1000 copy

در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی و سرویس‌های ابری، شیوه توسعه نرم‌افزار را در جهان دگرگون کرده‌اند. از تولید کد و مستندسازی گرفته تا آزمون نرم‌افزار و تحلیل داده، این ابزارها حالا بخشی از جریان عادی کار بسیاری از تیم‌های فنی هستند. اما در ایران، استفاده از همین ابزارها اغلب با زنجیره‌ای از محدودیت‌های دسترسی، ریسک‌های پرداخت، نگرانی از مسدود شدن حساب و اتکا به مسیرهای واسطه‌ای همراه است؛ مسیری که نه در شرح وظایف یک برنامه‌نویس نوشته شده و نه ارزشی به محصول نهایی اضافه می‌کند، اما زمان، هزینه و تمرکز او را مصرف می‌کند. این گزارش، به‌دنبال پاسخ دادن به یک پرسش ساده است؛ هزینه واقعی این اصطکاک پنهان برای برنامه‌نویسان و شرکت‌های فناوری ایران چقدر است؟ و این هزینه، چگونه بر بهره‌وری، رقابت‌پذیری و جایگاه آنها در اقتصاد دیجیتال جهانی اثر می‌گذارد؟

هزینه‌های پنهان

اما محدودیت‌ها فقط به از دست رفتن دسترسی یا پیچیده‌تر شدن مسیر توسعه نرم‌افزار ختم نمی‌شود. بخش مهمی از هزینه‌های این وضعیت، اساسا در صورت‌های مالی شرکت‌ها ثبت نمی‌شود؛ هزینه‌هایی که بیشتر به زمان، تمرکز و کیفیت تصمیم‌گیری مربوط است تا اعداد و ارقام. حمید حسینی، مهندس ارشد نرم‌افزار، معتقد است مهم‌ترین هزینه پنهان این وضعیت، از بین رفتن زمان و تمرکز توسعه‌دهندگان است. او در این رابطه گفت: بخش قابل‌توجهی از انرژی روزانه برنامه‌نویسان نه صرف حل مسائل فنی یا توسعه محصول، بلکه صرف مدیریت چالش‌‌ها و پیدا کردن راهی برای حفظ دسترسی به ابزارها و دور زدن تحریم‌ها می‌شود. زمانی که می‌توانست صرف بهبود کیفیت محصول یا توسعه قابلیت‌های جدید شود.

او هزینه‌های مالی این شرایط را نیز فراتر از پرداخت هزینه اشتراک سرویس‌ها می‌داند. به گفته حسینی، کارمزدهای اضافی، اختلاف نرخ تبدیل ارز، استفاده از واسطه‌ها و حتی خرید اشتراک‌های جایگزین یا روز مبادا بخشی از هزینه‌هایی است که به تیم‌های فنی تحمیل می‌شود؛ هزینه‌هایی که در شرایط عادی اساسا وجود خارجی ندارند. به اعتقاد او، این فشار تنها جنبه اقتصادی ندارد. حسینی می‌گوید نااطمینانی دائمی نسبت به پایداری دسترسی و نگرانی از مسدود شدن حساب‌های کاربری، استرسی مستمر ایجاد می‌کند که در بلندمدت می‌تواند بر کیفیت تصمیم‌گیری و حتی سلامت روان افراد اثر بگذارد. از نگاه او، همین فشارهای پنهان در نهایت بهره‌وری تیم‌های توسعه را کاهش می‌دهد؛ هرچند معمولا در هیچ گزارش مالی یا شاخص عملکردی قابل اندازه‌گیری نیست. از طرفی آنچه که امنیت شغلی آنان را در چنین شرایطی تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، ناپایداری است. حسینی در این‌ رابطه چنین گفت: بسیاری از کارفرماها تمایل دارند با فردی کار کنند که این پیچیدگی‌ها را نداشته باشد.

