هوش مصنوعی؛ زخمیِ جنگ

بسیاری از اقتصادهای واردکننده نفت، به‌ویژه در کشورهای جنوب جهان، مجبور به در نظر گرفتن کمبود آشکار نفت و فرآورده‌های آن هستند. مغازه‌ها در مصر با مقررات منع رفت و آمد مواجه هستند، اندونزی جمعه‌ها دورکاری را اجباری کرده و فیلیپین وضعیت اضطراری ملی انرژی اعلام کرده است. در نتیجه تحولات خاورمیانه، بسیاری از شرکت‌ها با نگرانی به پیش‌بینی‌های جریان نقدی خود نگاه خواهند کرد. اما برای صنعتی که به‌طور منحصر به‌فردی به انرژی نیاز دارد و مدل کسب‌وکار آن هنوز به طور محکم تثبیت نشده و سرمایه‌گذاری‌های آن با بدهی‌های هنگفت تامین مالی می‌شود، چالش‌ها ممکن است به‌طور ویژه حاد باشند.

سم آلتمن از اوپن‌ای‌آی در ماه فوریه مقایسه‌ای نه چندان اطمینان‌بخش انجام داد، چرا که سعی داشت نگرانی‌ها در مورد تاثیر زیست‌محیطی هوش مصنوعی را در آستانه‌ عرضه‌ عظیم آن به بازار سهام در اواخر امسال، کم‌اهمیت جلوه دهد. او گفت: «مردم در مورد اینکه آموزش یک مدل هوش مصنوعی چقدر انرژی می‌برد، صحبت می‌کنند اما آموزش یک انسان نیز انرژی زیادی می‌برد. حدود ۲۰ سال از زندگی - و تمام غذایی که در این مدت مصرف می‌کنید - طول می‌کشد تا باهوش شوید.» بانک انگلستان در بررسی منظم خود از خطرات پیش روی سیستم مالی بریتانیا در هفته گذشته، بر ارتباط بالقوه بین هزینه‌های انرژی و قیمت سهام شرکت‌های هوش مصنوعی تاکید کرد. کمیته سیاست مالی بانک انگلستان با اشاره به این نکته آغاز کرد که سرمایه‌گذاران پیش از شروع جنگ توسط ترامپ، سوالاتی را در مورد این بخش مطرح کرده بودند. در این بیانیه آمده است: «پیش از این درگیری، افزایش نیازهای تامین مالی بدهی و نگرانی‌ها در مورد اینکه آیا بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری‌های بسیار مهم مرتبط با هوش مصنوعی محقق خواهد شد یا خیر، منجر به فشار فروش شد.» در ادامه آمده است: «این درگیری می‌تواند این نگرانی‌ها را افزایش دهد، به‌ویژه با توجه به ماهیت انرژی‌بر زنجیره تامین برای اجزای کلیدی و عملکرد مراکز داده.» این یکی از جنبه‌های یک هشدار گسترده‌تر بود مبنی بر اینکه جنگ  با ایران می‌تواند شکنندگی‌های از پیش موجود در بازارها را تشدید کند، با توجه به این احتمال که «بر رشد اقتصادی تاثیر منفی بگذارد، تورم را افزایش دهد و شرایط مالی را سخت‌تر کند». رابرت استایگر، اقتصاددان ارشد سازمان تجارت جهانی، نیز ارتباط بین هوش مصنوعی و تاثیر درگیری را مطرح کرده و ماه گذشته به گاردین گفت که یک دوره طولانی‌مدت از قیمت‌های بالای انرژی می‌تواند سرمایه‌گذاری در این بخش را «مختل» کند. او گفت: «رونق، بسیار انرژی‌بر است.»

برای تاکید بر پیامدهای واقعیِ یک کاهش احتمالی، سازمان تجارت جهانی در آخرین چشم‌انداز تجارت جهانی خود محاسبه کرد که ۷۰ درصد از رشد سرمایه‌گذاری در ایالات متحده در سه‌ماهه اول سال گذشته در کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی از نوعی به نوع دیگر بوده است. پیچیدگی محض مهندسی مالی که زیربنای رونق عظیم سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بوده است، ماه گذشته در یادداشتی توسط یک شرکت حقوقی آمریکایی به نام کُوین امانوئل آشکار شد. این یادداشت با اشاره به اینکه درآمد این بخش در سال گذشته حدود ۶۰‌میلیارد دلار (۴۵.۳‌میلیارد پوند) و هزینه‌های سرمایه‌ای آن ۴۰۰‌میلیارد دلار بوده است، آغاز شد. برای آن دسته از ما که به اندازه کافی سن داریم و بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ را به خاطر داریم، خواندن این مطلب که ابزارهای مالی با هدف خاص خارج از ترازنامه و همچنین اوراق بهادار با پشتوانه دارایی، به شدت در آن حضور دارند، هشدار دهنده است.

اساسا، «هایپراسکیلرها» که رهبری هوش مصنوعی را بر عهده دارند و ارائه‌دهندگان زیرساخت مانند CoreWeave، در حال قرض گرفتن مبالغ هنگفتی هستند تا بتوانند مراکز داده بسازند (اگرچه تحلیل اخیر «اِد زیترون»، منتقد هوش مصنوعی، نشان می‌دهد که پروژه‌های دنیای واقعی بسیار عقب‌تر از وعده‌ها هستند). وام‌دهندگان اغلب شرکت‌های خصوصی مانند مدیران دارایی هستند که ردیابی کل بدهی‌های هر شرکت را برای تنظیم‌کنندگان - یا حتی سرمایه‌گذاران آنها - دشوارتر می‌کند. نگرانی‌های جداگانه اما مرتبطی در مورد فعالیت‌های این بخش اعتباری خصوصی رو به رشد وجود دارد که نهادهای نظارتی، از جمله بانک انگلستان، دائما در مورد آنها هشدار داده و بر ابهام آنها تاکید کرده‌اند.

در برخی موارد، شرکت‌های فناوری مستقیما اوراق قرضه منتشر کرده‌اند. اما ترتیبات بیزانسی بسیار بیشتری در جریان است که از دوران قبل از سقوط بزرگ اقتصادی آشنا هستند. اپراتورهای مراکز داده، ابزارهای مالی با اهداف خاص خارج از ترازنامه ایجاد کرده‌اند که «مالک» مراکز داده وسیع و درآمد اجاره آینده آنها هستند و در ازای آنها وام می‌گیرند. در برخی موارد، این بدهی‌ها سپس با هم جمع می‌شوند، تقسیم می‌شوند و به صندوق‌های بازنشستگی و مدیران سرمایه‌گذاری فروخته می‌شوند. تحلیلگران کوین امانوئل معتقدند که حدود ۱۲۰‌میلیارد دلار بدهی مراکز داده در دو سال گذشته به خارج از ترازنامه منتقل شده است و همان‌طور که آنها می‌گویند: «اکوسیستم هوش مصنوعی عمیقا به هم پیوسته به این معنی است که پریشانی در هر گره واحد... می‌تواند در چند طرف معامله و لایه‌های مالی پخش شود.» هزینه‌های بالاتر انرژی برای مدت طولانی می‌تواند یکی از محرک‌های چنین «رنجی» باشد. سوال اساسی اما آشناست: آیا بخش هوش مصنوعی می‌تواند درآمدی را ایجاد کند که ارزش‌گذاری‌های سرسام‌آور را توجیه کند؟ اما مطمئنا حتی هزینه‌های انرژی نسبتا بالاتر نیز می‌تواند باعث تجدیدنظر شود.