از «تله متانول» تا «پلیمرهای مهندسی»

استراتژی جدید دولت چهاردهم، چنان‌که در افتتاح طرح‌های اخیر مشهود است، تمرکز بر خوراک مایع (نفتا و میعانات گازی) و طرح‌های Mixed Feed (ترکیبی) است. این رویکرد اگرچه هزینه عملیاتی بالاتری نسبت به گاز ارزان دارد، اما دو مزیت راهبردی ایجاد می‌کند:

* پایداری تولید: خوراک مایع تابع نوسانات دمای هوا و مصرف بخش خانگی نیست.

* تنوع محصولات زنجیره الفین: برخلاف گاز طبیعی (متان) که عمدتا به متانول و اوره ختم می‌شود، خوراک مایع سرآغاز تولید پروپیلن، بوتادین و آروماتیک‌هاست؛ موادی که خشت بنای «پلیمرهای مهندسی» هستند.

تحلیل آمارهای گمرک و گزارش‌های ICIS نشان می‌دهد ایران به‌رغم توان صادراتی بالا، سالانه نزدیک به ۲‌میلیارد دلار صرف واردات محصولات پتروشیمیایی می‌کند. این محصولات عمدتا شامل «پلیمرهای مهندسی»، «افزودنی‌های نساجی»، «کاتالیست‌ها» و «گریدهای خاص پزشکی» هستند. ما در لایه محصولات پایه (Upstream) مازاد تولید داریم اما در لایه محصولات میانی (Midstream) مانند اسید آکریلیک، پلی‌اورتان‌ها و گریدهای خاص SBR با خلأ جدی روبه‌رو هستیم.

 طرح‌های جایگزین

 فاز دوم پتروشیمی بوشهر که اخیرا توسط رئیس‌جمهور افتتاح شد، با ظرفیت ۱.۶‌میلیون تنی و تمرکز بر واحدهای الفین و MEG، دقیقا برای پر کردن این خلأ طراحی شده است. همچنین طرح‌های PDH (تبدیل پروپان به پروپیلن) که در بنادر عسلویه و ماهشهر در حال پیگیری است، قرار است کمبود مزمن «پروپیلن» در زنجیره ارزش ایران را جبران کند؛ کمبودی که تاکنون مانع از شکل‌گیری صنایع پایین‌دستی پیشرفته در حوزه قطعات خودرو و لوازم خانگی شده بود. تکمیل زنجیره ارزش تنها یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت ریاضی است.

درحالی‌که قیمت هر تن محصول پایه پتروشیمی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ دلار نوسان می‌کند، قیمت پلیمرهای مهندسی و محصولات نهایی پایین‌دستی به ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار در هر تن می‌رسد. سرمایه‌گذاری در صنایع تکمیلی، علاوه بر اشتغال‌زایی ۱۰ برابری نسبت به واحدهای بالادستی، ایران را در رقابت با غول‌هایی مثل سابیک (SABIC) عربستان بیمه می‌کند. رقبای منطقه‌ای به سرعت در حال گذار به سمت تکنولوژی‌های COTC (تبدیل مستقیم نفت به مواد شیمیایی) هستند؛ مسیری که ایران نیز با طرح‌های «پتروپالایشگاهی» و ارتقای کیفی پالایشگاه‌هایی نظیر شیراز (تولید نفت‌گاز یورو ۵) آن را آغاز کرده است.

چالش تامین مالی؛ گره‌گشایی دولت چهاردهم

بر اساس اهداف برنامه هفتم توسعه، پتروشیمی برای رسیدن به اهداف زنجیره ارزش به سالانه ۵ تا ۷‌میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارد. در شرایط تحریم و دسترسی محدود به فاینانس‌های غربی، دولت چهاردهم راهکارهای زیر را به عنوان اولویت تعریف کرده است:

استفاده از ظرفیت هلدینگ‌های بزرگ: هدایت سود انباشته شرکت‌های بزرگ پتروشیمی به سمت طرح‌های توسعه‌ای زنجیره ارزش به جای توزیع سود نقدی (مدل شرکت‌های پیشران). 

 جذب سرمایه از پیمان‌های منطقه‌ای: استفاده از خطوط اعتباری بریکس (BRICS) و پیمان شانگهای برای واردات تکنولوژی‌های «لایسنس‌محور» در بخش پایین‌دستی.

تسهیل ورود بخش خصوصی: واگذاری طرح‌های کوچک‌مقیاس زنجیره ارزش به بخش خصوصی با تضمین خوراک بلندمدت و تخفیف پلکانی در قیمت خوراک.

بازار سرمایه: استفاده از ابزارهای نوین مانند «صندوق‌های پروژه» برای جمع‌آوری نقدینگی سرگردان و هدایت آن به سمت پروژه‌های با پیشرفت فیزیکی بالا.

۱۰۰‌میلیون تنی شدن پتروشیمی ایران، اگرچه افتخارآمیز است، اما بدون «عمق‌بخشی به زنجیره ارزش» می‌تواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود. جراحی بزرگ در دولت چهاردهم باید از مسیر کاهش خام‌فروشی محصولات پایه و توسعه پلیمرهای مهندسی بگذرد. هر دلاری که در صنایع پایین‌دستی سرمایه‌گذاری شود، نه تنها پاسخی به ناترازی گاز است، بلکه سنگری مستحکم در برابر تحریم‌های بین‌المللی ایجاد می‌کند؛ چرا که محصولات نهایی پتروشیمی به دلیل تنوع و گستردگی مشتریان، عملا «تحریم‌ناپذیر» هستند.