خلاقیت تحدیدشده

البته که تاثیر این محدودیت‌ها تنها به تجربه روزمره یک برنامه‌نویس محدود نمی‌شود. از نگاه مدیران شرکت‌های فناوری، آنچه در نهایت آسیب می‌بیند نه فقط روند توسعه نرم‌افزار، بلکه توان رقابت شرکت‌های ایرانی در بازار جهانی است. بحران دسترسی به زیرساخت‌ها و ابزارهای بین‌المللی، بخشی از منابع تیم‌های فنی را از خلق ارزش دور کرده و به مدیریت مداوم موانع اختصاص داده است. نیما اشرف‌زاده، فعال حوزه کسب و کار، معتقد است امروز مهم‌ترین چالش یک توسعه‌دهنده، دیگر نوشتن کد نیست. به گفته او، بخش بزرگی از توسعه نرم‌افزار به استفاده از سرویس‌های ابری، ابزارهای هوش مصنوعی، رابط‌های برنامه‌نویسی و زیرساخت‌های بین‌المللی وابسته شده است و هرگونه اختلال در دسترسی به این خدمات، به‌طور مستقیم بر کیفیت و سرعت توسعه محصول اثر می‌گذارد.

او در این رابطه گفت: مهم‌ترین چالش نوشتن کد نیست؛ مهم‌ترین چالش حضور در اکوسیستم نوآوری و فناوری جهانی است. به گفته اشرف‌زاده، این محدودیت‌ها تقریبا تمام چرخه توسعه محصول را درگیر کرده‌اند؛ از انتخاب ابزارها و راه‌اندازی محیط توسعه گرفته تا استفاده از سرویس‌های آزمون خودکار، انتشار محصول در فروشگاه‌های نرم‌افزاری و پایش عملکرد آن پس از عرضه. او می‌گوید تیم‌های توسعه برای هر یک از این مراحل ناچارند مسیرهای جایگزین پیدا کنند یا حتی زیرساخت‌های اختصاصی خود را ایجاد کنند؛ فرآیندی که زمان، هزینه و نیروی انسانی قابل‌توجهی را مصرف می‌کند. او معتقد است پیامد این وضعیت، تنها افزایش هزینه‌ها نیست؛ چرا که در نتیجه آن ظرفیت شرکت‌ها برای نوآوری کاهش می‌یابد. به گفته اشرف‌زاده، زمانی که تیم‌های فنی بخش مهمی از انرژی خود را صرف حل مشکلات ناشی از محدودیت‌ها می‌کنند، فرصت کمتری برای توسعه قابلیت‌های جدید، بهبود تجربه کاربری و رقابت با محصولات خارجی خواهند داشت. او در این‌باره گفت: بخش مهمی از منابع در تیم‌ها به جای خلق ارزش، صرف مدیریت چالش‌ها و دور زدن آنها می‌شود.

اشرف‌زاده همچنین معتقد است هرچند تیم‌های ایرانی در سال‌های گذشته راهکارهای مختلفی برای سازگار شدن با این شرایط پیدا کرده‌اند، اما این سازگاری را نباید به‌عنوان یک مزیت تلقی کرد. به گفته او، استفاده از سرویس‌های جایگزین، پراکنده کردن ریسک یا طراحی زیرساخت‌های اختصاصی، اگرچه امکان ادامه فعالیت را فراهم می‌کند، اما منابعی را مصرف می‌کند که در شرایط عادی باید صرف توسعه محصول و افزایش قدرت رقابت می‌شد. او در این رابطه تاکید کرد: انعطاف‌پذیری تیم‌های ایرانی مزیت نیست. ما باید تمرکز را بر توسعه محصول بگذاریم تا محصول رقابتی‌تر و کاربرپسندی ارائه دهیم، اما انرژی ما صرف تولید چیزی می‌شود که پیش از این وجود داشته است.

رقابت با دستان بسته

حمید حسینی می‌گوید نخستین راهکار بسیاری از تیم‌ها، استفاده از واسطه‌هایی است که امکان دسترسی به سرویس‌های خارجی را فراهم می‌کنند. به گفته او، برخی شرکت‌ها از طریق افراد یا شرکت‌های ثبت‌شده در خارج از ایران، حساب‌های کاربری و پرداخت‌های خود را مدیریت می‌کنند و همزمان تلاش می‌کنند بخشی از زیرساخت خود را بر سرویس‌های داخلی استوار کنند تا وابستگی کمتری به خدمات خارجی داشته باشند. او در این‌باره گفت: تا جایی که امکان‌پذیر باشد از سرویس داخلی استفاده کنیم و محصول خود را توسعه دهیم. با این حال، حسینی تاکید می‌کند هیچ‌یک از این راهکارها بدون هزینه نیست. او معتقد است بسیاری از تیم‌ها برای کاهش احتمال توقف پروژه، ناچارند ریسک را میان چند حساب کاربری یا چند سرویس مختلف توزیع کنند. حسینی درباره این موضوع چنین اظهار کرد: همه تمرکز را نباید روی یک حساب گذاشت که اگر این حساب مسدود شد، کل کار متوقف نشود. حسینی در ادامه افزود: هر کدام از اینها هزینه‌ها و ریسک‌هایی دارند که انتخاب بین‌شان به اندازه تیم و میزان تحمل ریسک و هزینه‌ها بستگی دارد.

