تابآوری آماری در برابر واقعیتها
شکنندگی زیر پوست رشد جهانی
با این حال برای دورهای که با شوکهای پیاپی و تغییر مسیر جریان تجارت همراه بوده، چنین عملکردی کمنظیر است. با وجود افزایش اصطکاکهای تجاری، تداوم نااطمینانیهای سیاستی و تنشهای ژئوپلیتیک، تجارت بینالمللی همچنان در مسیر صعودی حرکت میکند. مصرفکنندگان به خرجکردن ادامه دادهاند، بازارهای کار در مجموع پایدار ماندهاند و آغاز چرخه تسهیل پولی در اقتصادهای بزرگ به حفظ فعالیت اقتصادی کمک کرده است. اما دوام این تابآوری بیش از آنکه به ارقام رشد وابسته باشد، به تصمیماتی بستگی دارد که اکنون مسیر تجارت، مالیه و سرمایهگذاری جهانی را شکل میدهند.
شکنندگی و نابرابری
با وجود نشانههای تابآوری، این میزان پایداری برای تضمین پیشرفت حقیقی در توسعه کافی نیست؛ چرا که پشت این ارقام، اقتصاد جهانی قرار دارد که شکننده، نابرابر و هر روز ناتوانتر از تامین رشدی پایدار و فراگیر به نظر میرسد. آهنگ رشد کنونی که همچنان پایینتر از میانگین ۳.۲ درصدی پیش از همهگیری است، توان جبران عقبماندگیهای ناشی از بحرانهای متوالی را ندارد.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که آسیبپذیرتر از سایرین هستند، رشد درآمد سرانه کمتر از حد مطلوب بوده و روند کاهش فقر بسیار کند پیش میرود. برایمیلیونها خانوار، فاصله میان رشد اقتصادی روی کاغذ و واقعیت زندگی روزمره کاملا محسوس است. فشار هزینههای زندگی همچنان بالا است و قیمت مواد غذایی، مسکن و خدمات ضروری، بودجه خانوارها را تحت فشار قرار میدهد. به عبارتی حتی در شرایطی که اقتصادها در ظاهر در حال گسترشاند، در بسیاری از کشورها افزایش دستمزدها از رشد هزینهها عقب مانده و همین امر باعث شده استانداردهای زندگی خانوارها کاهش یابد.
تنگنای مالی و محدودیتهای توسعه
فضای مالی در بخش بزرگی از جهان رو به انقباض است. سهم فزایندهای از بودجههای عمومی صرف بازپرداخت بدهی میشود و همین امر منابع قابلاختصاص به آموزش، بهداشت و تقویت تابآوری اقلیمی را کاهش میدهد. افزایش هزینههای نظامی نیز فشار مضاعفی ایجاد کرده و فضای مالی لازم برای سرمایهگذاری در بخشهایی را که مسیر توسعه بلندمدت را تعیین میکنند، محدودتر کرده است.
برای بسیاری از اقتصادهای درحالتوسعه، هزینههای بالای استقراض و نوسان جریان سرمایه، بدهی را به نیرویی همسو با چرخههای رکودی تبدیل کرده است؛ بهگونهای که دولتها ناچار به تعدیل در زمانی میشوند که بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری نیاز دارند. کاهش حمایتهای رسمی بینالمللی چه در قالب کمکهای بشردوستانه و چه در قالب کمکهای توسعهای نیز چشمانداز کشورهایی را که پیشاپیش در وضعیت آسیبپذیر قرار دارند، تیرهتر میکند.
فناوری، شکافهای قدیمی را عمیقتر میکند
اگرچه پیشرفت سریع در هوش مصنوعی، زیرساختهای دیجیتال و فناوریهای انرژی پاک، موتورهای تازهای برای رشد جهانیاند؛ اما بهرهمندی از آنها همچنان در اختیار کشورهایی است که سرمایه، دانش و ظرفیت لازم برای استفاده از این فرصتها را دارند. با سیاستگذاری درست و همکاری بینالمللی، هوش مصنوعی، دیجیتالیشدن و گسترش تجارت خدمات میتوانند به تنوعبخشی اقتصادی، ایجاد مشاغل باکیفیتتر و ارتقای جایگاه کشورها در زنجیره ارزش کمک کنند؛ نه اینکه آنها را در وابستگی به صادرات مواد خام نگه دارند
. درمقابل بسیاری از کشورهای درحالتوسعه نه منابع مالی کافی دارند و نه توان فنی لازم برای ورود به این عرصهها. درنتیجه اگر امروزه چارهای برای این دسته از شکافها پیدا نشود، در آینده بهسختی قابل جبران خواهند بود. همزمان، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی از جمله لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی شدت گرفته و به بازتعریف سیاستهای تجاری و صنعتی و تشدید رقابتهای اقتصادی میان قدرتها منجر شده است.
