اصلاحات انرژی صرفا به معنای تغییر ناگهانی قیمت حاملها نیست. برای اجرای کارآمد پروژه باید بستهای طراحی شود که در آن ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پروژه نیز گنجانده شود. در واقع دولت باید جراحی اقتصادی را در شرایطی انجام دهد که سرمایه اجتماعی در سطح قابل قبولی باشد و نقشه راه فازهای اجرایی در میانمدت، بهصورت مشخص طراحی شده باشد. تجربه اندونزی نشان میدهد که شفافیت در اطلاعات، بهخصوص مشخص بودن محل خرج منابع حاصل از اصلاحات انرژی، نقشی اساسی را در موفقیت سیاستها ایفا میکند. مردم اندونزی حاضر شدند تا با تحمل هزینههای کوتاهمدت حذف یارانههای انرژی، در ترسیم آیندهای روشن برای نسلهای آتی مشارکت کنند. این دقیقا همان نقطه افتراقی بود که اجرای طرح را در نیجریه با شکست مواجه کرد. عدم پاسخگویی سیاستگذاران، نبود برنامه و ضعف زیرساختها، سوءظن مردم نسبت به نیتهای دولتمردان نیجریه را برانگیخت. این دو تجربه جهانی، حاوی نکات مهمی برای دستگاه بوروکراسی ایران است.