اشرف‌زاده نیز معتقد است انعطاف‌پذیری بالای تیم‌های ایرانی نباید به‌عنوان نقطه قوت این وضعیت تلقی شود. او می‌گوید توسعه‌دهندگان ایرانی سال‌هاست راه‌های مختلفی برای عبور از موانع پیدا کرده‌اند، اما بخش مهمی از توان فنی آنها صرف حل مسائلی می‌شود که اساسا ارتباطی با توسعه محصول ندارد. او در این رابطه گفت: مهندسین ایرانی همیشه راه‌حل را پیدا کرده‌اند؛ از تامین زیرساخت مورد نیاز تا پراکنده کردن ریسک. اما واقعا باید توجه داشت که مزیت نیست. به گفته او، حتی استفاده از سرویس‌های جایگزین نیز همیشه به معنای کاهش هزینه نیست. اشرف‌زاده معتقد است بسیاری از سرویس‌های داخلی یا راهکارهای جایگزین، هزینه‌های مالی و عملیاتی بالایی دارند و در نهایت منابعی را مصرف می‌کنند که می‌توانست صرف توسعه محصول شود. او تاکید کرد: «ما باید تمرکز کنیم تا محصول رقابتی‌تری ارائه دهیم. اما انرژی ما صرف تولید چیزی می‌شود که پیش از این بوده است.

گزینه مهاجرت همیشه روی میز

چالش‌های دسترسی و دشواری تعامل با سرویس‌های جهانی، تنها روند توسعه یک پروژه را تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهد. تداوم این شرایط، برنامه‌ریزی بلندمدت را نیز برای توسعه‌دهندگان و شرکت‌های فناوری دشوار کرده است. وقتی هیچ تضمینی برای پایداری ابزارها، زیرساخت‌ها یا حتی امکان ادامه همکاری با بازارهای بین‌المللی وجود ندارد، تصمیم‌گیری برای آینده نیز با تردید همراه می‌شود. حمید حسینی معتقد است مهم‌ترین چالش این وضعیت، بی‌ثباتی آن است. او می‌گوید توسعه‌دهندگان نه تنها با محدودیت‌های فعلی روبه‌رو هستند، بلکه همواره باید خود را برای چالش‌های جدیدی نیز آماده کنند. چه بسا که باید یک برنامه‌نویس نگران این باشد که حسابش توسط سرویس‌دهنده مسدود نشود. او در بخشی از صحبت‌های خود گفت: ما نمی‌دانیم آیا همیشه می‌توانیم اینترنت را با همین کیفیت داشته باشیم یا خیر. حسینی معتقد است همین پیش‌بینی‌ناپذیری، رابطه میان توسعه‌دهندگان ایرانی و کارفرمایان خارجی را نیز تحت‌تاثیر قرار داده و اعتمادسازی را دشوارتر کرده است.

اشرف‌زاده نیز با اشاره به همین موضوع می‌گوید توسعه‌دهندگان در فضایی فعالیت می‌کنند که امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را از آنها گرفته است. به اعتقاد او، تغییر مداوم شرایط دسترسی، پرداخت و استفاده از سرویس‌های بین‌المللی باعث شده بسیاری از افراد، مسیر شغلی خود را نه براساس توانایی‌های حرفه‌ای، بلکه براساس موانع موجود تنظیم کنند. او در این رابطه گفت: توسعه‌دهنده ممکن است به خاطر این تغییرات، مسیر توسعه یا حتی مسیر کاری خود را تغییر دهد و دیگر نتواند برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد.

در چنین شرایطی، مهاجرت برای بخشی از نیروهای متخصص، بیش از آنکه صرفا یک انتخاب اقتصادی باشد، به تلاشی برای کاهش اصطکاک‌های روزمره تبدیل شده است. حسینی می‌گوید بسیاری از افرادی که با شرکت‌های خارجی همکاری می‌کنند، دست‌کم به حضور موقت در کشوری دیگر فکر می‌کنند تا بتوانند بدون دغدغه دسترسی، پرداخت یا مسدود شدن حساب‌های کاربری فعالیت کنند. او در این‌باره گفت: کسی که در این بازار فعالیت می‌کند، همیشه گوشه ذهن خود برنامه مهاجرت را دارد تا مواجهه کمتری با این موانع داشته باشد.