سایه نااطمینانی بر شتاب اقتصاد جهانی
امروزه نااطمینانی به یکی از مهمترین موانع شتاب اقتصاد جهانی تبدیل شده است. تجارت جهانی اگرچه تاکنون تابآوری چشمگیری نشان داده اما تغییر مداوم قواعد بازی، نوسانات مالی و شکلگیری بلوکهای اقتصادی واگرا، اعتماد لازم برای سرمایهگذاری پایدار را تضعیف میکند.
گزارش «تجارت و توسعه ۲۰۲۵» آنکتاد هشدار میدهد که آشفتگی در بازارهای سرمایه، هزینههای بالاتر استقراض و محدودیتهای فزاینده در تامین مالی تجارت، به ریسکهای جدی برای بازرگانی جهانی تبدیل شدهاند. در غیاب محیطهای سیاستی قابلپیشبینی و همکاریمحور، این تابآوری اخیر میتواند بهسرعت جای خود را به تردید و کندی بدهد.
تهدید بحران اقلیمی برای شکوفایی آینده
در جبهه اقلیم، وضعیت هر روز خطرناکتر میشود. جهان در سال ۲۰۲۵ بار دیگر رکورد تازهای در انتشار کربن برجای گذاشت و همزمان سیلها، خشکسالیها و موجهای گرما خسارتهای انسانی و اقتصادی فزایندهای در سراسر جهان بهجا گذاشتند. رشد اقتصاد جهانی همچنان بر تولید کربنمحور تکیه دارد. این مدل نهتنها ناپایدار نیست، بلکه پایههای شکوفایی آینده را نیز سست میکند. گذار سبز تنها زمانی معنا و اعتبار خواهد داشت که جاهطلبیهای اقلیمی با دسترسی کشورها به منابع مالی بلندمدت و مقرونبهصرفه برای سازگاری و تابآوری همراه شود.
این شکافها نشان میدهد که اتکا به ارقام تولید ناخالص داخلی (GDP) نمیتواند معیار کافی برای سنجش موفقیت باشد؛ چرا که تابآوری واقعی صرفا توان تحمل شوکها نیست بلکه به شمولیت، پایداری و همکاری بینالمللی نیاز دارد.
خوشبینی محتاطانه در سایه احیای همکاری جهانی
بهرغم تمام هشدارهایی که آنکتاد داده است، اما در نهایت میتوان گفت که با اندکی احتیاط، کماکان دلایلی برای خوشبینی وجود دارد. توافقهای چندجانبه اخیر همچون «تعهد سویا» در چهارمین کنفرانس بینالمللی تامین مالی توسعه (FfD۴) و نتایج دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی و «بسته بلم» در نشست اقلیمی COP۳۰ نشانهای از بازگشت انرژی تازه به همکاری جهانی است. این ابتکارات بر تقویت شبکه ایمنی مالی جهان، گسترش دسترسی به منابع مالی بلندمدت و مقرونبهصرفه و قرار دادن کار شایسته، عدالت و پایداری محیطزیستی در مرکز سیاستگذاری جهانی تمرکز دارند.
در این میان، اطمینان از آنکه اقدامات تجاری جدید فشار نامتوازنی بر کشورهای کمتر توسعهیافته وارد نکند، برای فراگیر شدن این روند حیاتی است. با این حال اینکه این تعهدات به عمل تبدیل شوند یا نه، مسیر مرحله بعدی اقتصاد جهانی را تعیین خواهد کرد. آنکتاد تاکید میکند که آزمون واقعی سال ۲۰۲۶ این است که تابآوری کوتاهمدت چگونه میتواند به پیشرفتی پایدار بر پایه عدالت و فرصتهای مشترک برای همه تبدیل شود.