وقتی بحران گاز، آلایندهترین منبع انرژی جهان را احیا میکند؛
بازگشت سوخت سیاه
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی: آخرین محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG) از خلیج فارس، که حدود یکپنجم عرضه جهانی این سوخت را تامین میکند، درست پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران از بنادر خارج شدند. اکنون با رسیدن این محمولهها به مقصد در ابتدای آوریل، کشورهایی که به این منبع برای تولید برق وابستهاند، با کمبودی ناگهانی مواجه شدهاند.
در این میان، کشورهای ثروتمند با پرداخت هزینههای بالاتر تلاش میکنند دسترسی خود به LNG را حفظ کنند، اما اقتصادهای ضعیفتر ناچار به اتخاذ تدابیری همچون تعطیلی مدارس یا کاهش ساعات کاری شدهاند. در چنین شرایطی، جستوجو برای جایگزینها شدت گرفته و در کمال شگفتی، نگاهها بار دیگر به سمت زغالسنگ چرخیده است.
در هفتههای اخیر، برخی از بزرگترین اقتصادهای صنعتی آسیا مسیر خود را بهطور محسوسی تغییر دادهاند. ژاپن و کرهجنوبی محدودیتهای اعمالشده بر نیروگاههای زغالسنگی قدیمی را که در مسیر حذف تدریجی بودند، کاهش دادهاند.
همزمان، کشورهایی مانند بنگلادش واردات زغالسنگ از اندونزی و آفریقای جنوبی را افزایش داده و حتی برق تولیدشده از زغالسنگ را از هند خریداری میکنند.
این چرخش سریع باعث شده قیمت زغالسنگ صادراتی استرالیا، به عنوان شاخص جهانی این بازار، از اواخر فوریه حدود ۲۵ درصد افزایش یابد. به نظر میرسد در شرایط فعلی، «سیاه» دوباره به رنگ غالب بازار انرژی تبدیل شده است.
از منظر اکونومیست، پرسش کلیدی این است که چرا قیمت زغالسنگ حتی بیش از این افزایش نیافته و این در حالی است که قیمت نفت، با توجه به اختلال در عرضه از تنگه هرمز، حدود ۵۰ درصد رشد کرده و قیمت LNG نیز تقریبا دو برابر شده است.
در بحران گازی سال ۲۰۲۲ میلادی پس از جنگ اوکراین، قیمت زغالسنگ استرالیا بیش از دو و نیم برابر شد؛ اما واکنش فعلی بازار به مراتب ملایمتر بوده است. دلیل این تفاوت را باید در ساختار بازار زغالسنگ و ماهیت شوک کنونی انرژی جستوجو کرد.
برخلاف گاز طبیعی و بهویژه LNG که بخش عمده آن در بازارهای بینالمللی معامله میشود، تنها حدود ۱۷ درصد از زغالسنگ تولیدی جهان وارد تجارت جهانی میشود. در بحران ۲۰۲۲، اروپا که بهدلیل سیاستهای زیستمحیطی استخراج زغالسنگ را بهشدت کاهش داده بود، ناچار شد برای جبران کمبود، به بازار جهانی روی آورد و همین امر به جهش شدید قیمتها انجامید. اما در بحران فعلی، مرکز ثقل شوک به آسیا منتقل شده است؛ جایی که اقتصادهای بزرگی مانند چین و هند همچنان ظرفیت بالایی در استخراج و مصرف زغالسنگ دارند.
این کشورها میتوانند در مدت زمانی نسبتا کوتاه، تولید داخلی زغالسنگ خود را افزایش دهند و بخشی از کمبود LNG را جبران کنند. علاوه بر این، به دلیل حرکت تدریجی به سمت گاز و انرژیهای تجدیدپذیر در سالهای اخیر، بخشی از ظرفیت نیروگاههای زغال سنگی بلااستفاده مانده که اکنون میتواند به سرعت وارد مدار شود. این انعطافپذیری، فشار بر بازار جهانی را تا حدی مهار کرده است.
با این حال، تداوم بحران انرژی میتواند این تعادل نسبی را برهم بزند. کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی و تایوان که هم واردکنندگان بزرگ LNG و هم زغالسنگ هستند، اکنون در موقعیتی مشابه اروپا در سال ۲۰۲۲ میلادی قرار گرفتهاند. همچنین برخی اقتصادهای نوظهور مانند فیلیپین اعلام کردهاند که برای تامین نیاز انرژی خود، وابستگی به زغالسنگ را افزایش خواهند داد. این تحولات باعث شده قیمت زغالسنگ در بازار آسیا با سرعتی بسیار بیشتر از اروپا و آمریکا افزایش یابد.
در صورت ادامه اختلال در عرضه LNG از خلیج فارس، احتمال افزایش بیشتر قیمتها در بازار جهانی وجود دارد. عرضه قابل تجارت زغالسنگ هماکنون نیز محدود است و برخی صادرکنندگان بزرگ مانند اندونزی با اعمال سهمیه تولید، بهدنبال مدیریت قیمتها هستند؛ هرچند ممکن است در واکنش به افزایش تقاضا، این محدودیتها را کاهش دهند.
در افق بلندمدت، روند گذار به انرژیهای پاک احتمالا ادامه خواهد یافت و کشورها برای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای ژئوپلیتیک، سبد انرژی خود را متنوعتر خواهند کرد؛ اما در کوتاهمدت، واقعیت بازار چیز دیگری است: هرگاه امنیت انرژی به خطر میافتد، ملاحظات زیستمحیطی به حاشیه رانده میشود. در چنین شرایطی، زغالسنگ—با وجود تمام آلودگیها—بار دیگر به گزینهای قابل اتکا تبدیل میشود؛سوختی قدیمی که در دل بحرانهای جدید، همچنان میدرخشد.