبیت ارز خود استفاده کرد و این شرط نتیجه داد.

خطر اینجاست که تصمیمات آتی در مورد خطوط سوآپ، بازتاب استراتژی تجاری ترامپ باشد. به جای تقویت قوانینی که از اقتصاد جهانی حمایت می‌کنند، آنها به‌عنوان لطف در حق دوستان رئیس‌جمهور ارائه و به عنوان تنبیه برای دولت‌هایی که در برابر تعرفه‌های آمریکا مقاومت یا سیاست خاورمیانه‌ای آن را نقد می‌کنند، دریغ خواهند شد. ترامپ از دوره اول خود  حمایت از کشورهای خلیج فارس را پذیرفته و پیش‌تر از خط سوآپ امارات حمایت کرده و این کشور را «متحد خوب» خوانده است.

آنچه پیچیده‌تر است، این است که درخواست‌های جدید روی میز بسنت احتمالا به مراتب بیش از منابع قابل استفاده خزانه‌داری است که حدود ۴۰‌میلیارد دلار است. این بدان معناست که دولت باید فدرال‌رزرو و رئیس جدید آن، کوین وارش، را متقاعد کند که رویکرد کمتر متعارفش به خطوط سوآپ را تایید کنند.

اگر رئیس جدید فدرال‌رزرو تشخیص دهد که خطوط سوآپ جدید مانع از موج ناگهانی فروش اوراق خزانه‌داری خواهند شد، این همسو با رویه گذشته خواهد بود. با این حال، اگر او صرفا به ترجیحات رئیس‌جمهور برای نجات دوستان ژئوپلیتیک یا بدتر از آن، دریغ حمایت از منتقدانش مُهر تایید بزند، آنگاه بازارها پشتیبانی قابل اعتماد خود را درست زمانی که بحرانی واقعی از راه می‌رسد، از دست خواهند داد.

* بلومبرگ