اشرف‌زاده اما این موضوع را از زاویه‌ای دیگر روایت می‌کند. او که تجربه بازگشت به ایران را داشته، معتقد است انگیزه مهاجرت امروز دیگر تنها به مسائل مالی محدود نیست. به گفته او، بسیاری از متخصصان به دنبال محیطی هستند که بتوانند زمان و توان خود را صرف حل مساله و خلق ارزش کنند، نه مدیریت بحران‌ها. او در این رابطه گفت: سال‌های گذشته افرادی بودند که به ماندن فکر می‌کردند، اما امروز ماندن بسیار سخت‌تر شده است. با این حال، او تاکید می‌کند هنوز هم گروهی از متخصصان با وجود همه این دشواری‌ها، ماندن و ادامه فعالیت در ایران را انتخاب کرده‌اند؛ انتخابی که به اعتقاد او، در صورت کاهش این تعارض، می‌تواند به تصمیم بخش بزرگ‌تری از نیروهای متخصص تبدیل شود.

یک رقابت نابرابر

آنچه در سال‌های گذشته به بخشی از زندگی روزمره فعالان اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شده، تنها مجموعه‌ای از محدودیت‌های فنی نیست. استفاده از ابزارهای تغییر آی‌پی، پرداخت از مسیرهای غیرمستقیم، نگرانی از مسدود شدن حساب‌های کاربری، ایجاد زیرساخت‌های جایگزین و مدیریت دائمی ریسک، امروز به بخشی از فرآیند توسعه محصول تبدیل شده‌اند؛ فرآیندی که نه ارزش تازه‌ای برای کاربر خلق می‌کند و نه کیفیت محصول را افزایش می‌دهد، بلکه تنها تلاش می‌کند شرایط فعالیت را به وضعیتی نزدیک کند که بسیاری از توسعه‌دهندگان جهان از ابتدا آن را بدیهی می‌دانند. اشرف‌زاده در بخشی از گفت‌وگوی خود، شاید خلاصه‌ترین توصیف را از این وضعیت ارائه می‌دهد. او می‌گوید: باید شرایطی فراهم شود که برنده رقابت، کسی باشد که بهترین کیفیت را عرضه می‌کند. شاید تفاوت اصلی برنامه‌نویس ایرانی با همتای خود در بسیاری از کشورهای دیگر نیز همین باشد؛ یکی روز کاری خود را با نوشتن کد آغاز می‌کند و دیگری، پیش از آنکه نخستین خط کد را بنویسد، باید مطمئن شود هنوز امکان نوشتن آن را دارد.

تعلیق در جزیره سرگردانی

در جزیره سرگردانی انسان‌هایی زندگی می‌کنند که میان جهان‌های مختلف، معلق مانده‌اند. آنان که می‌دانند زیستن دشوار است و رها کردن ساده نیست. حکایت برنامه‌نویسان ایرانی هم چنین است. آنان که ساختمانی با آجر‌هایی دیجیتالی بنا کردند، حالا برای ماندن در همان ساختمان با تردید و سردرگرمی روبه‌رو هستند. افرادی که برای استفاده از امکانات اساسی و حیاتی منبع درآمدشان، مجبور به تغییر هویت خود می‌شوند. اگر در آغاز این گزارش پرسیدیم هزینه واقعی این اصطکاک پنهان چیست، شاید اکنون پاسخ دیگر فقط زمان، پول یا حتی فرسودگی روانی نباشد. هزینه واقعی آن است که رقابت، پیش از آنکه بر سر کیفیت ایده یا مهارت برنامه‌نویس آغاز شود، بر سر امکان حضور او شکل می‌گیرد. پرسش شاید از ابتدا هم این نبود که تحریم‌ها و موانع دسترسی چقدر هزینه ساخته‌اند؛ پرسش این بود که اقتصاد دیجیتال ایران، تا چه زمانی می‌تواند با توسعه‌دهندگانی رقابت کند که پیش از نوشتن نخستین خط کد، هنوز باید ثابت کنند حق ورود به زمین بازی را دارند؟